پاسخ به:خانواده در قرآن
یک شنبه 28 خرداد 1391 9:53 AM
3. سنخيت در احصان.
كلمه (احصان) به معناي منع است و در قرآن كريم، اسم مفعول اين كلمه؛ يعني (محصنات) در چهار معنا به كار رفته است:.
1. زنان پاكدامن و عفيفي كه خود را از آلودگي و روابط نامشروع منع و محافظت مي كنند.(18).
2. زنان شوهرداري كه درحصار شوهر هستند و ازدواج با آنان ممنوع است.(19).
3. زنان آزادي كه دخالت ديگران در سرنوشت آنها ممنوع است.(20).
4. منظور از احصان، اسلام است و طبق اين معنا، محصنات به زنان مسلمان گفته مي شود.
در اين جا منظور ما از سنخيت در احصان، همان معناي اول است و در حقيقت، خواسته ايم از اصطلاح قرآن خارج نشويم.
در قرآن مجيد، نه تنها به احصان زن توجه شده، بلكه در مورد مرد نيز اهميت احصان گوشزد گرديده است.
ديديم كه در آيه پنجم سوره مائده، هنگامي كه حلال ها شمرده مي شدند. از زنان مسلمان و اهل كتاب كه هر دو به محصنات توصيف شده اند، به عنوان كساني كه ازدواج با آنها حلال است، ياد شد؛ اما در همان آيه، بلافاصله، مرد را نيز محدود به احصان كرده و مي فرمايد:.
إذا ءاتَيْتُمُوهُنَّ اُجُورَهُنَّ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ وَلا مُتَّخِذي أخْدانٍ؛.
در صورتي شما مي توانيد با محصنات مسلمان يا اهل كتاب ازدواج كنيد كه كابين آنها را بدهيد و خود به احصان و پاكدامني آراسته شويد و از زنا و رفيقه بازي خودداري كنيد.
آيه سوم سوره نور نيز اين مطلب را به اين صورت بيان كرد كه: اصولا جذب و انجذابي ميان مرد زناكار و زن پاكدامن و زن زناكار و مرد پاكدامن نيست، بلكه تنها زناكاران هستند كه درحوزه تجاذب يكديگر قرار مي گيرند؛ زيرا به گفته شاعر:.
كبوتر با كبوتر باز با باز
كند هم جنس با هم جنس پرواز.
دليل آن هم كاملا روشن است؛ آنهايي كه آيينه روحشان به زنگار بي عفتي و هرزگي آلوده نيست، در اعماق وجودشان نسبت به آناني كه روحي آلوده به گناه و هرزگي دارند، احساس تنفر مي كنند.
زنان پاكدامن، در نظر جامعه سرفراز و عزيزند و زن هاي هرزه، از چشم مردم افتاده و در منجلاب انزوا و بدبختي دست و پا مي زنند؛ مردها هم همين طورند.
طبع پاكي كه به گناهان آلوده نشده، طالب پاكي است؛ چنين طبعي جز مجذوب پاكي نمي شود و جز پاكي را به خود جذب نمي كند و چه در اين زمينه زيبا و دلنشين است تعبير قرآن! كه مي فرمايد:.
اَلخَبيثاتُ لِلخَبيثينَ وَالخَبيثُونَ لِلخَبيثاتِ وَالطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ؛(21).
زن هاي پليد براي مردهاي پليد و مردهاي پليد براي زن هاي پليد و زنان پاك براي مردان پاك و مردان پاك براي زنان پاكند.
مولوي داستاني نقل به اين مضمون مي كند كه:.
آن حكيمي گفت: ديدم در تكى
مي دويدي زاغ با يك لك لكي.
در عجب ماندم بجستم حالشان
تا چه قدر مشترك يابم نشان.
چون شدم نزديك، من حيران و دنگ
خود بديدم هر دوان بودند لنگ!.
معلوم مي شود كه تا سنخيت نباشد، محال است كه دو موجود متخالف، با يكديگر اتحاد پيدا كنند. زاغ و لك لك با هم سنخيتي ندارند، ليكن عارضه لنگي توانسته است آنها را رفيق راه و همدم و مونس يكديگر سازد.
مولوي به دنبال نقل داستان فوق چنين مي گويد:.
با زبان معنوي گل با جعل
اين همي گويد كه اي گنده بغل.
گر گريزاني زگلشن بي گمان
هست آن نفرت كمال گلستان.
غيرت من بر سر تو دور باش
مي زند كاي خس از اين جا دور باش.
ور بياميزي تو با من اي دنى
اين گمان آيد كه ازكان مني.
بلبلان را جاي مي زيبد چمن
مر جعل را در چمن خوشتر وطن.
حق مراچون از پليدي پاك داشت
چون سزد بر من پليدي را گماشت.
براي اين كه زن و مرد بتوانند در محيط خانواده، از سعادت واقعي برخوردار شوند، اسلام سنخيت در احصان را مورد توجه قرار داده و از اين رهگذر، به دوام و استحكام خانواده ها نيز كمك فراوان كرده است.
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.