0

اخبار قرآنی (1391/03/07)

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اخبار قرآنی (1391/03/07)
یک شنبه 7 خرداد 1391  7:30 PM

يكشنبه 07 خرداد 1391 10:30:39             شماره‌ خبر :1014472
وقوع جنگ ايران و عراق برای خرمشهر‌ی‌ها موضوع عجيبی نبود

گروه خبرنگاران افتخاري / محمد دریابان: جنگ برای برخی از خرمشهری‌ها كه به راحتی تحولات عراق و دشمنی‌های صدام حسين را پس از پيروزی انقلاب اسلامی در آن سوی نوار مرزی می‌ديدند يا از راديو و تلويزيون عراق به تماشا می‌نشستند، موضوع عجيبی نبود

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، در جلسه خصوصی محمد جهان‌آرا و آيت‌الله هاشمی رفسنجانی، جهان‌آرا می‌دانست جنگ در شرف وقوع است او خود و نيروهايش را آماده كرده بود. جنگ برای برخی از خرمشهری‌ها كه به راحتی تحولات عراق و دشمنی‌های صدام حسين را پس از پيروزی انقلاب اسلامی در آن سوی نوار مرزی می‌ديدند يا از راديو و تلويزيون عراق به تماشا می‌نشستند، موضوع عجيبی نبود و انتظار آن به ويژه بعد از فتنه ضدانقلاب در خرمشهر كه با جريان موسوم به خلق عرب برپا شد و بعد از آن با بروز انفجارها و ساير خرابكاری‌های دشمن بعثی همراه بود، قريب‌الوقوع به نظر نمی‌رسيد.

كار به جايی رسيده بود كه عناصری از حزب بعث سودان و يمن هم در ضد انقلاب داخلی ديده می‌شدند. كنسول‌گری عراق در خرمشهر و مدرسه عراقی‌ها در اين شهر كانون و انبار سلاح و مهمات شده بود و بعثی‌ها حتی از جزيره مينو نيز به راحتی سلاح‌های انفرادی وارد خرمشهر و خوزستان می‌كردند.

نادر دريابان، پژوهشگر دفاع مقدس با تحقيق در اين زمينه نگاه خود را متوجه دل‌نگرانی‌های فرمانده جوان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خرمشهر شهيد سيدمحمدعلی جهان‌آرا كرده است و به استراتژی‌های نظامی اين جوان به ويژه در تابستان 1359 می‌پردازد.

دريابان در گفت‌وگو با سردار نبی‌الله كوروش‌نيا، از دلاوران سپاه خرمشهر از او در اين خصوص می‌پرسد و او می‌گويد: برای ما جنگ از فردای پس از پيروزی انقلاب اسلامی در خرمشهر رويداد هجوم دخالت‌ها و دسيسه‌های بعثی‌ها، در اين مدت با آغاز رسمی جنگ، خود يك جدول بلند بالا را تشكيل می‌دهد. صدام عزم خود را جزم كرده بود تا اصلی‌ترين نقطه جنگ را به خرمشهر تحميل كند. سپس نگاه او متوجه آبادان بود.

يكی از همراهان آقای رفسنجانی در ابتدای تيرماه 1359 از آن ديدار اينگونه می‌گويد، پس از سخنرانی آقای هاشمی رفسنجانی در مسجد جامع خرمشهر، وی به اتفاق جهان‌آرا و تنی چند از اعضای سپاه پاسداران خرمشهر به مقر سپاه اين شهر وارد شد. در جلسه خصوصی با هاشمی رفسنجانی، جهان‌آرا تأكيد می‌كند كه عراق آماده يورش و جنگ است و بايد خرمشهر برای نبرد آماده باشد كه آقای هاشمی می‌گويد پيام شما را به تهران منتقل می‌كنم

وی ادامه داد: نبايد از ياد ببريم كه خرمشهر مهم‌ترين بندر و خط آهن كشور را در خود جای داده بود و آبادان با پالايشگاه بزرگش شاهرگ نفتی كشور در داخل به شمار می‌رفت. اين شهرها با داشتن جمعيتی متجاوز از 700 هزار نفر از قابليت‌های خطوط كشتيرانی، فرودگاه بين‌المللی با روزانه 60 پرواز داخلی و خارجی كه عمدتا خارجی بودند و همچنين واحد صنعتی، پتروشيمی، كشاورزی و ماهيگيری پررونق همراه با سواحل طولانی و مزيت دسترسی به سه رودخانه آب شيرين يا برخورداری از واحدهای ژاندارمری، نيروی زمينی و نيروی دريايی ارتش نيز بودند كه با داشتن جاده‌های مواصلاتی مهم به مركز استان خوزستان، راه دسترسی آسانی برای اشتغال منابع نفتی خوزستان نيز به شمار می‌رفتند.

