0

حجاب اجباری !

 
nargese_montazer
nargese_montazer
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 1760
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به: حجاب اجباری !
دوشنبه 29 خرداد 1391  10:48 AM

 جوامع انسانی در طول تاریخ همه گونه پوشش و برهنگی و روابط جنسی را بعنوان قانون – خود ساخته یا عرفی - جامعه تجربه کرده اند. به نظر می رسد ریشه تجربه و پذیرش حجاب در مسیر پیشرفت جوامع ابتدائی توجه به مفهوم "عشق" باشد. به این بیان که وقتی من به کسی علاقه پیدا کردم و او را دوست داشتم، این حس در من تقویت شد که او به من تعلق دارد و دیگری حق تصرف در عشق من را ندارد؛ دیگری که می خواست به عشق من چشم داشته باشد مورد نفرت من قرار می گرفت؛ از آنطرف عشق من نیز توقع داشت که من از او حمایت کنم تا دیگران به او تعرضی نکنند، و همه بدانند و بفهمند که ما دوتا فقط مال همدیگریم؛ این احساس منجر به برخوردهای خشنی بین من و مزاحمان میشد و این روند باعث شد دیگران این نوع رابطه که دو عاشق با هم دارند را به رسمیت بشناسند و حدود آنرا رعایت کنند؛ و بدین وسیله بحث ازدواج شکل گرفته و رسمیت پیدا کرد و شخص و جامعه از کمونیزم جنسی و بی قانونی روابط زن و مرد رها شد؛ و زیبائی مفهوم عشق که همگان آنرا بین دو عاشق مشاهده می کردند، مفهوم ازدواج – که محافظ حریم این عشق بود - را نیز زیبا و دوست داشتنی کرد.
در ادامه این مسیر وقتی شخص می دید که عشق او قبل از اینکه با او باشد با دیگری بوده، تردید و دلزدگی خاصی در او ایجاد میشد، و این رابطه قبلی، از شدت و خلوص عشق او کم می کرد. همین امر پیوند های عاشقانه جدید را تحت تاثیر قرار داد و افراد می دیدند عشقی که بدون سابقه رابطه با دیگری است زیبا تر و روابط آن دوست داشتنی تر است، پس اینگونه زنان که عشق خود را از این خلوص خالی می دیدند سفیر ترویج بکارت در میان هم جنسهای خود شدند که مبادا قبل از اینکه کسی به شما عشق بورزد تن به رابطه با کسی دهید چراکه این کار، شما را در نظر عشق تان حقیر خواهد کرد؛ این اتفاق مفهوم بکارت را امری ارزشمند نشان داد، و زیبائی مفاهیم عشق و ازدواج به مفهوم بکارت نیز نفوذ کرد. در ادامه این روند دختر که می خواست باکره بماند تا به عشق ناب در حد کمال دست پیدا کند، خود را از تعرض نگاه و رفتار دیگران در امان نمی دید و روزگار سختی را سپری می کرد تا بتواند خود را حفظ کند؛ پس راه چاره را در این دید که خود را بپوشاند، زیبائی های اندام خود را و دلفریبی های کلام خود را در حجاب قرار دهد تا دست تعرض غیر به او نرسد. اینگونه شد که مفهوم حجاب شکل گرفت، و زیبائی های مفاهیم عشق، ازدواج، و بکارت را کسب کرد، و حجاب صدفی شد برای دستیابی به گوهر های بکارت ، ازدواج ، و عشق ناب.
به این صورت عشق پاک، روابط اجتماعی بین زن ومرد را سر و سامان داده و بر اصولی استوار کرد که هر عقل سلیمی به برتری آن بر روشهای دیگر اذعان دارد. اين نوع عشق ورزي ثمره پیشرفت مدنيت است كه در آن در مقابل خشنود ساختن شهوت انساني، به وسيله دستورات اخلاقي سد هائي كشيده شده.

 

نتیجه منطقی نفی حجاب
نفی حجاب دامن زدن و توسعه دادن قوه شهوت است، و تحريک و ارضای بي حد و مرز این قوه ( و يا خفه كردن آن در همه حال ) آنرا ياغي و سركش مي كند و نتيجه آن می شود كه قوه عقل انسان را آلوده مي كند و شخص را از طی مسیر كمال باز مي دارد.
آن خانمي كه خود را آرايش مي كند و به خيابان مي آيد و زیبائی های اندام خود را به نمایش می گذارد بايد بداند كه چهره او محرك شهوت جنس مخالف است؛ تحريك شهوت ديگري تجاوز به حق اوست؛ كسي حق دارد ديگري را تحريك كند كه بعد بتواند به تحريك او پاسخ دهد.
خب، حالا فرض مي كنيم شما خانم محترم 10 نفر ؛ 100 نفر را با چهره خودت، با اندام خودت، با موهاي خودت تحريك كردي، يعني در وجودشان هوس ايجاد كردي؛ تیپ زدی دلبری کردی ! و ميل به خود را در آنها ايجاد كردي؛ ( اين حالت براي او طبيعي است، او نمي تواند منظره مهيج ببيند و تحريك نشود؛ اما تو مي تواني خود را بپوشاني ) دو حالت بيشتر ندارد، يا اينكه بايد به همه پاسخ دهي !!، اينكه مي شود روسپي گري؛ و گمان نمي رود همه اينهائي كه بي حجاب بيرون مي آيند، اينگونه كساني باشند. ( به استثنائات كاري نداريم ) اكثرا انسانند، با خانواده اند، با نجابتند؛ بعضا متدين اند، اهل خدا و نماز هم ممكن است باشند.
اگر نمي تواني و نبايد پاسخ دهي؛ پس حق نداري تحريك كني، و به حریم شخصی ديگران تجاوز كني. اين حق مردان است؛ نمي شود به آنها گفت چشم بسته راه برويد اما به زنان مي شود گفت زيبائيهاي خود را بپوشانيد؛ و زينت خود را ظاهر نكنيد.


تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها