پاسخ به:اخبار قرآنی (1391/03/10)
چهارشنبه 10 خرداد 1391 7:42 PM
| چهارشنبه 10 خرداد 1391 09:22:43 شماره خبر :1020194 | |
| انديشههای تفسيری امام خمينی(ره)/ 3 حجتالاسلام نصيری: امام خمينی(ره) ظاهر قرآن را «نازله هفتم» حقيقت آن میدانند |
|
|
گروه انديشه: نگاه قرآنی حضرت امام خمينی(ره) با كسانی چون صدرالمتألهين، سيدحيدر آملی و تا حدودی علامه طباطبايی و فيض كاشانی مشابه است، سبك و گرايش حضرت امام(ره) در تفسير قرآن، گرايش عرفانی است و بر اساس اين گرايش، قرآن واجد حقيقتی متافيزيكال و فراتر از حقيقت ظاهری است كه ايشان از آن تعبير به «نازله هفتم» كردهاند. حجتالاسلام و المسلمين علی نصيری، عضو هيئت علمی دانشگاه علم و صنعت، در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، ضمن بيان نكاتی درباره انديشههای تفسيری حضرت امام خمينی(ره)، به وجوه عرفانی شخصيت و تفسير ايشان اشاره كرد و تفسير ايشان را اثری فراتر از تفاسير رايج قرآن دانست. وی با اشاره به آيه هفتم سوره مباركه آل عمران تصريح كرد: بر اساس «وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ»، يكی از آموزههای قران اين است كه دستيابی به تأويل آيات و اسرار قرآن نيازمند رسوخ در علم است و انديشه و تفكر شخص بايد به يك استواری رسيده باشد. همچنين در آيه شريفه «إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا؛ در حقيقت ما به زودى بر تو گفتارى گرانبار القا مىكنيم»(مزمل/5) تصريح شده كه قرآن حقيقتی ماورائی دارد و جنس آن، از نوعی ديگر است و اين آيات يادآور نظريه امام(ره) است كه میفرمود قرآن غير از اين جنبه ظاهری، يك حقيقت بحت و بسيط متعالی دارد. اين استاد حوزه و دانشگاه همچنين با اشاره به آيه شريفه «أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَالَتْ أَوْدِیَةٌ بِقَدَرِهَا...؛ از آسمان آبى فرو فرستاد، پس رودخانههایى به اندازه گنجايش خودشان روان شدند»(الرعد/17)، گفت: علامه طباطبايی در تفسير اين آيه میگويد: ظاهر اين آيه اشاره به باران دارد، اما میتواند در باطن به معنای باران معنوی يعنی علم و اسرار باشد؛ همينطور چالههای روی زمين را نيز میتوان تعبير به جان آدميان كرد كه هرچه ظرف جان او وسيعتر و گنجاتر باشد، ميزان بهرهمنديش از فيوضات معنوی بيشتر خواهد بود. عضو هيئت علمی دانشگاه علم و صنعت ادامه داد: اگر ما اين سه نكته قرآنی را در كنار هم قرار دهيم به نتايج چندی دست میيابيم: نخست اينكه قرآن يك سرّ مستتری دارد كه حقيقت و باطن آن به حساب میآيد و اين حقيقت غير از اين لفظها و عبارتهاست؛ حقيقت و باطن قرآن چون از مقوله فراماده است، لذا ظرف طاهر، پاك و پرگنجايشی میطلبد و بر اين اساس، سهم پيامبر(ص) و ائمه طاهرين(ع) از فيوضات قرآنی از سايرين بيشتر است.