كورورش‌نيا افزود: صدام در محاسبات خود كانون اصلی جنگ را اين دو شهر ثروتمند می‌ديد. به علاوه اينكه او قرارداد 1975 الجزيره را با شاه يك تحقير برای خود در موضوع اروندرود كه به خرمشهر و آبادان چسبيده بود می‌پنداشت. برای همين هم از ابتدای پيروزی انقلاب اسلامی به دستگاه استجنارات خود دستور داد نقش مخربش را ابتدا در خرمشهر، سپس در آبادان و بعد در كل استان خوزستان آغاز كند. كشتار مردم بی‌گناه اهواز، خرمشهر و آبادان در بمب‌گذاری‌های بعثی‌ها كه با عناوين گروه‌های جعلی همچون «چهارشنبه سياه» صورت می‌گرفت، آغاز اين يورش ناجوانمردانه بود.

وی خاطرنشان كرد: اين روند در سال 1359 در خرمشهر تشديد شد به طوری كه در برخی موارد از برخوردهای مرزی در منطقه عمومی شلمچه احساس آغاز جنگ می‌شد. به همين دليل هشدارها شروع شد اما در كشمكش‌های ابتدای انقلاب به ويژه بعد از ماجراهای جريان بنی‌صدر و منافقان و ليبرال‌ها صدای جهان‌آرا و شمخانی، فرمانده سپاه خوزستان را كسی نمی‌شنيد و تنها مانده بودند دلسوزان انقلاب كه آنها هم قدرت و اختياری نداشتند؛ چرا كه فرماندهی كل قوا، ارتش و ژاندارمری در اختيار بنی‌صدر و جريان او بود و سپاه جوان هم قدرتی در آن زمان نداشت و سلاح سنگين‌شان تفنگ‌های ژسه به شمار می‌رفت.

اين دلاور سپاه خرمشهر تصريح كرد: اين بی‌تفاوتی‌ها برای جهان‌آرا زنگ خطر را بيشتر به صدا در آورد و او كه خطر را بيخ گوش‌هايش در مرز آبی و خاكی احساس می‌كرد، دستور تشكيل دسته‌های 10 تا 5 نفره را صادر كرد كه همين دسته‌ها در آغاز جنگ بدجوری موی دماغ يورش بعثی‌ها شدند و عراق را تا 45 روز پشت دروازه‌های خرمشهر نگاه داشت و آنان را با تلفات سنگين مجبور به نبردهای خيابانی و نامتقارن كرد كه از خلاقيت‌های سيدمحمدعلی جهان‌آرا به شمار می‌رود.

اما هشدارهای شهيد جهان‌آرا حوادثی است كه برای ضبط در تاريخ بسيار مهم است كه يكی از آنها ديدار تاريخی آقای هاشمی رفسنجانی با محمد جهان‌آرا در سپاه خرمشهر است.

يكی از همراهان آقای رفسنجانی در ابتدای تيرماه 1359 از آن ديدار اينگونه می‌گويد، پس از سخنرانی آقای هاشمی رفسنجانی در مسجد جامع خرمشهر، وی به اتفاق جهان‌آرا و تنی چند از اعضای سپاه پاسداران خرمشهر به مقر سپاه اين شهر وارد شد. در جلسه خصوصی با هاشمی رفسنجانی، جهان‌آرا تأكيد می‌كند كه عراق آماده يورش و جنگ است و بايد خرمشهر برای نبرد آماده باشد كه آقای هاشمی می‌گويد پيام شما را به تهران منتقل می‌كنم.

پيامی كه هرگز از سوی بنی‌صدر به عنوان فرمانده‌كل جدی گرفته نشد. او حتی در آغاز جنگ هم نبردهای خونين خرمشهر را جدی نگرفت تا اينكه صدای امام نيز درآمد و به مسئولان هشدار داد جنگ را جدی بگيرند؛ اما هيچگاه كمك لازم به خرمشهر نشد. حتی نصايح علمای شهر مانند آيت‌الله نوری و حاج آقا محمدی جدی گرفته نشد.

رهبر معظم انقلاب در يكی از خطبه‌های نماز جمعه، اواسط آبان 1359 خويش خطاب به جريان معاند بنی‌صدر و هم پيمانانش می‌گويند: اگر حتی به نصايح دلسوزانه روحانيون خرمشهر عمل می‌شد، شهر سقوط می‌كرد. شهر در شرايطی سقوط نمی‌كرد كه می‌شد از اشغال آن با چند حمايت هوايی، توپخانه و اعزامی نيروی پياده جلوگيری كرد اما اين رويداد شكل نگرفت تا اينكه پس از سقوط جريان منحرف بنی‌صدر و حذف ليبرال‌ها و وحدت ارتش و سپاه در خلال ده ماه، تمامی نقاط اشغالی به ويژه نقاط كليدی و در اوج آنها خرمشهر قهرمان از لوث وجود بعثی‌ها پاك شد و خاطره تلخ خيانت جريان بنی‌صدر با دادن شهيدان سرافراز و در رأس آن شهيدان جهان‌آرا و موسوی، فرماندهان جوان سپاه خرمشهر زدوده شد.

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها