0

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

 
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
یک شنبه 6 اسفند 1391  6:33 PM

 سلام

بچه ها گذشته از این شوخی ها  من فقط اسم معلمی رو به دوش میکشم نمیدونم  تا حالا تونستم یگ گام مثبت بردارم  ؟؟نمیدونم خدا از کارم راضیه  یا نه

از این که بهم میگید خانم معلم ممنونم  اما معلمی شغل انبیاست بعید میدونم در  این حد باشم خیلی کمتر از اون چیزی هستم که فکر میکنید

یه بنده سرا پا تقصیر 

 راستش امروز یه دفعه دلم گرفت  دیدم عیدانه ها رو  دادن  و مردم تو صف عابر بانک وایسادن تو صف تا عیدی بگیرن  با خودم گفتم ای کاش  بهمون عیدی نمیدادن ای کاش کاش اصلا عابر بانکی نبود اما دلامون مثل قدیم گرم بود  فامیل با عشق دور هم جمع میشدن  به خدا ما بد شانس ترین نسل بودیم جنگ و تحمل کردیم  کم کم محبت ها رفت حالام که جنگ نرم  با این گرونی  دلم گرفت دلم واسه خونه مامان بزرگ بابا بزرگم تنگ شده

الان 5 سال از نعمتشون محرومم  روز اول عید همیشه تنهام دیگه عید و مثل بچه گی هام دوست ندارم یه زمانی عید و به عشق عیدی لحظه شماری میکردیم اما حالا عیدی هست اما دیگه لحظه شماری نمیکنیم دلم واسه دختر دایییم که روز اول عید خودمونو به  خواب میزدیم که شب خونه مامان بزرگ با هم بمونیم تنگ شده حالا اون بچه داره دیگه پیش من نمیمونه

چرا این قدر دور شدیم هر چی بزرگ تر میشیم دور تر میشیم

ببخشید زیاد حرف زدم

تشکرات از این پست
salamat595 reza_rasekhekhoon qolameali salma57
دسترسی سریع به انجمن ها