پاسخ به:اوصاف و ویژگیهای قرآن
سه شنبه 13 تیر 1391 12:28 PM
ویژگیهای قرآن» (4)
19. آهنگ كلمات قرآن
يكي از ويژگيهاي قرآن آهنگ مخصوص لغات و كلمات قرآن است كه در نوع خود معجزهآسا است. مفسّرين شواهدِ گوناگون وجالبي براي اين موضوع ذكر كردهاند؛ از جمله اين جريان است كه براي سيّد قطب مفسّر معروف واقع شده، او ميگويد:
«من از حوادثي كه براي ديگران واقع شده است سخني نميگويم؛ تنها حادثهاي را بيان ميكنم كه براي خودم اتفاق افتاده است: ما شش نفر مسلمان بوديم كه با يك كشتي مصري، اقيانوس اطلس را به سوي نيويورك ميپيموديم. مسافران كشتي 120 زن و مرد بودند و كسي در ميان مسافران جز ما مسلمان نبود. روز جمعه به اين فكر افتاديم كه مراسم نماز جمعه را در قلب اقيانوس و بر عرشه كشتي انجام دهيم. ما علاوه بر اقامة فريضة مذهبي؛ مايل بوديم يك حماسة مذهبي در مقابل يك مُبلّغ مسيحي كه در داخل كشتي نيز دست از برنامة تبليغاتي خود برنميداشت؛ بيافرينيم. به خصوص كه او حتّي مايل بود ما را هم به مسيحيّت دعوت كند. ناخداي كشتي كه يك انگليسي بود موافقت كرد كه ما نماز جماعت را در صحنة كشتي تشكيل دهيم و به كاركنان كشتي كه همه از مسلمانان آفريقا بودند نيز اجازه داده شد كه با ما نماز جماعت بخوانند و آنها از اين جريان بسيار خوشحال شدند. زيرا اين نخستين باري بود كه نماز جمعه بر روي كشتي انجام ميگرفت!
(من) به خواندن خطبه نماز جمعه و امامت پرداختم و جالب اين كه مسافران غير مسلمان اطراف ما حلقه زده بودند و با دقت مراقب انجام اين فريضة اسلامي بودند. پس از پايان نماز گروه زيادي از آنها نزد ما آمدند و اين موفقيّت را به ما تبريك ميگفتند؛ ولي در ميان اين گروه يك خانم مسيحي بود كه فوق العاده تحت تأثير نماز ما قرار گرفته بود به حدي كه از چشمانش اشك سرازير بود و قادر به كنترل خويش نبود. او به زبان انگليسي ساده و آميخته با تأثّر شديد و خضوع و خشوع خاصّي سخن ميگفت و از جمله سخنانش خطاب به مسلمانان داخل كشتي اين بود: بگوييد ببينم كشيش شما با چه لحني سخن ميگفت، او فكر ميكرد كه حتماً بايد يك كشيش يا يك مرد روحاني اقامة نماز كند، آن چنان كه در نزد مسيحيان است؛ ولي ما به زودي به او فهمانديم كه اين برنامه اسلامي را هر مسلمان با ايماني ميتواند انجام دهد و سرانجام به اوگفتيم كه عبادت ما با لغت عربي بود؛ ولي او گفت: هر چند من يك كلمه از مطالب شما را نفهميدم امّا به وضوح ميديدم كه اين كلمات آهنگ عجيبي داشت، امّا از همه اينها مهمتر، مطلبي كه فكر مرا، فوق العاده به خود جلب كرده بود اين بود كه در، لا به لاي خطبة امام شما جملههايي وجود داشت كه از بقيّه جملات او ممتاز بود و داراي آهنگ فوق العاده مؤثّر و عميقي بود. آن چنان كه لرزه براندام من انداخت، يقيناً اين جملهها مطالب ديگري بودند، فكر ميكنم امام شما به هنگامي كه اين جملهها را ادا ميكرد مملو از روح القدس شده بود. ما كمي فكر كرديم، متوجه شديم كه اين جملهها همان آياتي از قرآن بود كه در بين خطبه و نماز مطرح شده بود. اين موضوع ما را تكان داد و متوجه اين نكته ساخت كه آهنگ مخصوص قرآن آن چنان مؤثر است كه حتي بانويي را كه يك كلمه از قرآن را نميفهميد تحت تأثير شديد خود قرار ميدهد.[1]
20. نامحدود بودن معارف قرآن
از آن جا كه هر اثر نمودي از صفات مؤثر خود است؛ قرآن نيز نمودي از درياي بيكران علم خداوند است.[2] همان طوري كه قرآن ميفرمايد:
«قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً»[3]
«بگو اگر دريا براي كلمات پروردگارم مركّب شود پيش از آن كه كلمات پروردگارم پايان پذيرد قطعاً دريا پايان مييابد؛ هر چند نظيرش را به كمك (آن) بياوريم.»
