پاسخ به:آشنائی و شناخت قرآن
سه شنبه 6 تیر 1391 3:07 PM
|
عظمت قرآن(6)
|
| حالا بياييـم در قرآن معاذالله تحميل كنيم بگـوييـم, نه, قرائت آن اين چنيـن نيست, بلكه اين گونه است كه: «واجعل لنا مـن المتقين اماما». جمع ميان سه راه هدايتى جمع هر سه راه عقل, تهذيب نفـس و تعبد ايمانى ممكـن و شدنى است ; يعنى هم انسان با برهانى كه خـود قرآن اقامه كرده است هـم با ظواهر دينى و هـم با تهذيب نفـس مـى تـواند حركت كند. يقينـى كه خـداى سبحان به ابراهيـم ـ سلام الله عليه ـ داد با درس خـواندن به دست نيـامـد, چـون وضع حضـرت ابـراهيـم مشخص بود: دوران كـودكى را در غار گذراند كم كـم آمد بيرون و فرمـود: «و كذالك نـرى ابـراهيـم ملكـوت السمـوات والارض و ليكـون مــــــن الموقنين.» ما ملكوت را نشانـش داديـم تا او اهل يقيـن بشـود. خـوب ايـن راه را هـم كه به ما نشان دادنـد فرمـود: چرا شما در ملكوت سفر نمى كنيد؟ «او لـم ينظروا فى ملكـوت السموات والارض» ما را نه تنها تشـويق كردند, تـوبيخ كردند كه چرا نگاه نمى كنيد چرا نمـى رويد. پـس يك راهـى است رفتنـى, به ما گفته انـد كه اگر قدرى جلـوتر رفتى هـم اكنون كه ايـن جا نشستى جهنـم و اهلـش را مى بينى: «كلا لو تعلمون علم اليقيـن لترون الجحيم» حالا ببينيد بر سر اين آيه چه ها آوردند گفتنـد بين ايـن دو جمله چيزى محذوف است كلا لـو تعلمـون علـم اليقيـن مثلا عمل صالح مـى كنيد بعد اگر مرديد لترون الجحيـم خـوب بعد اگر مرديد همه لترون الجحيمند چه كافر چه غيركافر, ديگر نيازى نـدارد كه بفرمايـد اگر اهل يقيـن باشيد جهنـم را مى بينيد. چرا ما بگوييـم آن در آيه شريفه فـوق, وسطهـا محذوف است, لذا بـرخـى چيزى به عنـوان پسـونـد بــــراى «لـوتعلمون علـم اليقيـن» در تقدير گرفتند كه با آن هـم آهنگ نيست و يك چيزى به عنـوان پيـش وند براى «لترون الجحيـم» ذكر كـرده انـد كه با اين هـم سان نيست. چـرا ما اين چنيـن با قـرآن برخورد كنيم, فرمود: «كلا لوتعلمون علم اليقين لترون الجحيم ثم لترونها عين اليقيـن ثـم لتسئلـن يومئذ عن النعيم» فرمود شما اگر اهل علـم اليقيـن باشيد جهنـم را مى بينيد نشانش ايـن است كه عده اى هـم ديدند, در نتيجه اين راه رفتنـى است. پـس ايـن كه فرمـود: «ان هذاالقرآن يهدى للتـى هـى اقـوم», سه راه را به ما نشـان داد جمع اش هـم ميسر است هيچ كـس در هيچ شرايطى نمى تـواند بهانه بياورد, بعضـى كه اهل تهذيب نفـس نيستنـد براى آنها سخت است, چـون هر شب بايد غذا بخورند و هميشه بايـد بخـوابنـد, بالاخره يك نماز صبحـى هـم مى خوانند ديگر حالا هرچه شد, شد اهل ايـن كه شب كـم غذا بخـورد, يك مقدارى سبك باشد سحرى داشته باشـد اهل اين نيست. ايـن گـونه افـراد بالاخـره اهل فهم كه هستنـد, اگـر اهل فهم و تفكـر عقلـى باشند با استـدلال. بعضـى هستند كه نه اهل استـدلال انـد و نه اهل تهذيب, بلكه اهل ظواهر دينى انـد, قرآن ايـن راه ظواهر دينـى را به آنان معرفـى كرده است ; يعنى هـم با ظواهر دينى در آن جا كه ظواهر دينى به نصاب اعتبار رسيده است و هـم با براهيـن عقلـى و استدلال ها آن جا هـم در صـورتـى طبق براهيـن به حد نصاب استـدلال رسيده باشد و هـم از راه تهذيب نفس در صورتى كه تهذيب به شرايط به نصاب لازم رسيده باشد وعده خـداى سبحان هـم كه هست: «الذيـن جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا» هم ما را تشـويق كرد و هـم فرمود كه اگر يك قدرى ايـن راه را طى كردى مـن نشانت مى دهـم و هدايتت مى كنم.(2) |
| آيت الله جوادي آملي- مجله پاسدار اسلام, ش 211و212 |