پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
جمعه 28 شهریور 1393 10:27 PM
آری اگر دل های پرشور نبود، اشک نبود و اگر اشک نبود صفا وجود نداشت
خوشا چشمی که باشد لانه اشک
ببارد روز و شب دردانه اشک
نگردد آشنا با چشم مستی
اگر چشمش شود بیگانه اشک
نگیرد خانه در زنجیر زلفی
نگردد گر دلی دیوانه اشک
نگیرد گرد غم گرد دلی را
که همسایه است با کاشانه اشک
نهی بر شانه عرش خدا پای
گذاری دست اگر بر شانه اشک
صفا را گر طلب داری شبی را
گذرکن بر در میخانه اشک
شوی پروانه بزم محبت
اگر داری ملک پروانه اشک
دلم مفهوم آبادی نفهمید
نشد تا خانه اش ویرانه اشک
به دامان کویر تشنه مهر
خوشا سیلاب بی صبرانه اشک
به هر شب تا سحر با بی قراری
من و گلبوسه پیمانه اشک
ببین بر چشمه سار چشم هایم
زبان جاری مستانه اشک
از آن بر ملک من فرمانروایم
که دارم گوهر شاهانه اشک
بسا افسانه ها خواندم ولیکن
ندیدم خوشتر از افسانه اشک
بس که دلتنگم اگر گریه کنم، میگویند:
قطرهای قصدِ نشاندادنِ دریا دارد
السلام علیک یا سلطان عشقــــ♥ علی بن موسی الرضا (ع)