0

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

 
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
پنج شنبه 27 شهریور 1393  9:35 AM

علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را

که به ما سوا فکندی، همه سایه هما را

دل اگر خداشناسی، همه در رخ علی بین

به علی شناختم من، به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم، اثر از فنا نماند

چو علی گرفته باشد، سر چشمه بقا را

مگر ای سحاب رحمت، تو بباری ار نه دوزخ

به شرار قهر سوزد، همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین، در خانه علی زن

که نگین پادشاهی، دهد از کرم گدا را

به جز از علی که گوید، به پسر که قاتل من

چو اسیر توست اکنون، به اسیر کن مدارا

به جز از علی که آرد، پسری ابوالعجایب

که علم کند به عالم، شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد، زمیان پاکبازان

چوعلی که می‏تواند، که به سر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند، نه بشر توانمش گفت

متحیرم چه نامم، شه ملک لافتی را

به دو چشم خونفشانم، هله‏ای نسیم رحمت

که زکوی او غباری، به من آر توتیا را

به امید آن که شاید، برسد به خاک پایت

چه پیام‏ها سپردم، همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان، به دعای مستمندان

که زجان ما بگردان، ره آفت قضا را

چه زنم چو نای هر دم، ز نوای شوق او دم

که لسان غیب خوشتر، بنوازد این نوا را:

«همه شب در این امیدم، که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنایی، بنوازد آشنا را»

زنوای مرغ یا حق، بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن، چه خوش است‏ شهریارا

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

تشکرات از این پست
tahmores sayyed13737373
دسترسی سریع به انجمن ها