پاسخ به:اخبار قرآنی (1391/03/08)
دوشنبه 8 خرداد 1391 11:11 PM
بررسی نسبيت فهم، اعتبار نص و ايدئولوژيك كردن فهم در مناظره پارسانيا و فيرحی
گروه انديشه: حجتالاسلام داود فيرحی در پاسخ به حجتالاسلام حميد پارسانيا كه معتقد است نسبيت فهم مبنايی برای شكاكيت و اعتقاد به نسبيت در واقعيت است و موجب میشود كه نص ما از اعتبار ساقط شود، گفت: ما میدانيم كه فهم ما ناقص است، اما اينكه من تعيين كنم چه كسی درست میگويد و چه كسی غلط، اين عمل در واقع ايدئولوژيك كردن فهم است.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، امروز دوشنبه، هشتم خردادماه در همايش «درباره علم دينی»، ميزگردی با حضور حجتالاسلام و المسلمين حميد پارسانيا و حجتالاسلام و المسلمين داود فيرحی با موضوع «نسبت علم و تمدن» برگزار شد كه طرفين در ابتدا سخنانی بيان كردند و سپس به بحث و نقد در خصوص مواضع طرف مقابل پرداختند.
بنابراين گزارش، در ابتدا حجتالاسلام پارسانيا، مدرس حوزه و دانشگاه، به بحث در باب تمايز ميان علم و معرفت پرداخت و اظهار كرد: علم در قديم شامل فقه و تفسير و فلسفه بود، اما امروز حتی فلسفه هم از دايره علم بيرون گذاشته شده است و علم تنها در روشهای تجربهگرايانه خلاصه شده است.
وی با اذعان به اينكه در طول تاريخ، دانش همواره در فرصتهای تاريخی و تمدنی مختلف، متناسب با فرهنگ حوزههای تمدنی تحقق يافته است و هر حوزه تمدنی با نوع خاصی از معرفت شناخته میشود، تصريح كرد: اما چنين نيست كه معرفت صرفاً واجد جنبه تاريخمندی و وابستگی به جغرافيا داشته باشد.
سپس حجتالاسلام فيرحی، مدرس علوم سياسی، ديگر سخنران حاضر در جلسه، با اشاره به سه دوره تمدن اسلامی، شامل تكوين و پيدايش تمدن، عصر طلايی مسلمانان يا عصر تدوين علو و نيز زوال تمدنی، گفت: در ادبيات اسلامی مثلثی داريم كه اجزائش متقارن است و شامل نصّ، عقل و طبيعت است و در تحليل هر يك از اين اضلاع به اضلاع ديگر خواهيم رسيد.
وی با تصريح به اينكه تحقيقات خود را بر علوم سياسی متمركز كرده است، گفت: دو آيه در قرآن وجود دارد كه میتوان آنها را مبانی سياسی قرآن دانست. يكی آيه «...وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ...؛ با آنان مشورت كن» (آل عمران/159) و ديگری آيه «...أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنكُمْ...؛ خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد» (نساء/59) است كه اولی به دموكراسی و دومی به نظام اقتدارگرا رهنمون میشود.
مدرس علوم سياسی افزود: ضرورتهای تاريخی و نحوه تفكر در دورههای مختلف تاريخی باعث شده است كه آيه «اطيعوا الله...» بر «شاورهم....» مقدم شمرده شود و مشاوره و مشورت همواره در ذيل حاكميت معنا پيدا كند. اين بحث ناشی از نسبيت تئوریهاست و به محدوديت انسانها بر میگردد، نه نسبيت نص.
بر اساس اين گزارش، پارسانيا با تمايزگذاری ميان نسبيت فهم و محدوديت فهم، دومی را قابل قبول و مفهوم نخست را مبنايی برای شكاكيت و اعتقاد به نسبيت در حقيقت و واقعيت دانست و تأكيد كرد: بر اين اساس ممكن است شناختهای متعدد پديدار شود و اگر اين تعدد را در عرض يكديگر ببينيم، نافی يكديگر نيستند، اما اگر آنها را روياروی يكديگر ببينيم، موجب میشود كه نص ما از اعتبار ساقط شود.
فيرحی با تعريف اصطلاح ايدئولوژيك به حمايت بيرونی از فهم برای اثبات آن، گفت: ما میدانيم كه فهم ما ناقص است، اما چه كسی میتواند بگويد كه فهم او درست است؟ در علم خطا صورت میگيرد و نبايد انتظار داشته بايم كه هيچ خطايی رخ ندهد، اما اينكه من تعيين كنم چه كسی درست میگويد و چه كسی غلط، اين عمل در واقع ايدئولوژيك كردن فهم است.