0

“حكايت چهار دانشجو‎”

 
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

“حكايت چهار دانشجو‎”
پنج شنبه 25 خرداد 1391  7:36 PM

چهار دانشجو شب امتحان به جاي درس خواندن به مهموني و خوش گذروني رفته بودند و هيچ آمادگي براي امتحانشون رو نداشتند.
روز امتحان به فكر چاره افتادند و حقه اي سوار كردند به اينصورت كه سر و رو شون رو كثيف كردند و مقداري هم با پاره كردن لباس هاشون در ظاهرشون تغييراتي بوجود آوردند. سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودند و يك راست به پيش استاد رفتند.

مسئله رو با استاد اينطور مطرح كردند:


كه ديشب به يك مراسم عروسي خارج از شهر رفته بودند و در راه برگشت از شانس بد يكي از لاستيك هاي ماشين پنچر ميشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشين به يه جايي رسوندنش و اين بوده كه به آمادگي لازم براي امتحان نرسيدند كلي از اينها اصرار و از استاد انكار، آخر سر قرار ميشه سه روز ديگه يك امتحان اختصاصي براي اين 4 نفر از طرف استاد برگزار بشه ...

آنها هم بشكن زنان از اين موفقيت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول ميشن و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد ميرن تا اعلام آمادگي خودشون رو ابراز كنند.

استاد قبل از امتحان با اونها اين نكته رو عنوان مي كنه كه بدليل خاص بودن و خارج از نوبت بودن اين امتحان بايد هر كدوم از دانشجوها توي يك كلاس جدا بنشينند و امتحان بدن كه آنها هم به خاطر داشتن وقت كافي و آمادگي لازم با كمال ميل قبول مي كنند.

امتحان حاوي دو سوال و بارم بندي از نمره بيست بود:

1. نام و نام خانوادگي؟
2 نمره

2. كدام لاستيك پنچر شده بود؟
18 نمره

الف. لاستيك سمت راست جلو
ب. لاستيك سمت چپ جلو
ج. لاستيك سمت راست عقب
د. لاستيك سمت چپ عقب

بنظر شما دوستان، آيا اون 4 دانشجو توانستند به سوالات پاسخ صحيح بدهند ؟!

 

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها