پاسخ به:اخبار کامل قرآنی (يكشنبه 18 تير 1391)
یک شنبه 18 تیر 1391 10:50 AM
| محمد نقيبزاده: مصونيت قرآن كريم از مخالفت با واقع يكی از مبانی تفسير است |
گروه حوزههای علميه: مصونيت قرآن كريم از مخالفت با واقع يكی از مبانی تفسير است كه موضع مفسر در برابر آن، تفسير وی را مستقيما تحت تاثير قرار میدهد. اين مبنا بدين معناست كه آيات اين كتاب الهی، مطابق با واقع و حقيقت است و هيچ گونه مطلبی بر خلاف واقع در آن يافت نمیشود. حجتالاسلام والمسلمين محمد نقيبزاده، عضو هيئت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی (ره) در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) درباره واقعنمايی قرآن كريم بيان كرد: مصونيت قرآن كريم از مخالفت با واقع يكی از مبانی تفسير است كه موضع مفسر در برابر آن، تفسير وی را مستقيما تحت تاثير قرار میدهد. اين مبنا بدين معناست كه آيات اين كتاب الهی، مطابق با واقع و حقيقت است و هيچ گونه مطلبی بر خلاف واقع در آن يافت نمیشود. وی با اشاره به اينكه قلمرو اول واقعگرايی در تشبيهات قرآن است، عنوان كرد: از نمودهای روشن بيانات قرآن، تشبيهات به كار رفته در آن است؛ قرآن كريم در عين استفاده از تشبيهات از واقعيت فاصله نگرفته است. نقيبزاده تصريح كرد: در ميان اقسام تشبيه، تشبيه وهمی شبهه غير واقعی بودن دارد، آيات «إِنَّهَا شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِی أَصْلِ الْجَحِيمِ طَلْعُهَا كَأَنَّهُ رُؤُوسُ الشَّیَاطِينِ» مصداق كاربرد تشبيه وهمی در قرآن پنداشته شدهاند؛ تشبيه ميوه درخت جهنم به سرهای شياطين در اين آيات موجب خرده گرفتن برخی از افراد ملحد شده است. وی ادامه داد: از نظر علامه طباطبايی تشبيه شكوفه درخت زقوم به سر شياطين بدين لحاظ است كه پندار عمومی مردم، شيطان را به زشتترين صورت تصور میكند؛ لذا توجيه علامه را میتوان به وجهی صحيح بازگرداند بدين بيان كه موهوم دانستن تشبيه در صورتی است كه مشبهبه، فاقد واقعيت خارجی و صرفا فرضی باشد يا تنها در تصور باطل مخاطبان، ريشه داشته باشد؛ اما تصور زشتی چهره شياطين جنی، صرفا موهوم نيست؛ زيرا هر چند موجودات فراحسی از قبيل فرشتگان و جنيان، به طبع اوليه موجوداتی نامحسوس و نامرئی برای انسان هستند ولی به لحاظ تمثلپذيری آنها به صورت حسی، از آيات و روايات متعددی استفاده میشود. میتوان گفت دست كم برخی از انسانها مانند انبياء و اوصياء، آگاه از قيافه تمثل يافته آنان بوده و همين اطلاع را به پيروان خود منتقل كردهاند. وی مورد دوم از واقعگرايی را در عرصههای بلاغی قرآن، كاربرد مجاز و استعاره برشمرد و عنوان كرد: اهميت تنزيه قرآن از خلاف واقع، برخی را واداشته از اساس منكر وجود مجاز در تعابير قرآنی شوند در حالی كه میتوان در عين عقيده به كاربرد مجاز و استعاره در قرآن كذب و دروغ را از ساحت آن دور دانست. نقيبزاده اظهار كرد: ميان حقيقت و مجاز فلسفی كه مربوط به مطابقت يا عدم مطابقت صورت علمی با واقعيت محكی آن است يا حقيقت و مجاز ادبی كه متعلق به عالم وضع و اعتبار است تفاوت وجود دارد و از همين رو استناد صدق و كذب واقعی به امور اعتباری و قراردادی مانند اسناد صدق و كذب چنين قضايايی با قضايای ديگر متفاوت است، بدين بيان كه ملاك كلی صدق و كذب قضايا؛ تطابق و عدم تطابق آنها با ماوراء مفاهيم آنها است. عضو هيئت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی (ره) ادامه داد: باور كاذب بودن تعابير مجازی و استعاری با ادله نفی كننده ورود كاذب به ساحت قدسی قرآن سازگار نيست. نقيبزاده قلمرو سوم واقعگرايی قرآن را در كاربرد مبالغه دانست و عنوان كرد: برخی از كتب بلاغی آيه شريف « اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَیْتُونِةٍ لَّا شَرْقِیَّةٍ وَلَا غَرْبِیَّةٍ یَكَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ» را از مصاديق غلو در