0

بخوان به نام خوبي ها

 
nargese_montazer
nargese_montazer
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 1760
محل سکونت : آذربایجان غربی

بخوان به نام خوبي ها
دوشنبه 29 خرداد 1391  8:54 PM

 بخوان به نام خوبي ها

«اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ الْانسَانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْانسَانَ مَا لَمْ يَعْلَم» (1) و اين چنين است كه جمله آغازين آخرين كتاب آسماني خالق، براي بشريت، آن هم هنگام اولين دفعه نزول بر آخرين سفير، جمله ي «إقر» مي باشد

«بخوان به نام پروردگارت» بخوان و در اين خواندن از «اسم الرَّبّ» استعانت بجوي.

در اين نوشتار سعي داريم بيان كنيم كه چگونه خداوند در اولين جمله خود خطاب به نبي مكرم اسلام صلي الله عليه وآله، معارف توحيدي را القاء مي نمايد.

چون پيامبراسلام صلي الله عليه وآله به خاطر درس نخواندن و نداشتن سواد خواندن و نوشتن كه آن هم به حكمت الهي بود، در خود نوعي عجز از خواندن احساس مي كرد. گويي وقتي خداوند به او مي گويد: «بخوان».

براي او اين سۆالات پيش مي آيد كه : من بخوانم؟! چگونه؟! و چه چيزي را؟! من كه «أُمّي» هستم؟!(2) من كه تا به حال هيچ نوشته اي را مطالعه يا نويسندگي نكرده ام؟! (3)

در اين جا خداوند او را امر به استعانت از «اسم الرَّبّ» مي نمايد.

استعانت از اسم « الله » و مسئله اسم در قرآن و روايات و ادعيه از جمله ي عميق ترين معارفي است كه دين مقدس اسلام آن را به ميدان آورده و تفكر در اطراف آن شناخت عميقي براي انسان در مسائل توحيدي ايجاد مي نمايد.

آن اسم الرّبّي كه در اين مورد پيامبر صلي الله عليه وآله از آن استعانت مي جويد همان اسم «الخالق» است كه از لوازم آن خلقت انسان از علقه و سير دادن او از مرحله جمادي به نامي و از نامي به مرحله ي آدميت است كه مرحله علم و شعور و تعليم و تربيت، مي باشد.

فلذا در ادامه مي فرمايد: «... بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ الْانسَانَ مِنْ عَلَقٍ ....الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْانسَانَ مَا لَمْ يَعْلَم » (4)

و از طرفي داستان آدم و ملائكه را به ياد داريم كه خداوند با كدام ويژگي آدم بر ملائكه فخر و مباهات نمود؟ يعني ويژگي «وَ عَلَّمَ آدمَ الأسماء».(5)
اسماءالله در واقع همان اولياء الهي هستند كه نشانه و علامت حقيقي خداوندند و مردم را به سوي او رهنمون مي شوند! چنانچه امام صادق عليه السلام فرمود: «... نحن و الله الأسماء الحسني» به خدا قسم كه اسماء حسناي الهي ما هستيم

آنچه شايسته تذكر و تنبيه است اين است كه در آيات و روايات و علي الخصوص ادعيه منظور از «اسم الله» لفظ نيست بلكه حتي مفهوم نيز، نيست! بلكه منظور حقايقي از حقايق عالم وجود و تكوين است و به قول جناب علامه حضرت آيت الله جوادي آملي حفظه الله: لفظ «الخالق» اسمِ اسمِ اسمُ الله است.

يعني لفظ علامتي مي باشد براي مفهوم و خود مفهوم نيز علامتي است براي يك حقيقت بيرون از ذهن موجود در دار تكوين و در آخرين مرحله، اين حقيقت بيروني علامت است براي ذات و صفات محضر ربوبي جلّ و علا!

چون يكي از معاني كلمه «اسم» همان علامت است چنانچه در روايت از امام رضا عليه السلام به اين معنا اشاره شده است.(6)

در اين مرحله به اين نكته اشاره مي نماييم كه مراد از «اسم» در قرآن و ادعيه و روايات در غالب موارد همان حقيقت بيرون از ذهن است كه ماهيت آن بر افراد عادي كاملا پوشيده است و ما هيچ خبري از آن جز يك لفظ و مفهوم صرف نخواهيم داشت!
حضرت محمد

به همين دليل وقتي خداوند پيامبرش را امر به خواندن به «اسم الرّبّ» مي نمايد، منظور اين نيست كه «اسم الرّبّ» را تلفظ نمايد بلكه منظور اين است كه: بخوان و آيات الهي را قرائت كن و در اين كار از «اسم الله» استعانت بجوي كه بمقتضي باء استعانت آنچه كه مي توان از آن استعانت جست، هيچگاه لفظ و مفهوم نيست بلكه حقيقتي وراء اين دو مي باشد كه دست ما از آن كوتاه است و فقط در دسترس اولياي خداست. فلذا وقتي كه گفته مي شود فلان وليّ خدا يا فلان انسان كامل داراي اسم اعظم است معناي آن به هيچ وچه اين نيست كه آن وليّ از الفاظ و اورادي مطلع است كه ديگران مطلع نيستند. حتي اگر در روايات داريم كه فلان جمله - مثلا آية الكرسي - اسم اعظم است، به معني اين است كه اگر كسي واجد اسم اعظم باشد مي تواند از اين آيه بهره ي ويژه اي كه ديگران نمي برند ببرد به همين دليل اگر همان جمله كه گفته مي شود اسم اعظم است را به ما ياد دهند و ما آن را تلفظ كنيم هيچ چيزي رخ نخواهد داد!

