پاسخ به: حجاب اجباری !
دوشنبه 29 خرداد 1391 10:46 AM
2- توجیه عقلائی ضرورت حجاب
چرا "حجاب" ضرورت دارد ؟
«نخستين وظيفه آداب و تقاليد اجتماعي كه سازنده قوانين اخلاقي هر اجتماع است، آن است كه روابط ميان دو جنس مرد و زن را بر پايه هاي متين استوار سازد. چه اين روابط پيوسته منشأ نزاع و تجاوز و انحطاط به شمار مي رود. اساسي ترين عمل تنظيم اين روابط همان ازدواج است.
لاندر ميگويد: "در قبيله ياريبا امر زن گرفتن از طرف بوميان با بي علاقگي تلقي مي شود ، چنانكه كه گوئي اين كار با چيدن يك خوشه گندم نزد آنان برابر است ، چه عشق و محبت در ميان آنان وجود خارجي ندارد . چون ارتباطات جنسي پيش از ازدواج ممنوع نيست ، به اين جهت ، مرد هرگز در مقابل خود منعي نمي بيند و عشقي نمي تواند ايجاد و رفته رفته تقويت شود و به شكل ميل شديد براي دست يافتن به زن معين جلوه كند. به همين دليل يعني به علت آنكه جوان هر وقت بخواهد بلا فاصله مي تواند دفع شهوت كند، ديگر علتي نمي ماند كه جوان بنشيند و در سر ضمير خود، نسبت به احساسي از وي كه تحريك شده و نتوانسته است فرو بنشاند، بينديشد و محبوبه طرف ميل خود را بزرگ و عالي تصور كند، و از آن ميان عشق رمانتيك پيدا شود. در این جوامع، زن و مرد در هنگام ازدواج نسبت به هم سرد هستند و توجهي به حال يكديگر ندارند … ميان زن و شوهر هيچ گونه آثار محبت ديده نمي شود" » (7)
«حجب، براي دختر، همچون وسيله دفاعي است كه به او اجازه ميدهد تا از ميان خواستگاران خود شايسته ترين آنان را برگزيند، يا خواستگار خود را ناچار سازد كه پيش از دست يافتن بر وي به تهذيب خود بپردازد. موانعي كه حجب و عفت زنان در برابر شهوت مردان ايجاد كرده، خود عاملي است كه عاطفه عشق شاعرانه را پديد آورده و ارزش زن را در چشم مرد بالا برده است. پيروي از سيستمي كه به بكارت اهميت مي دهد، آن آساني و راحتي را كه در اجراي آرزوهاي جنسي پيش از ازدواج داشته، و همچنين مادر شدن پيش از موقع را از ميان برده است. همين طرز تصور در باره بكارت، بدون شك سبب مي شود كه فرد از لحاظ جسمي و عقلي نيرومند تر شود و دوران جواني و تربيت و كارآموزي، طولاني تر گردد و در نتيجه سطح تربيتي و فرهنگي بشر بالاتر رود.
سر و سامان بخشيدن به روابط جنسي هميشه مهمترين وظيفه اخلاق به شمار مي رفته است، زيرا غريزه توليد مثل نه تنها در حين ازدواج بلكه قبل و بعد از آن نيز مشكلاتي فراهم مي آورد. و در نتيجه شدت و حدت همين غريزه و نا فرمان بودن آن نسبت به قانون، و انحرافاتي كه از جاده طبيعي پيدا مي كند، بي نظمي و اغتشاش در سازمانهاي اجتماعي توليد مي شود. حيات جنسي حتي در ميان حيوانات نيز آزاد و نا محدود نيست و حيوان ماده جز در موقع معين، نر را به خود نمي پذيرد .» (8)
![]()