قرآن پنداشتهاند؛ اين درحالی است كه روشنیبخشی روغن، بدون تماس آتش، نه تنها محال عقلی نيست بلكه امری ممكن به نظر میرسد. مانند برخی اجسام ديگر كه در اثر شدت شفافيت يا وجود خواصی در خود آن اجسام، حالت روشنیبخشی دارند. وی ادامه داد: گويا خاستگاه غلو شمردن اين آيه اين بوده كه «اضائه» را به معنای برافروختگی و شعلهور شدن گرفتهاند و چون اشتعال روغن را به صورت خود به خود و بدون نزديك شدن آتش به آن محال عقلی دانسته از اين تعبير آيه را مبالغه از نوع غلو شمردهاند. در حالی كه اولا شعله ور شدن آن روغن، بر فرض صحت چنان معنايی، محال عقلی نيست بلكه محال عادی به شمار میرود. ثانيا واژه اضائه در لغت به معنای پرتو افكنی و روشنی بخشی است نه به معنای افروختن يا سوختن. ثالثا فرضيه شعلهوری آن روغن با ظاهر آيه سازگار نيست؛ زيرا با توجه به دو شاهد درون آيهای، مقصود تنها پرتو افكنی و روشنی بخشی آن روغن بدون وجود آتش است. نقيبزاده قلمرو چهارم واقعنمايی قرآن را واقعنمايی داستانها در قرآن ذكر كرد و گفت: يكی از نگرشهای مطرح در زبان دين كه علاوه بر مغرب زمين در ميان روشنفكران مسلمان نيز مطرح شده نگرش نمادين به زبان است. يكی از مشخصههای زبان نمادين، فقدان حقيقت است يعنی گوينده، خود را ملزم به بيان واقعيت نمیبيند بلكه بر اساس هدف خويش، از نماد بهره میگيرد. برخی از روشنفكران مسلمان تعدادی از داستانهای قرآن را طبق اين نگرش تبيين كردهاند. ولی حتی با پذيرش تمثيلی بودن برخی داستانهای قرآنی، نمیتوان لزوما آنها را غيرواقعی دانست و جمع ميان نماد و واقعگرايی ممكن است؛ آن گونه كه برخی انديشمندان مسلمان نيز چنين عقيدهای دارند مانند علاوه طباطبايی كه در چند جای تفسير الميزان به تناسب بيان داستان حضرت آدم (ع) به تمثيلی بودن آن اشاره كردهاند يعنی داستانی كه در عين حقيقی بودن شخصيتهای آن از برخی اجزاء تمثيلی و نمادين برخوردار است. وی ادامه داد: علامه طباطبايی در ذيل آيات سوره بقره كه به داستان حضرت آدم پرداخته، مینويسد: « واداشتن فرشتگان به سجده بر آدم، بدان جهت بود كه وی جانشين خدا در زمين میگشت. از اين رو گر چه سجده بر آدم واقع شد اما حكم سجده، به تمامی انسانها را شامل است پس آدم، از باب نمونه و نائب، مسجود واقع شد. خلاصه آن كه به نظر میرسد قصه سكونت آدم و همسرش در بهشت و فرود آوردن آنها به زمين در پی تناول از درخت، تمثيلی بر انسان پيش از نزول به دنيا است كه از سعادت و كرمت برخوردار بود.» عضو هيئت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی (ره) ابراز كرد: تعبير نمادين و تمثيل در كلام علامه هرگز به معنای غير واقعی بودن هيچ بعدی از ابعاد قصه، نيست، علامه طباطبايی در قسمتی از تفسير خويش مینويسد: «بيانات قرآن مثلهايی از معارف حقه الهی است؛ زيرا بيان خداوند در اين دسته از آيات، سطح درك عموم مردم كه تنها امور حسی را درك میكنند و معانی كلی را نيز فقط در قالب امور جسمانی میفهمند، فرود آمده است، بيانات قرآن مثلهايی است كه در وراء خود حقايقی ممثل دارند و مقصود و مراد از آنها به لفظی كه از مرتبه حس و محسوس گرفته شده، متوقف نمیماند.» نقيبزاده تاكيد كرد: حتی با فرض تمثيلی و نمادين بودن برخی اجزاء داستان از آن جا كه سطح درك مخاطبان متفاوت بوده است، مثال و ممثل هر دو مقصود بوده است؛ مانند موضوع كنايه كه در عين اراده ملزوم از لازم، ممكن است خود لازم نيز مقصود گوينده باشد. در تمثيل نيز گاهی در عين آن كه قصد اصلی به تمثل، تعلق گرفته است خود مثال نيز مورد قصه گوينده قرار میگيرد و جنبه واقعنمايی آن محفوظ میماند. |
مدیریت:تالارهای دانشگاه،دانشجو
مدیریت سابق تالارهای تلفن همراه
صفحه اختصاصی:
اولین مدرسه عشق که تأسیس شد / درس عشق علی و فاطمه تدریس شد
گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه ازلــی / اولـین کلمه که آمـوختند علـی بود علـی