چشم انتظاري صبر
چهارشنبه 24 خرداد 1391 3:05 PM
ای موج به موج در پی کشف و شهود
از رنگ و ریای ما نخواهی آسود
در غربت شهر زنده ماندن سخت است
هرچند که زنده رود باشی ای رود!
*
فرداست که زیر بارش تند تگرگ
نه ساقه به جا بمانَد از ما و نه برگ
القصه چنین که خواب ما سنگین است
بــیـدار نمی شـویم الا با مرگ
*
تو هدیه ی زیبای خدایی، ای صبر!
با هر دل خسته آشنایی،ای صبر!
گفتند همانکه غم دهد صبر دهد
غم آمده! پس تو کی میایی ای صبر؟!
*
خاموش شدم ، سکوتم از غم می گفت
در من کسی از آنچه نگفتم می گفت
راز دل خود به اشک اگر می گفتم
این طفل زبان بسته به عالم می گفت