ایـن روزهــا....
دروغ گفتن را خوب یـاد گرفته ام...
حال من خوب است ، خوبِ خوب ،..
فقـط زیاد تا قسمتی هوای دلم طوفانی ،
همراه با غبارهـای خستگی ست...
وفکرمی کنم این روزها...
خدا هم از حرف های تکراری من خسته است...
چه حس مشترکی داریم من و خدا
او...از حرف های تکراری من خسته است
و من ...از تکرار غم انگیز روزهایم ...
گاه دلتنگ میشوم .
دلتنگ تر از همه ی دلتنگی ها..
گوشه ای مینشینم . و حسرت ها را میشمارم.
و باختن ها را .
و صدای شکستن ها را..
و وجدانم را محاکمه میکنم..
من کدامین قلب را شکستم؟
کدامین امید را نا امید کردم؟
.کدامین احساس را له کردم؟
کدامین خواهش را نشنیدم؟...
و به کدام دلتنگی خندیدم؟........
که اینچنین دلتنگم...