0

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

 
salamat595
salamat595
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 19536
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
چهارشنبه 30 اسفند 1391  2:14 AM

خدای من خدای مهربان خدای خوب 

در این یک روز و یک ساعتی که مونده به سال تحویل یک چیز ازت میخوام 

میخوام تا موقعی که پاهام جونی داره برای راه رفتن و چشمام نوری داره برای دیدن و دستام قدرتی برای کار کردن و ذهنم توانی برای فکر کردن تا موقعی که خودم میتونم کارهای خودمو انجام بدم و محتاج بقیه نیستم آبروی من حفظ باشه و بمیرم ، بمیرم تا با من اینگونه رفتار نکنن بمیرم قبل ازینکه  حس تنهایی و بیکسی رو با بند بند وجودم حس کنم بمیرم تا حسرت به دل نباشم خدا جون خدای مهربان به خودت قسم من راضیم ، من راضیم که بمیرم ولی روزی رو نبینم که هیچکس حوصله منو نداشته باشه و بخواد واسه اینکه منو از سرش وا کنه بفرسته خونه سالمندان کاش تا موقعی که سالم هستم بمیرم تا نرم بیمارستان و باعث عذاب بقیه نشم ، حتی فکر اینکه پیر بشم و روزی برسه که بچه های من دوره هم جمع میشن و واسه نگهداشتن من دعوا دارن یا واسه فرستادن من به خونه سالمندان تصمیم میگیرن عذابم میده ، خودت میدونی من از چیزی یا کسی نترسیدم جز خودت ، خودت میدونی سختی هایی رو تحمل کردم که الان با یادآوری اونا خودم تعجب میکنم و با مرور خاطرات گذشته نشد که اشکم در نیاد خودت میدونی که نه از خانه سالمندان میترسم و نه از مردن و نه از بیمارستان ، ولی تحملم دیگه ته کشیده نخواه طعنه ها و بیکسی ها و تنهایی رو تحمل کنم خدای من ازت میخوام منو زودتر از عزیزانم ببری تا غم از دست دادن عزیزانم را نبینم 

آمین

 

امضا بلد نیستیم انگشت میزنیم

http://s5.picofile.com/file/8139849018/%D8%A7%D8%AB%D8%B1_%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B4%D8%AA.jpg

تشکرات از این پست
a_sadri s4d3gh reza_rasekhekhoon tahmores nazaninfatemeh qolameali
دسترسی سریع به انجمن ها