0

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

 
nikbakht88
nikbakht88
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 5887
محل سکونت : تمام ایران سرای من است

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
دوشنبه 13 آذر 1391  5:30 PM


نقل قول architect0811

سلام   architect0811 عزیز

بودنت در انجمن های راسخون خیلی خوشحالم کرد اما غم و ناراحتیت، بی نهایت دلگیرم کرد. جالب اینکه این روزا همزمان با اولین سالروز فوت مادر بزرگ بنده هم می شه. فکر کن راهی کلاسی و دلهره که چی می شه چی نمی شه. بعد پیامک میاد و خبر بد را گزارش می کنه. وقت نداری که حتی آه بکشی مجبوری 2 ساعت تحمل کنی و نیم ساعتی هم روش تا حداقل به خونه برسی و اگه خواستی داد و بیداد کنی و یا آروم ....

می دونی بدتر چیه؟ بدتر اینه که نتونی سر مراسم خودتو برسونی. جاده ها خرابنده و در بهترین حالت دو روز بعد می رسی ... بدتر هم می شه شرایطی که هی پیتو می گیره و بهش می گن نیست و فلان تاریخ میاد و دائم بگه پس چرا نمیاد!! اما شرایط نمی ذاره بری پیشش....

در هر صورت این اتفاقات همیشه می افته و به این راحتی قابل تحمل نیست. به این راحتی فراموش شدنی نیست اما ما ناگزیریم. اگه خواستی آروم بشی براش دعا و قران و نماز بخون.

توی غمت ما راسخونی ها را شریک بدون.

ما هم برای آرامش ایشون این کار را خواهیم کرد.

 

 

 

 

کاش آن شب را نمی آمد سحر

کاش گم در راه پیک بد خبر

ای عجب کان شب سحر اما به ما

تیره روزی آمد و شام دگر

دیده پر خون از غم هجران و او

با لب خندان چه آسان بر سفر

ای دریغ از مهربانی های او

دست پر مهر آن کلام پرشکر

غصه ها پنهان به دل بودش ولی

شاد و خرم چهره اش بر رهگذر

در ارزان زان ما بود ای دریغ

گنج پنهان شد به خاک و بی ثمر

تا پدر رفت آن سحر از پیش رو

بی نشان را خاک تیره شد به سر

 

 

 

 

 


تشکرات از این پست
iman_karbala prompet qolameali architect0811 sahar22
دسترسی سریع به انجمن ها