وی در تشريح اين مطلب عنوان كرد: در روايتی از امام صادق(ع) آمده است كه «إن رسول الله (ص) افضل الراسخين فی العلم، فقد علم جميع ما أنزل الله عليه من التأويل و التنزيل و نحن الراسخون فی العلم، ونحن نعلم تأويله»؛ پيامبر(ص) بيشترين رسوخ در علم و بهره از قرآن را دارد و ما اهل بيت(ع) هم پيرو آن حضرت از اين رسوخ بهرهمنديم. حجتالاسلام نصيری با تأكيد بر اينكه هر عالم دينی، هر مقدار از بعد روحی و معنوی دارای طهارت نفس بيشتر بوده و ظرف جانش گنجاتر و در علم و دانش راسختر باشد، بهرهاش از معارف و اسرار و بطون قرآن بيشتر است، اظهار كرد: اين نيز لزوما! مربوط به درس و مدارسه نيست، كه معصوم فرموده است: «لیَسَ العِلمُ بِكثرة التَعليمِ و التَعلُّم ، بَلِ العِلمُ نورٌ يقذفُه اللهُ فی قلبِ مَن يشاء». وی بيان كرد: با توجه به اين مقدمات، مشاهده میكنيم كه امام خمينی(ره) در زندگی خود يك دوره سير و سلوك ويژهای را طی میكرده كه واقعاً مايه تحسين است. امام(ره) كتابهای ارزشمندی چون «اسرار الصلوۀ» و «شرح حديث جنود عقل و جهل» و «چهل حديث» را در حوالی چهل سالگی مینويسد و مباحث اخلاقيی كه ايشان در مدرسه فيضيه داشته، در همين سنين بوده است. رئيس مؤسسه معارف وحی و خرد افزود: شهيد مطهری میگفت كه در جلسات اخلاقی امام طلاب و ديگران بسيار متأثر میشدند و تا مدتها اثر اين سخنان را میتوانستيم در آنها ببينيم. امام(ره) كسی بود كه از جنبههای علمی به رسوخ و استواری در تفكر رسيده بود و اين انديشهها را تا پايان عمر شريف خويش با خود به همراه داشت. وی با اشاره به نگاه خاص امام(ره) به هستی خاطرنشان كرد: امام(ره) باور داشت كه دنيا كوچك است و كسی نبايد بدان دلبسته شود و ارزش دلبستگی ندارد. از نظر بعد تقوايی، معنوی و اخلاقی در نزد بزرگانی مانند آيتالله شاهآبادی و ديگران سير و سلوك كرد و به آن تقوا، پاكی و طهارت نفس مورد اشاره خود ـ البته در مرتبه خود و نه در مرتبه معصومين(ع) ـ دست يافت. حجتالاسلام نصيری با مشابه دانستن نگاه قرآنی امام با كسانی چون صدرالمتألهين، سيدحيدر آملی و تا حدودی علامه طباطبايی و فيض كاشانی، تأكيد كرد: سبك، طريقه و گرايش امام در تفسير قرآن، گرايش عرفانی است و بر اساس اين گرايش، قرآن واجد حقيقتی متافيزيكال و فراتر از حقيقت ظاهری است كه امام از آن تعبير به «نازله هفتم» میكنند. وی افزود: از نظر حضرت امام(ره)، قرآن دارای حقيقتی متعالی و بحت و بسيط است كه در آن لفظ و تكثر راه ندارد و صدرالمتألهين نيز چنين سخنی را در ذيل تفسير عبارت «لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ»(اعراف/54) آورده است. ملاصدرا میگويد: مرتبه «امر» آن مرتبه است بحت و بسيط است و امام(ره) میفرمود آنچه كه در ظاهر الفاظ و عبارات آمده، نازله هفتم است؛ يعنی تنزلات بسياری يافته است تا به اين شكل در اختيار ما قرار گرفته است. عضو هيئت علمی دانشگاه علم و صنعت ادامه داد: قرآن حقيقت و ماهيت ماورائی دارد كه نزد خداوند است و خود قرآن بدان تصريح كرده است: «وَإِنَّهُ فِی أُمِّ الْكِتَابِ لَدَیْنَا لَعَلِیٌّ حَكِيمٌ؛ و همانا كه آن در كتاب اصلى به نزد ما سخت والا و پر حكمت است»(زخرف/4) و آنچه كه به صورت الفاظ و عبارات آمده و آنچه كه دست مردم است، نازله آن حقيقت است و بر اين اساس امام(ره) نتيجه میگيرد كه كسانی كه جانشان به آن تعالی مراتب وجودی نرسيده است، به حقيقت قرآن دسترسی نخواهند داشت. وی افزود: همانطور كه قرآن هفت مرحله دارد تا به مرحله علوی خود برسد، انسان هم بايد اين مراتب ايمان را چنان كه در روايات آمده است، طی كند. هرچه انسان سالك، اين مراتب وجودی را بيشتر طی كند، سهمش از قرآن بيشتر است و هرچه طی نكند، در عبارات و الفاظ باقی میماند؛ از همين روی، امام(ره) همچون صدرالمتألهين به نوع تفاسير انتقاد داشت و معتقد بود كه تفاسير ما بيشتر ترجمه است نه تفسير و تفاسير ما غالباً اسير عبارتها و الفاظ شدهاند. اين استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان كرد: برای مثال امام(ره) در ذيل آيه شريفه «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ...»(نور/35) میفرمودند كه مفسران چون به حقيقت معنای نور نرسيدند، آيه را چنين تفسير كردند كه «الله منور»؛ حال آنكه منور غير از نور است. ادامه دارد ... |