پاسخ به:اوصاف و ویژگیهای قرآن
دوشنبه 12 تیر 1391 5:45 PM
ویژگیهای بیان معارف در قرآن (4)
قرآن كريم براي انديشه و كاوشهاي علمي بشر ارزش فراواني قايل است و جامعهي انساني را بدان ترغيب ميكند. آن زمان كه برخي از رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ ميخواستند تا با اعجاز، كاري كند كه كوههاي مكّه كنار بروند و دشت وسيعي براي كشاورزي در اختيار آنان قرار گيرد، آن حضرت ـ صلّي الله عليه و آله ـ نميپذيرفتند؛ يكي از دلايل اين عدم پذيرش عنايت وحي الهي و دين خدا به ترغيب امت اسلامي به رشد و تكامل عقلي بشر در امور زندگي و طبيعي آنان بوده است.
البتّه در رواياتي نيز كه از امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ رسيده و در كتابهايي مانند «علل الشرايع» نقل شده كه اهل بيت ـ سلام الله عليهم ـ به سؤالاتي دربارهي اسرار عالم، پاسخ ميدادند امّا كار اصلي قرآن و عترت ـ عليهم السّلام ـ تربيت انسانهاست نه بازگويي مسائل طبيعي و علمي، بلكه در آنها به ذكر ضابطهها و اصول جامع اكتفا ميشد و تفصيل و تحليل و استنباط از آنها به عهدهي احساس، تجربه و انديشهي بشري واگذار شده كه محصول برهان عقلي ميتواند به جاي خود جزء علوم اسلامي قرار گيرد؛ زيرا عقل در مقابل نقل است نه در برابر دين.
10ـ شيوهي قرآن در بيان اسرار
قرآن كريم گاهي معارف بسيار بلندي را در آيات كوتاهي بيان ميدارد كه جز افراد كمي از خواص اهل تفسيرْ نميتوانند به فهم آن برسند، مانند: « هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ»[1] يا « هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ»[2] كه محتواي اين آيات چنان سنگين و دقيق است كه اگر انسان بخواهد اين معارف را به عنوان «يكون فيها لابالممازجه»[3] بيان كند، با كمبود الفاظ از يك سو، و قصور مفاهيم از سوي ديگر روبرو ميشود.
يكي از روشهاي قرآن كريم آن است كه پس از نشان دادن مطالب قابل گفتن، اشارهأي ميكند كه مطلب ديگري هم در اينجا هست كه ما نگفتيم. به عنوان مثال دربارهي ابراهيم خليل ـ سلام الله عليه ـ كه به او ملكوت آسمانها و زمين نشان داده شد چنين آمده است: « وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ»[4] يعني ما اين چنين به ابراهيم ملكوت آسمانها و زمين را نشان داديم و براي اينكه از يقين داران باشد.
بيان عادي مسئله اين بود كه بفرمايد ملكوت را به او نشان داديم تا از يقينداران باشد ولي قرآن كريم با آوردن «واو» پيش از « لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ» ميفهماند كه مقصودها و هدفهاي ديگري هم در نشان دادن ملكوت وجود دارد كه خداوند آن را بازگو نكرده است و از اين طريقْ محقّقِ جستجوگر را براي كشف آن هدفها و فهم معارف ترغيب ميكند.
غرض آنكه: حذف آغاز كلام كه «معطوف عليه» است و مطلب را از وسط بازگو كردن، براي تشويق به پي بردن به نكات اسرار آميز آن قسمت حذف شده است.
[1] ـ سورة حديد، آية 3؛ اول و آخر و پيدا و پنهان اوست.
[2] ـ سورة حديد، آية 4؛ و هر جا باشيد او با شماست.
[3] ـ بحار، ج 77، ص 283؛ خداوند داخل در اشياء است ولي نه به صورت مخلوط بودن.
[4] ـ سورة انعام، آية 75.
قرآن در قرآن ـ آيت الله جوادي آملي