پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
دوشنبه 17 مهر 1391 1:50 AM
سلام
چه حس خوبی بود بعد از گذاشتن 3 پستی که محل سکونت اصفهان بود ؛ همدانی هم پیدا شد ؛ جناب نیکبخت رو هم میکشونم اینجا؛ ما هم میشیم 3 تا
مدیر محترم تالار در حال حاضر مشارکتی از جانب شما در تالار ... ندیدم ؛ اونوقت عرض میکنید که از شدت رفت و آمد زیاد مدیران محترم فرصت اینکارو ندارید که تالار گفتگو بیاید
شما که اقدامی نمکنید ؛ پس خودم دست به کار میشم و از قدرت سمج بودن استفاده میکنم و دوستان راسخونی رو به اینجا میکشونم
من این تاپیکم رو خیلی دوست داشتم و همه یه دونه جمله رو ساختند و کار شاخی که انجام دادم این بود که در تاپیک روابط عمومی و پل ارتباطی شما با مسئول انجمن ها ؛ ازشون خواستم که جمله بسازند و یه جورایی تبلیغات انجام میدادم
نهایتش اینکه میگن جناب architect0811 دیوونست ؛ که خیالی نیست
خدانگهدار تا فردا آخه داره افسانه دونگ یی رو نشون میده تازه فکر نکنم فردا بتونم بیام آخه اون مشق هایی رو که گفته بودم انجام ندادم و خلاصه اینکه درست بشو نیستم و همه کارامو باید سر بزنگاه انجام بدم
البته امروزم 8 صبح پشت در کلاس بودم که استاد گرامی تشریف نیاوردند ؛ قدیما از این موضوع به دلیل خوابم ناراحت میشدم اما امروز خیلیم خوشحال شدم چون بلافاصله به طرف سایت دانشگاه و از اونجا به راسخون اومدم
ببخشید کلا تو ذاتمه چرت و پرت زیاد میگم و خدا نکنه تعریف کردنم گل کنه
با اجازه چون نصف فیلمو داد
...........................................
سلام
شما از کجا می دونید که جناب نیکبخت همدانی هستند؟!![]()
همانطور که قبلا هم عرض کردم به دلیل حضور گسترده
مدیران و کاربران در این تالار وقت رفتن به تالارهای دیگه رو ندارم ولی با این حال در یکی از تاپیک های تالار گفتگوی آزاد شرکت کردم ، اگه گفتی چه تاپیکی هستش؟![]()
امید است جناب نیکبخت هم ما رو قابل بدونند و به این تالار بیایند.
در پناه حق
گر نگه دار من آن است که من می دانم شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد