اثر روانى انتظار
وجود فرمانده لشكر نيز در مقرّ فرماندهى همين نقش را دارد، هر چند ساكت و آرام باشد. او خون را در رگ هاى سربازان به جوش مى آورد و آنان را به اين جهت كه «فرمانده ما زنده است و پرچم ما در اهتزاز»، به حمله و تلاش بيشتر بر مى انگيزد.
اما وقتى خبر كشته شدن فرمانده در ميان سپاهيان پخش مى شود، هر چه هم لشكر عظيم باشد، يك باره از هم مى پاشد، گويا روح از پيكرشان جدا شده است.
رئيس يك گروه يا كشور، تا زنده است، چه در سفر باشد و يا چه در رختخوابش خوابيده باشد، مايه حيات و حركت و نظم و آرامش است، ولى شنيدن خبر مرگ او، موجب نوميدى در همه مى شود.
شيعيان بر اساس اعتقادشان به اين كه امام زمان(عج) زنده است هر چند ديده نمى شود، خود را تنها نمى بينند ، پيوسته چشم به راه بازگشت آن مسافر عزيزى اند كه كاروان دل ها براى او مى تپد.
انتظار مؤثر و سودمند او، هر روز اميد به ظهورش را زنده مى سازد. اثر روانى اين ايده و آماده ساختن مردم براى آن انقلاب بزرگ، قابل درك است.
ليكن اگر آن پيشوا اصلاً وجود نداشته باشد و مردم منتظر تولد او در آينده باشند، وضع خيلى فرق مى كند.
اگر نكته ديگرى را بر اين سخن بيفزاييم، جواب، صورت جدّى ديگرى پيدا مى كند و آن اين كه:
بر اساس اعتقاد همه شيعيان كه در روايات و منابع دينى بسيارى آمده است، امام زمان(عج) پيوسته و در دوران غيبت، مراقب اوضاع پيروان خويش است و طبق الهام خدايى، از اوضاع همه آنان آگاه است و به تعبير روايات، هر هفته از جدول كارها و اعمال و سخنان آنان آگاه مى شود.(1)
اين تفكر، سبب مى شود همه پيروان پيوسته در يك حالت آمادگى باشند و در كارهايشان توجه داشته باشند كه زير نظر هستند، اثر تربيتى اين نوع از تفكر، انكار ناپذير است.(2)
پي نوشت:
1. در تفسير برهان در ذيل آيه 105 سوره توبه (فَسَيَرَى اللهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ) آمده است.
2. سيماى عقايد شيعه، ص 263.