جهل و بدتر از آن!
چهارشنبه 17 خرداد 1391 11:05 PM
این روزها شاید در بسیاری از محافل و به ویژه مجالس مذهبی از واژه "جهل" به وفور استفاده میشود و رهبر فرزانه انقلاب نیز همواره نسبت به این واژه حساسیت خاصی داشتهاند. اما به واقع جهل چیست و چه پیامدهایی دارد؟
بارزترین چیزی که در عالم خلقت میتوان از آن با عنوان روشنی و وضوح اسم برد، بیشک "نور" است ... نور وجودی است که در عالم خلقت نه تنها انسانها، بلکه حیوانات، نباتات و جمادات همگی در پرتوش هم به رشد میرسند و هم به کمال. آنها میتوانند اندام خود را بسازند و استعدادهای خود را به فعلیت برسانند. با نور است که فرد زیباییها را میبیند، زشتیها را مینگرد، فرازها را درمییابد، فرودها را نظاره میکند و راه را از چاه تشخیص میدهد. چو پای هست چرا باز ماندهای از راه چو نور هست چرا گشتهای قرین ظلام همانگونه که انسان در عالم محسوس دنیا، فضای نورانی را بر فضای ظلمانی ترجیح میدهد و از فضای ظلمانی نفرت دارد؛ انسان عالم دیگری هم دارد که در آن عالم نیز اگر به نورانیت برسد، حتماً به زشتی ظلمت گواهی میدهد و آن عالم، روح است و مشعل نوربخش این عالم، علم است چرا که «العلم نور» روغن به چراغ جان ز علم افزای کم نور بود چراغ کم روغن بر همین اساس است که میگویند انسان بیسواد، کور است و داروی نجاتبخش او دانش. چنانکه شاعر میگوید: ای خوشا خاطر ز نور علم مشحون داشتن تیرگیها را از این اقلیم بیرون داشتن در منطق دینی، سعادت روح و نورانیتش به این است که خود را به منبع نورانی خدای متعال متصل کند و بداند اگر از این منبع منفصل شد، آنچه وجود شد و آنچه وجود پیدا میکند، چیزی جز ظلمانیت نیست و اگر این اتصال برقرار شد، می بیند که همه انوار عالم، نورانیتش از خداست. مصداق اینکه "الله نور السماوات و الارض" گفته پروین نه از روی هواست هر کجا نوریست آن نور خداست از همین جا به مطلب مورد نظرشان اشاره میکنیم که جهل بد است، چرا که تمام مانعها، بیماریها و عداوتها از جهل آغاز میشود، اما از جهل بدتر هم هست و آن، "جمود" است. همچنان که از نظر مال و ثروت، از فقر هم بدتر هست و آن غرور و اتکا به دارایی خویش است. جهل بد است از آن جهت که صرفاً نیستی و فقدان علم است، اما چه بسا، جاهلها و نادانهایی که با عشق و شور زائدالوصفی در پی تحصیل علم و دانش میروند و آینده روشنی در انتظار آنهاست. از آن طرف، ای بسا عالمی که به آنچه دارد، مغرور است و خیال میکند آنچه او میداند، کل دانش است؛ از این رو، به دانش خود مغرور میشود و این غرور نوعی جهل و تاریکی به وجود میآورد. دانش بشر همیشه نسبت به آنچه حقیقت بوده یعنی نسبت به کل دانش، اندک است و دانشمند واقعی همیشه به جهل و نادانی خود معترف. بزرگترین دانشمند طبیعتشناس عصر ما یعنی انیشتین در مقدمه "خلاصه نظریه فلسفی نسبت" میگوید: بشر پس از آشنا شدن با فیزیک جدید همین قدر میتواند ادعا کند که با الفبای کتاب آفرینش آشنا شده است نه بیشتر. یعنی مثل بشر از نظر آشنایی با حقایق جهان، مثل کودکی است که تازه به دبستان رفته و الفبای یک زبانی را فرا گرفته است و این کودک تا وقتی که بتواند کتابهای علمی که به آن زبان نوشته شده است، را بخواند و بفهمند چقدر فاصله دارد؟ بشر امروز نیز تا وقتی بتواند کتاب طبیعت را بخواند، همین قدر بلکه بیشتر فاصله دارد و آنچه انسان را میتواند از جهل و بدتر از آن جمود روح نجات دهد، علم وحیانی است که متصل به خدا باشد. هستند دانشمندانی که نسیمی از دین به مشامشان رسیده باشد و به این مطلب معترفند؛ چنانچه ویلیام جیمز در این باره میگوید: دین همیشه نشانههایی از چیزهایی داده است که عقل و علم بشر هرگز به آنجا راه نداشته است، اما همان نشانهها سبب شده است که عقل و علم به تحقیق بپردازد و بالأخره به کشفیاتی نائل شود. ============================== نگارش از: حجتالاسلام اباذر محمدی مسئول شجره طیبه صالحین میامی * برگرفته از کتاب "امدادهای غیبی" شهید مطهری ==============================
چهار راه برای رسیدن به آرامش:
1.نگاه کردن به عقب و تشکر از خدا 2.نگاه کردن به جلو و اعتماد به خدا 3.نگاه کردن به اطراف و خدمت به خدا 4.نگاه کردن به درون و پیدا کردن خدا
پل ارتباطی : samsamdragon@gmail.com
تالارهای تحت مدیریت :
مطالب عمومی کامپیوتراخبار و تکنولوژی های جدیدسیستم های عاملنرم افزارسخت افزارشبکه