پس واجد اسم اعظم بودن يعني واجد مقامي از مقامات و كمالي از كمالات معنوي بودن است نه مطلع بودن از الفاظ و مفاهيم!

باز مي گرديم به مقصود اصلي يعني اين كه مراد از اسم حقيقت است نه لفظ و مفهوم.
خدا را با بهترين اسماءش صدا بزنيد و بوسيله آنها به بارگاه او راه بيابيد و توسل بجوييد! كه اين خود نوعي امر به توسل و وسيله قرار دادن في ما بين خود و بين خداوند است چنانچه فرمود: «وابتغوا إليه الوسيلة»؛پس بدون وسيله و بدون اسم الله نمي توان راه به مقصود برد

در جملات آغازين دعاي كميل كه هم با آن آشنا هستيم، مي خوانيم: «و بأسمائك التي ملأت أركان كلّ شي»(7) به خوبي معلوم است كه آن چيزي كه مي تواند اركان هر چيزي را كه همان حاق حقيقت اشياء است را پر كند لفظ و مفهوم نيست!

در دعاي سمات نيز خداوند را مكرراً به اسماء مقدسه او قسم مي دهيم ولي به طريقي كه قابل تفكر و تأمل است:

«خدايا از تو درخواست مي كنم با آن اسمي كه درهاي بسته آسمان با آن باز مي گردد و همچنين درهاي زمين، و به آن اسمي كه با آن هر سخني به آساني تبديل مي گردد و با آن مردگان زنده مي شوند ... » و بقيه دعا ؛ فلذا نوح نيز كشتي خود را با «اسم الله» جريان داد و لنگراندازي نمود: «بِسْمِ اللَّهِ مجَْرئهَا وَ مُرْسَئهَا» (8).

پس با اين توضيحات معناي: «وَ لِلَّهِ الْأَسمَْاءُ الحُْسْنيَ‏ فَادْعُوهُ بهَِ» (9) اين مي تواند باشد كه: خدا را با بهترين اسماءش صدا بزنيد و بوسيله آنها به بارگاه او راه بيابيد و توسل بجوييد! كه اين خود نوعي امر به توسل و وسيله قرار دادن في ما بين خود و بين خداوند است چنانچه فرمود: «وَ ابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَة» (10)؛پس بدون وسيله و بدون اسم الله نمي توان راه به مقصود برد.

حال به مرحله حساس اين نوشته مي رسيم و آن اين است كه اسماءالله در واقع همان اولياء الهي هستند كه نشانه و علامت حقيقي خداوندند و مردم را به سوي او رهنمون مي شوند!

چنانچه امام صادق عليه السلام فرمود: «... نحن و الله الأسماء الحسني»به خدا قسم كه اسماء حسناي الهي ما هستيم.

و در دعاي ندبه مي خوانيم: «أين السبب المتصل بين الأرض و السماء، أين وجه الله الذّي إليه يتوجه الاولياء»؛يعني كجاست واسطه بين آسمان (خدا) و زمين و كجاست وجه خدا، آن وجهي كه اوليا و خدا اگر بخواهند به خدا توجه كنند بسوي او متوجه مي شوند!

در پايان چه نيكو است كه در اين ماه رجب سري به بعضي از جملات ادعيه اين ماه كه به اين بحث مربوط است بزنيم:

«خدايا من از تو درخواست مي نمايم بواسطه آن معاني كه با آنها أولياء أمرت تو را صدا مي زنند، همان اوليايي كه آنها را امين سرّت قرار دادي ... و آنها را معادن كلمات خود قرار دادي و همچنين اركان توحيد و آيات و مقامات خود ... فرقي بين تو و آنها نيست جز اين كه آنها عبد و خلق تو مي باشند ...» (11)

كلام در اين رابطه بسيار وسيع است كه در اين مختصر نمي گنجد، والله العالم.



پي نوشت ها :

1- قرآن كريم، سوره علق، آيات 1 تا 5.

2- سوره اعراف، آيه 157.

3- سوره عنكبوت، آيه 48.

4- سوره علق، آيات 1 تا 5.

5- سوره بقره، آيه 31.

6- توحيد صدوق، ص 229، باب 31، حديث 1.

7- «به آن نامهايت كه ركن هر چيز را پر نموده»، دعاي كميل جملات آغازين.

8- سوره هود، آيه 41: «با نام خداست لنگر او و حركت او».

9- سوره اعراف، آيه 180.

10- سوره مائده، آيه 35.

11- مفاتيح الجنان، نشر دفتر فرهنگ، اعمال رجب، ص 245.

حميد حاج علي مدرس حوزه علميه قم


تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها