اکنون که خورشید عید سر میزند، چشم انتظارم تا از جود و جبروت تو، خود را میان اهل رحمت و مغفرت بیابم که این شعف، از تصور بخشش توست؛ نه از تجسم اعمالم. قصد آن دارم، چشمهایی را که در نهر رمضان تو شستوشو کردهام، دیگربار به غبار گناه نیالایم. به راستی، عید روزیست که در آن معصیت تو نباشد. دستم را بگیر تا از همین نقطه، تولد دیگری را در خود شروع کنم.