پاسخ به:اخبار قرآنی (1391/03/10)
چهارشنبه 10 خرداد 1391 7:48 PM
| چهارشنبه 10 خرداد 1391 09:54:48 شماره خبر :1020303 | ||||
| حجتالاسلام ميرباقری: دستيابی به علم رحمانی در گرو انتخاب اولی دستگاه حق است |
||||
|
گروه انديشه: رئيس فرهنگستان علوم اسلامی علم رحمانی و علم شيطانی را دو سر طيف علم دانست و اظهار كرد: ما هرگاه شروع به انديشيدن میكنيم، يا به باطن نور و يا به باطن ظلمت متصل میشويم و در اين صورت يا به دستگاه حق و يا به دستگاه باطل وارد میشويم و بر همين اساس تفسيرهای متفاوتی از جهان خواهيم داشت. به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، دومين و آخرين روز از همايش «درباره علم دينی» با هدف ايجاد بستری برای گفت وگو و تبادل نظر درباره مباحث مربوط به علم دينی در ميان انديشمندان ايران، روز گذشته، 9 خردادماه، در دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. حجتالاسلام والمسلمين سيدمهدی ميرباقری، رئيس فرهنگستان علوم اسلامی، طی سخنرانی با بيان اين كه رويكردهای مختلفی برای طرح بحث درباره چيستی و چگونگی امكانپذيری علم دينی وجود دارد در اين خصوص چهار رويكرد كاركردشناختی، معرفتشناختی، جامعهشناختی و فلسفه تاريخی را برشمرد. ميرباقری با اشاره به پرسشهای مطرح در هر كدام از اين رويكردها گفت: اگر بپذيريم كه علم مسير مشخصی در تاريخ داشته و از سوی ديگر معطوف به واقع است و بنابراين علم دينی امكانپذير نيست، با اين وجود و به لحاظ كاركردی ما میتوانيم قائل به علم دينی شويم. وی در توضيح اين مطلب اظهار كرد: اگر قائل باشيم كه كاركرد علم، به خصوص در علوم متداول و متعارفی كه بعد از رنسانس توليد شدند، حل نيازمندیها اعم از فردی و اجتماعی است و از سوی ديگر فرايند تكامل نيازمندیهای بشر در جهان را در يك مسير يگانه با نيازهايی مشترك فرض كنيم در اين صورت دانشی كه عهدهدار حل اين نيازمندیهاست نيز يگانه، مشترك و جهانی خواهد بود.
ميرباقری افزود: اما در صورتی كه نظام نيازمندیهای مسلمين غير از نظام نيازمندیهای كفار باشد قاعدتاً نظام علم هم متفاوت خواهد بود، هر چند اين نظام نيازمندیها معطوف به واقع باشد يا به تعبير ديگر حل نسبتی از نسبتهای واقع، اما بنا به اين دليل كه هر معادلهای كه ناظر به واقع باشد كارآمدیای خاص دارد و نه كارآمدی در نسبت با همه واقع، تفاوت در نظام نيازها به تفاوت در نظام معادلات و در نتيجه تفاوت در نظام علم منجر خواهد شد. وی با اشاره به نيازهای مشترك عنوان كرد: اگر شما منظومه نيازمندیهای يك مؤمن و يك كافر را نه به صورت جزيرههايی از نيازمندیها و سلولهای متشتت بلكه به شكل پيوستار در نظر بگيريد و دانش وابسته به آن را در حال بهينهسازی اين پيوستار در نظر آوريد، در اين صورت در روند بهينهسازی نيازها و همزمان دانش معطوف به اين نيازها هم الگوی زيستی و مصرفی و هم الگوی علمی دو جامعه دينی و غيردينی از هم فاصله میگيرند تا جايی كه در انتهای اين طيف هيچ نياز و مسئله مشتركی در ميان نخواهد بود. رئيس فرهنگستان علوم اسلامی با بيان اين كه هيچ كدام از اين علوم توانا به حل مسائل جامعه ديگر و علم آن نخواهند بود، گفت: دانشهای تجربی معطوف به نيازهای معنوی و دانشهای تجربی معطوف به نيازهای مادی دو دسته دانشی هستند كه در اين صورت و در عين پايبندی به رئاليسم ظهور خواهند كرد كه يكی در خدمت توسعه در معنای امروزينش و يا دنياپرستی قرار میگيرد و ديگری در خدمت تعالی خواهد بود.
