0

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

 
salamat595
salamat595
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 19536
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
دوشنبه 14 اسفند 1391  7:45 PM


نقل قول reza_rasekhekhoon

نقل قول salamat595

نقل قول s4d3gh

نقل قول tahmores

بله از همه ی دوستای گل گلیم تو پاتوق ممنونم.اما از الآن بگما تا وقتی داداشم ناراحته از کیک تولد و شیرینی و بیا شمعا رو شوت کن و ... خبری نیست.اول باید داداش رضا رو خوشحالش کنید بعد من در خدمت هستم...


خوش به حالت رضا  

اگه من ناراحت بشم اصلا کسی نمیاد بگه داداش خرت به چند

چه برسه به اینکه جشن تولده خودشو خراب کنه و شمع و کیک تولد نگیره

هیشــــــــــــــــــــــــکی منو دوس نداره 

اصلا حالا که اینجوریه منم دلم گرفته   هوای گریه دارم 


 

سلام به دوستای گلم. ممنون که به فکر من هستین. من الان خوب خوبم صادق جان جشن تولد رو راه بندازین که من کیک میخوام زود. سلامت جان واسه تو هم دارم به خانوم معلم میگم ادبت کنه که حسودی نکنی.


وااااااااااااااااااااا  این چه مدل دلداری دادنه           بچه ی به این با ادبی       چرا پای خانم معلم رو میکشی وسط         اصلا به من میاد حسادت          نگاه کن واقعا میاد بهم         چی فک کردین در مورد من؟چرا اینجا همه با من بدن        چرا صادق میخواد سر به تنم نباشه چرا معلم  هی تکلیف و جریمه برام مینویسه چرا رضا به من میگه حسود  چرا کم کم دارم دچار یاس فلسفی میشم هیییییییییییی روزگار 

منم من سنگ تیپا خورده رنجور  منم دشنام پست آفرینش نغمه ناجور 

سلامم را نمیخواهند پاسخ گفت که سرها در گریبان است وگر دست محبت سوی کس یازی 

 

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

فک کنم شاعر هم حال منو داشت

 


 


امضا بلد نیستیم انگشت میزنیم

http://s5.picofile.com/file/8139849018/%D8%A7%D8%AB%D8%B1_%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B4%D8%AA.jpg

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها