پاسخ به:اخبار قرآنی (1391/03/09)
سه شنبه 9 خرداد 1391 6:06 PM
نشست«يقين و تقليد در اعتقادات» در دانشگاه اديان برگزار شد
گروه انديشه و علم: نشست«يقين و تقليد در اعتقادات» با سخنرانی حجتالاسلام شريعتمداری و حضور جمعی از اساتيد و دانشجويان برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)شعبه قم به نقل از روابط عمومی دانشگاه اديان و مذاهب، در اين نشست كه هشتم خردادماه به همت معاونت پژوهشی دانشكده شيعهشناسی برگزار شد حجتالاسلام و المسلمين شريعتمداری به تبيين بحث يقين و تقليد در اعتقادات پرداخت.
وی يقين را يكی از مواردی دانست كه در دين مورد تأكيد بسيار قرار گرفته و در اين زمينه اظهار داشت: بحث يقين مورد تأكيد بسياری واقع شده است همانطور كه در كتاب الايمان و الكفر در باب 25 حديثی معروف به دعائم از اميرالمؤمنين علی (ع) آمده كه يكی از پايههای ايمان يقين است يا حديث ديگری كه تصريح میكند چيزی عزيزتر از يقين نيست. در بيان متكلمان شيعه نيز، شيخ مفيد و مرحوم كلينی در اين خصوص مطالب بسياری را ارائه دادهاند.
وی مطلوبيت يقين را از دو وجه دانست و تأكيد كرد: يقين هم مطلوبيت ذاتی دارد و هم مورد تأكيد شديد روايی قرار گرفته است، از طرف ديگر تقليد مورد مذمت قرار گرفته است كه در اين باب روايات متعددی در كتابهايی مانند كافی، فضل العلم و... آمده است.
شريعتمداری در مورد مذمت تقليدكنندگان گفت: در بيان برخی از متكلمان آمده است كه كسانی كه خود تقليد میكنند، نمیتوانند ديگران را كه تقليد میكنند، مذمت نمايند زيرا تقليد نزد علما مذموم است. خداوند در مورد عباداتی كه از بندگان خود میخواهد، شرط كرده كه بايد اين عبادات و فرائض الهی از روی علم، يقين و بصيرت باشد زيرا كسی كه كاری را بدون بصيرت انجام میدهد، نمیداند كه چه كاری و برای چه كسی انجام میدهد و نمیتوان به او گفت كه تصديق كننده است زيرا رغبت، خضوع، ترس، خوف و... را در انجام فرائض خود ندارد.
وی كسانی را كه ايمانشان از روی علم و يقين نباشد، به عقيده برخی از علما دارای ايمان عاريتی دانست و اظهار داشت: بر اساس عقيده برخی از علما، كسی كه ايمانش از روی علم و يقين نباشد، دارای ايمان عاريتی است، كسی كه خداوند خيرش را بخواهد، زمينهای برای او فراهم مینمايد تا به علم و يقين برسد و ايمانش از روی علم و يقين باشد و كسی را كه بخواهد خوار گرداند، زمينهای را فراهم مینمايد كه دين خود را از روی تقليد و بدون علم و بصيرت انتخاب كند تا ايمانش ايمان عاريتی باشد. تقليد چه از گذشتگان، چه از پدران و چه از بزرگان مورد نكوهش است و فرد بايد با علم، بصيرت و يقين به دين برسد.
شريعتمداری با برشمردن راههای رسيدن به يقين خاطر نشان كرد: يقين يا از تقليد ناشی میشود يا اينكه مستقيماً از علت به وجود میآيد و مستند به علت است. البته يك يقين نيز وجود دارد كه اصلاً مطابق با واقعيت نيست كه در اينجا مورد بحث ما قرار نمیگيرد. اين اقسام يقين در منطق است، حال بايد ديد كه وظيفه ما در قبال مسائل دينی چيست؟
وی در پاسخ به اين سؤال كه آيا تقليد در مسائل دينی جايز است، تصريح كرد: برخی از علما تقليد را جايز میدانند و برخی از علمای ديگر تقليد را جايز نمیدانند، دسته سوم نيز میگويند كه اگر تقليد باعث رسيدن به يقين شود، جايز است و اگر باعث رسيدن به يقين نشود، جايز نيست. عدهای نيز گفتهاند كه تقليد در اصول دين جايز نيست ولی در فروع جايز است و برخی معتقدند كه تقليد هم در اصول و هم در فروع جايز است و عدهای نيز نه در فروع و نه در اصول در هيچكدام تقليد را جايز نمیدانند.
وی بحث ديگری را كه در اين زمينه مطرح میشود، در اين امر دانست كه تقليد از چه كسی جايز است و در پاسخ به اين سؤال بيان داشت: در پاسخ به اين سؤال كه از چه كسی بايد تقليد كرد، بايد بگويم كه سه نوع تقليد وجود دارد، تقليد از امام، تقليد از روات حديث و تقليد از علما. امروزه اصوليون تقليد در فروع را مجاز میدانند ولی تقليد در اصول و اعتقادات را مجاز نمیدانند كه البته منظور از تقليد از نظر اصوليون تقليد از علما است و اخباریها چه در اصول و چه در فروع مخالف تقليد هستند ولی منظور آنان از تقليد، تقليد از علما و مجتهدين است.
وی در پايان در پاسخ به اين سؤال كه آيا خود تقليد كردن به اين دليل كه مردم را از خردورزی باز میدارد، باعث عوام ماندن مردم نمیشود؟ بيان داشت: به نوعی میتوان همه كنشهای مردم را خردورزی دانست، ولی اگر ما خردورزی را فقط در اتكا به استدلال بدانيم، اين گفته صحيح است و تقليد باعث عوام ماندن مردم میشود درحاليكه نمیتوان گفت كه همه مردم مجتهد هستند و میتوانند خود استدلال نمايند، بنابراين بايد در برخی از مسائل تقليد كنند.