و در آيه ديگري ميفرمايد:
«وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أََقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أََبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»[4]
«و اگر آن چه در زمين است از درخت، قلم باشد و دريا را هفت درياي ديگر به ياري آيد؛ سخنان خدا پايان نپذيرد. قطعاً خداست كه شكست ناپذير و حكيم است.»
21. اعجاز در كلمات قرآن
كلمات قرآن حساب شده و داراي نظام خاصي است، در اين جا به چند نمونه از آنها اشاره ميكنيم:
واژة دنيا در قرآن 115 بار و واژة آخرت نيز 115 بار آمده است.
واژة ساعت در قرآن 24 بار، شبانه روز، نيز 24 ساعت است.
واژة سجده و مشتقات آن در قرآن 34 بار به كار رفته است، نمازهاي يوميه نيز 34 سجده دارد.
واژة شهر (ماه) 12 بار به كار رفته است. تعداد ماههاي سال نيز 12 ماه است.
واژة يوم (روز) قرآن 365 بار به كار رفته است. روزهاي سال شمسي نيز 365 روز است.
واژة ابليس، 11 بار در قرآن آمده است، واژة استعاذه (پناه بردن به خدا از مكر او) نيز به همين تعداد آمده است.
واژة حيات، 71 بار، در قرآن آمده است. واژة موت، هم به همين تعداد آمده است.
واژة اجر (مزد) 108 بار در قرآن آمده است. واژة فعل نيز 108 بار آمده است.
واژة شدّت 102 بار در قرآن آمده است. واژة صبر نيز 102 بار آمده است.
22. نظام شگفت انگيز حروف در قرآن
حروف قرآن كه در طي بيست و سه سال بر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ نازل شده است، حسابِ بسيار دقيق و منظّمي دارد و هر يك از حروف الفبا با مجموع حروف هر سوره داراي يك نسبت رياضي كاملاً دقيقي است.
مثلاً حرف «ق» در سوره «ق» از تمام سورههاي قرآن به نسبت بيشتر است و يا حرف «ن» در سورة «القلم» از تمام سورههاي ديگر به نسبت بيشتر است و اگر مجموع حروف «المص» در آغاز سوره اعراف را در نظر بگيريم از همه سورههاي ديگر بيشتر است و چنين حسابي جز از طريق اعجاز امكان ندارد،[5]
23. تجسم حقايق در قرآن
از ويژگيهاي قرآن تَجسّم حقايق و معارف است تا براي همگان قابل درك باشد، مانند آيات زير:
1. «رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتي...»[6]
ابراهيم ـ عليه السّلام ـ گفت: «پروردگارا بر من نشان ده؛ چگونه مردگان را زنده ميكني؟ فرمود: مگر ايمان نياوردهاي؟ گفت: چرا؛ ولي ميخواهم دلم آرامش يابد...».
2. «...فَانْظُرْ إِلي طَعامِكَ وَ شَرابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلي حِمارِكَ...»[7]
«به خوراك و نوشيدني خود بنگر (كه طعم و رنگ آن تغيير نكرده است) و به درازگوش خود نگاه كن (چگونه متلاشي شده است)».
