0

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

 
qolameali
qolameali
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1390 
تعداد پست ها : 1301
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
سه شنبه 24 مرداد 1391  6:46 PM

نقل قول bivafa
سلام

هه هه واقعا خندم گرفت از ذکاوت شماlaugh

بله فکر کنم پریشب بنده به این افتخار نائل آمدم!!!blush

حالا که qolameali عزیز این موضوع رو متوجه شد و یاداوری کرد بد نیست یه خاطره جالب را از همین پریشب برایتان تعریف کنم!

ساعت حدود 1 نیمه شب بود که امتیازات من به حدود 19990 رسیده بود....به همین خاطر راغب شدم که این 10-15 امتیاز را هم بگیرم تا به 20000 برسم و طلایی3 بشم!

چندتا پست اینور اونور زدم و از طرفی به تاپیکی که از من در آن پستی وجود داشت مقابل باز بود و منتظر بودم به محض رسیدن به 20000(البته خود 20000هنوز نقره ای هست،20001که بشه طلایی 3 میشه! منم منظورم از 20000دقیقا همون 20001است) با رفرش صفحه تاپیک مذکور شاهد تبدیل کاربر نقره ای به طلایی3 باشم.....تا اینکه بالاخره آخرین پست را زدم و امتیازم رو از 19995 به 20000رسوندم و رفتم سراغ گزینه رفرش تا شاهد صحنه غرور آفرین طلایی شدنم باشم!!!! 

بعد از تمام شدم رفرش سریع چشمم چرخید و رفت بگرده تا  Bivafa رو پیدا کنه و بعدش طلایی3 رو ببینه! اما در کمال ناباوری بازم دیدم نوشته کاربر نقره ای!!!

رفتم سراغ قسمت امتیازات تا ببینم مگر 20000نشده و اگه شده چرا طلایی3 نمینویسه!

دیدم نوشته امتیاز شما در راسخون 19995!!!!surprise  گفتم خدایا یعنی چی؟!؟! حتما راسخون دلش نمیخواد ما طلایی بشیم!!

خلاصه مونده بودم که چرا اینطوری شده و از طرفی کمی ضایع شده بودم!! در همان حینا بود که دیدم جناب nikbakht88 در تالارش پستی زده(از روی آخرین پست ها متوجه شدم) پست در تاپیکی زده شده بود که بعدازظهرش من هم در آن تاپیک پست زده بودم......کلیک کردم رفتم داخلش دیدم بـــــــــــــــــــــــــــــــله!!!! همان بعدازظهری پستی اصلیم توی اون تاپیک ایراد فنی داشت و نتونسته بودم روی ویرایش کلیک کنم و بنابراین بعدش پست دیگری زده بودم و از جناب nikbakht88 تقاضای حل مسئله کرده بودم....

ایشون هم دقیقاً همان زمانی که بنده صفحه تاپیک را برای تبدیل کاربر نقره ای به طلایی3 رفرش کرده بودم،یکی از پست های بنده را حذف کرده بود و ناخواسته مانع طلایی شدن ما شده بود!!!!!!wink

برای خودم خیلی جالب شده بود!!! بعدش رفتم و با رای دادن به چندتا مقاله اون 5 امتیاز رو هم جبران کردم و طلایی شدم(چون دیگه حوصله پست نذاشتم)......

این بود داستان طلایی شدن ماsmiley

در مورد شیرینی هم چــــــــــــــــــشم،البته شما که خودتون زحمتشو کشیدید و این بالا یه ظرف شیرینی خوشمزه گذاشتید!  اصلاً خودتون شیرینی هستید بابا شیرینی میخواید چیکارcheekylaugh

ممنون از لطف و مجبت شما

.........................................................

سلام ، واااااااای چقدر عدد و رقم اینجاست...!surprise داستان طلایی شدنت رو خوب توضیح دادی ، حکایت جالبی بود....!laugh ولی این ها باعث نمیشه که ما رو سرگرم داستان کنی و شیرینی ندی ها.wink

ممنون از صفا و مروت شما

گر نگه دار من آن است که من می دانم          شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد

 

تشکرات از این پست
bivafa
دسترسی سریع به انجمن ها