ميرباقری همچنين با اشاره به منظر معرفتشناختی، پذيرش نظريه انكشاف مطلق و نظريه تطابق در صدق را مانع امكان پذيری علم دينی دانست و اظهار كرد: در صورت پذيرش نظريه تطابق، دانش ما يا مطابق با واقع است و يا جهل است و در اين صورت سخن گفتن از علم دينی بیمعناست و بيان اين كه هر دانشی از اين جهت كه كشف نظام تكوين الهی است، دينی است نيز جز نامگذاری چيزی نخواهد بود. نويسنده كتاب «تحول در علوم انسانی» با بيان اين كه در صورت پذيرش نظريه تطابق مفروضات فلسفیای دركار نخواهد بود تا از فهم الهی در مقابل فهم غيرالهی سخن گفته شود، ادامه داد: انديشههايی میتوانند به لحاظ معرفتشناختی مدعی علم دينی شوند كه خود را مدعی تفسير فهم بدانند و نه مدعی تفسير تطابق محض و البته فهم بايستی نسبتی با واقعيت برقرار كند و اگر اين نسبت برقرار نباشد اساساً فهمی دركار نيست و هر نسبتی خبر از كارآمدی میدهد. وی علم غيردينی را نيز كارآمد دانست و عنوان كرد: در اينجا چگونگی شكلگيری تناسبات و تأثير اختيار انسان در برقراری اين نسبت مطرح میشود و میتوان از تأثير كيف اختيار انسان در كيف فهم و نه در موضوع فهم و انتخاب موضوع سخن گفت. در واقع علم دينی در صورتی مطرح می شود كه ما به اين امر قائل باشيم كه ما دوگونه فهم از واقع داشته باشيم و هر كدام نيز نسبتی با واقع داشته باشند و احياناً علاوه بر نسبت هر دو از كارآمدی نيز برخوردارند. وی علم رحمانی و علم شيطانی را دو سر طيف علم دانست و اظهار كرد: علم رحمانی به عنوان انتهای دينی طيف علم فرع بر انتخاب دستگاه حق و اتصال با باطن نور است ما هرگاه شروع به انديشيدن میكنيم با اتصال به عالم بالا يا به باطن نور و يا به باطن ظلمت متصل میشويم و در اين صورت يا به دستگاه حق و يا به دستگاه باطل وارد میشويم و بر همين اساس تفسيرهای متفاوتی از جهان خواهيم داشت. رئيس فرهنگستان علوم اسلامی با بيان اين كه در صورت قائل شدن به تأثير كيف اختيار انسان اعم از فردی و اجتماعی در دانش فردی و اجتماعی، فرآيند فهم ديگر فرآيندی عليتی و جبری نخواهد بود، افزود: در اين صورت منطق تفسير فهم به دليل حضور اختيار در آن، بايستی نه يك منطق عليتی و ارسطويی بلكه منطقی شامل تنظيم نظام اختيار انسان باشد كه منطق بهينه اختيار در تفسير موضوع فهم در آن لحاظ شده است. ميرباقری افزود: در اين صورت نسبت برقرار شده با واقع همراه با حسن اختيار يا سوء اختيار خواهد بود و به حق و باطل متصف خواهد شد و در اين صورت معيار دانش از صحت توسعه پيدا كرده و به معيار حقانيت میرسيم كه براساس آن نظام دانش يا معطوف به بندگی در نفس فهم و خضوع عقل است كه در اين صورت علم، دينی است و يا در سر ديگر اين طيف نظامی از دانش شيطانی خواهد بود كه هر چند به لحاظ دانش بودن از بالا القا شده است اما القايی شيطانی و از سر استكبار است. |