3. «...وَ لِباسُ التَّقْوي ذلِكَ خَيْرٌ...» [8]
«بهترين جامه (لباس) تقوا است».
4. «...إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ...»[9]
«به درستي كه سستترين خانهها همان خانةعنكبوت است.»
و آيههاي ديگري كه از اين شيوه برخوردار هستند.
24. صراحت و قاطعيت قرآن
قرآن درعينِ داشتن لطافت در عبارات «صراحت و قاطعيّت» فوق العادهاي دارد.
دندان روي حرف گذاشتن و چند پهلو سخن گفتن (جز در موارد استثنايي كه شرايط خاصّي ايجاب ميكند) نشانة عدم اعتماد گوينده به گفتههاي خويش و يا ترس و وحشت او از قضاوت شنوندگان است و در هر صورت از ضعف و ناتواني گوينده حكايت ميكند.
اين معني به خوبي در آيات قرآن مشهود است، در اين جا به چند نمونه از آنها اشاره ميكنيم:
1. قرآن با بيان بسيار قاطع و صريحي تمام جهانيان را دعوت به مبارزه و مقابله به مثل نموده است، لحن تحدّي قرآن به قدري محكم و گويا است كه هر شنوندهاي را تحت تأثير قرار ميدهد. جالب اين كه آيات تحدّي منحصر به زمان و مكانِ خاصي نيست. و تمام جهانيان را در سه مرحله به تحدي دعوت نموده است.
الف. آوردن مثلْ قرآن
«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلي أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً»[10]
«بگو اگر تمام جهانيان اجتماع كنند تا كتابي همانند قرآن بياورند نميتوانند. گر چه نهايت همكاري را با هم داشته باشند.»
ب. ده سوره همانند سورههاي قرآن
در مرحله بعد قرآن شرايط تحدّي را سبكتر ساخته و تنها به آوردن ده سوره همانند سورههاي قرآن قناعت كرده و ميفرمايد:
«أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بعشر سورٍ مثله مفترياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ»[11]
«ميگويند اين آيات افتراء و ساختگي است؛ بگو: اگر چنين است شما هم ده سوره همانند آن را بياوريد و هر كس را ميتوانيد به كمك خود دعوت كنيد، اگر راست ميگوييد!»
ج. در مرحله سوّم باز شرايط مبارزه را آسانتر ميكند و ميفرمايد:
«وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلي عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ»[12]
«اگر در كتابي كه ما بر بنده خود نازل كرديم ترديدي داريد لااقل يك سوره مانند آن را بياوريد».
2. قرآن در برابر مشركين ميفرمايد:
«كساني را كه غير از خدا ميخوانيد هرگز نميتوانند، مگسي را بيافرينند، هر چند همگي براي اين منظور اجتماع و همكاري كنند و اگر مگسي چيزي از آنها بربايد نميتوانند از آن باز پس بگيرند».[13]
3. قرآن به بت پرستاني كه براي فرار از منطق كوبنده قرآن، پيروي از پدران و نياكان خود را بهتر ميدانستند ميفرمايد:
«آيا پدران و نياكان شما چيزي نميدانستند و گمراه بودند بايد باز از آنها تقليد كنيد؟»[14]
25.
[1] . تفسير نمونه، ج 8، ص 292، في ظلال القرآن، ج 4، ص 422.
[2] . انسان و قرآن، آيت الله حسن زاده آملي، چاپ دوّم، انتشارات الزهرا.
[3] . كهف، آية 109.
[4] . لقمان، آية 27.
[5] . تفسير نمونه، ج 2، 306.
[6] . بقره، 260.
[7] . بقره، 259.
[8] . اعراف، آية 26.
[9] . عنكبوت، آية 41.
[10] . اسراء، آية 88.
[11] . هود، آية 13.
[12] . بقره، آية 23.
[13] . حج، آية 73.
[14] . بقره، آية 170.