پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
سه شنبه 1 مهر 1393 6:43 PM
سلام... دلم نیومد این قطعه ى زیبای مرحوم قیصر امین پور رو نگذارم در شب اول مهر... بخونید و به روح امام عزیز ، شهدای نازنین و قیصر ادبیات ایران اسلامی صلوات بفرستید ...
باز هم اول مهر آمده بود؛
و معلم آرام، اسم ها را می خواند:
ــ اصغر پور حسین!
پاسخ آمد: حاضر!
ــ قاسم هاشمیان!
پاسخ آمد: حاضر!
ــ اکبر لیلازاد!
ــ …. پاسخش را کسی از جمع نداد.
بار دیگر هم خواند: اکبر لیلازاد….
پاسخش را کسی از جمع نداد….
همه ساکت بودیم؛
جای او این جا بود؛
اینک اما، تنها
یک سبد لاله ی سرخ، در کنار ما بود…
لحظه ای بعد، معلم سبد گل را دید
شانه هایش لرزید…
همه ساکت بودیم
ناگهان در دل خود زمزمه ای حس کردیم؛
غنچه ای در دل ما می جوشید،
گل فریاد شکفت…
همه پاسخ دادیم:
ــ حاضر! ما همه اکبر لیلازادیم….
ما همه اکبر لیلازادیم….
ما همه اکبر لیلازادیم....
در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش