پاسخ به:اخبار قرآنی (1391/03/06)
شنبه 6 خرداد 1391 9:26 PM
| شنبه 06 خرداد 1391 07:50:45 شماره خبر :1016079 |
| با نمايشهای دينی در حال اجرا/ «خون رقصه»؛ نبرد ايدئولوژيك شعور شخصيتها با شعارزدگیهای پس از جنگ |
|
گروه هنر: «خون رقصه» نمايشی است كه دارای مسيری معقول، ايدئولوژيك و قابل باور است و به همراه شخصيتهايی كه شعارزده نيستند، قصد دارد تراژدیهای پس از جنگ را نشان دهد؛ عليرغم اينكه اين نمايش روايتی تراژيك دارد ولی مفهوم عشق و زندگی به صورت علمی و معقول به مخاطب ارائه میشود. جنگ پايان میپذيرد، رزمندگان خسته از جنگ باز میگردند. در طول اين سالها رزمندگان برای مردم قهرمانهايی شدهاند كه همگی با از جانگذشتگی و ايثار از مرز و بوم كشور خود دفاع كردهاند. برخی شهيد شدهاند، برخی مجروح و برخی اسير و برخی هم صحيح و سالم به آغوش اجتماع بازگشتهاند. در اين ميان دختری 19 ساله به دليل آنچه كه ادای دين مینامد به خواستگاری يك جانباز 80 درصدی جنگ تحميلی میرود. اين آغاز نمايشی است كه رضا صابری در آن به جهانبينی مردم گوناگون خسته از جنگ میپردازد. «خون رقصه» نمايشی است كه دارای ايدئولوژیهای مختلفی درباره زندگی، جنگ، مرگ و حتی عشق است. هايدگر در جايی میگويد: «هر انسانی يك انديشه است». رضا صابری در اين نمايش انديشههايی را با هر انسان مطرح میكند كه هر يك متفاوت هستند. از رفتارهای ايدئولوژيك راضيه فدايی(دختر 19 ساله) تا رفتارهای پارادوكسيكال پدر و مادر او همه و همه نشان دهنده عقبه ايدئولوژيك يك نمايش هستند كه قصد دارد فضای پس از جنگ را به خوبی به تصوير بكشد. نمايش «خون رقصه» حتی با طراحی صحنهاش نيز قصد دارد نگاه و جهانبينی خاص مردم به زندگی و جنگ و رزمندگان را به تصوير بكشد. نمايش بيشتر حول محور كنجكاوی روزنامهنگاری درباره اين ماجرا يعنی علل زندگی يك دختر 19 ساله با يك جانباز 80 درصدی میچرخد. «خون رقصه» شايد در ابتدا به نظر بيايد دچار مفاهيم شعاری و مستقيمگويیهای شده كه نسل پس از جنگ از شنيدن آن خسته شدهاند. اما رضا صابری به خوبی میداند برای اينكه نمايشی فاقد شعارزدگی را به مخاطب ارائه كند حتما بايد چارهای بيانديشد. در واقع او دست روی نقطه سهل و ممتنعی میگذارد كه كار او را بيشتر از هر نمايش ديگر دشوارتر میكند. خواستگاری راضيه فدايی يعنی همان دختر 19 ساله از اين جانباز شايد پرده و عطف اول اين نمايش باشد چرا كه با اين عمل زندگی او متحول میشود و نظم رفتاری او با اطرافيانش از بين میرود. پدرش به شدت عليه او جبهه میگيرد. اين عطف هيچ شعار و پسزدگی را برای مخاطب ندارد بلكه مخاطب را ترغيب میكند كه علل اين حركت را دريابد. اما نقطه حساس اين ماجرا در مفصل دوم و در ميانه دوم و تعديل اين شرايط است. راضيه فدايی(نسيم ادبی) بايد به تنهايی علاوه بر مسئولان بنياد شهيد، پدر و مادر، دختر عمه و حتی مهدی سورچی همان جانباز 80 درصدی، با مخاطب خود نيز به جنگی ايدئولوزيك و تمام عيار برود. در واقع تنها اوست كه میتواند اين نمايش را از شعارزدگی بيرون بياورد و مخاطب را با حقيقتی آشنا كند كه اغلب در نمايشهايی از اين دست به صورت شعاری و كاملا غيردراماتيك ارائه شده است. هر چند راضيه فدايی در اغلب صحنهها سكوت را بر ديالتيك كلامی و رفتاری برای توجيه عمل خويش ترجيح میدهد اما كارگردان توانسته با صحنهها و ديالوگهايی هر چند كوتاه در نقاط حساس به مخاطب پاسخی قابل قبول ارائه دهد. ايدئولوژیهايی كه او برای مخاطب ارائه میكند همه قابل پذيرش و باور هستند. «خون رقصه» دارای پرسوناژهايی است كه تيپيكال نيستند بلكه همه شخصيتهايی هستند كه هر يك در اجتماع ما قابل لمس هستند. پدر راضيه فدايی سرسختترين مخالف او در تصميماش است و هيچ كسی گمان نمیكند او به تصميم دخترش رضايت دهد اما در نهايت با ظهور و بروزی دراماتيك به حمايت از دخترش میپردازد هر چند در دل باز مخالف تصميم اوست. مادر او هرچند با تصميم دخترش مخالف است ولی در نمايی تراژيك خودش را همانند مادر اين جانباز معرفی میكند و با او ابراز همدردی میكند ولی در نهايت او فقط از دختر خود حمايت میكند و نه تصميم او و نه آن جانباز 80 درصدی. دختر عمه او نيز نماينده نسل سرمايهداری است كه گويا بيشترين ضربه اقتصادی را از جنگ خورده است. البته «خون رقصه» اگر چه در عطف اول و حتی ميانه به خوبی توانست نمايشی دراماتيك را ارائه دهد ولی تعليق و نقطه عطف دوم در اين نمايش به خوبی پرداخت نشده و نهايتا نمايش از مفصل دوم به بعد از مسير دراماتيك قدرتمند اوليه خود به مسيری ناهمواره تنزل میيابد. در هر صورت «خون رقصه» نمايشی است كه دارای مسيری معقول و ايدئولوژيك و قابل باور است و به همراه شخصيتهايی كه شعارزده نيستند قصد دارد تراژدیهای پس از جنگ را نشان دهد. عليرغم اينكه اين نمايش روايتی تراژيك دارد ولی مفهوم عشق و زندگی به صورت علمی و معقول به مخاطب ارائه میشود. مهدی سورچی جانباز 80 درصد با آنكه میداند اگر بچه دارد شود از دنيا خواهد رفت ولی به راضيه فدايی فرزندی را میدهد تا مفهوم عشق و زندگی را در انتهای عمرش به نمايش بگذارد. شايد بتوان «خون رقصه» را اينگونه تعريف كرد: زندگی، جنگ، عشق، مرگ و دوباره عشق ... مرتضی اسلامیفر |