پاسخ به:اخبار قرآنی (1391/03/06)
شنبه 6 خرداد 1391 9:26 PM
| شنبه 06 خرداد 1391 07:59:36 شماره خبر :1016385 |
| يادداشت رجبی دوانی؛ علل محدود بودن اطلاعات تاريخی درباره امام هادی(ع) |
|
گروه سياسی: ارتباط با امام هادی (ع) حتی با وجود شيعيان نفوذی در دستگاه خلفای عباسی بهسختی صورت میگرفت و با خطرات بسياری همراه بوده است؛ همين مسئله باعث شده كه اطلاعات تاريخی چندانی از ايشان ثبت و ضبط نشده باشد. به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) به نقل از پايگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيتالله العظمی خامنهای، محمدحسين رجبی دوانی، پژوهشگر و كارشناس تاريخ اسلام در گفتاری به مناسبت سالروز شهادت امام علیالنقی عليهالسلام، علل محدود بودن اطلاعات ما درباره شخصيت و سيرهی آن حضرت را بررسی میكند: امام هادی عليهالسلام طبق نقلی در سال ۲۱۲ و طبق نقلی ديگر در سال ۲۱۴ هجری قمری در يكی از روستاهای اطراف مدينه متولد شدند. ايشان در سال ۲۲۰ و در پی شهادت امام جواد عليهالسلام در سن ۶ يا ۸ سالگی به امامت رسيدند. حدود بيستويك سال در مدينه بودند و سپس با توجه به نامهنگاریهای بريحه -امامجماعت حرم- با متوكل خليفه عباسی و توصيه او كه: «اگر به حرمين نياز داری، علی بن محمد را از آنها بيرون ببر كه او مردم را به خود میخواند و عدهی بسياری از او تبعيت كردهاند» و با توجه به گزارشهايی كه از ارتباط امام با وكلايشان در مدينه داشتند، به دستور خليفه ايشان را به سامرا منتقل كردند. حضرت حدود بيستويك سال در آنجا تحت كنترل مأموران خلفای عباسی زندگی كردند تا اينكه طبق نقلی در سوم ماه رجب سال ۲۵۴ هجری قمری و در سن حدود ۴۲ سالگی به شهادت رسيدند. اعتراف جنيدی درست است كه امام هادی عليهالسلام در سن هشت يا شش سالگی به امامت رسيدند، اما با توجه به سابقهای كه از به امامت رسيدن امام جواد عليهالسلام در همين سنين وجود داشت، اين مسئله در زمان امام هادی عليهالسلام با چالش جدی مواجه نشد. در زمان امام جواد عليهالسلام بحثها و تزلزلاتی برای بسياری از رجال شيعه درباره امامت ايشان پيش آمد، اما بهمرور و با روشن شدن زوايای امر و يقين آنان به عصمت امام و اينكه امامِ خردسال، پاسخگوی معضلات و سؤالات و مشكلات مردم بود، در همان زمان اين مسئله در بين شيعيان حل شد. به همين خاطر امامت امام هادی عليهالسلام در اين سنين برای شيعيان پذيرفتهشده بود و تقريباً عموم شيعيان پس از شهادت امام جواد عليهالسلام امامت امام هادی عليهالسلام را پذيرفتند و آن مشكلات سابق ديگر به وجود نيامد. در برخی روايات ما اشاره شده است كه دستگاه خلافت، يكی از عالمان سنیمذهب آن زمان به نام جنيدی را مأمور تدريس به امام هادی عليهالسلام میكنند. آن طور كه پيدا است، دستگاه خلافت وقتی ديد پدر حضرت از دنيا رفته و ايشان هم سن كمی دارند، در پی اين برآمد كه ايشان را تحت تعليماتی قرار دهد كه مطابق ميل اين دستگاه پرورش يابد. اما همين جنيدی پس از مدتی چنان محو علم و شخصيت امام خردسال شد و تحت تأثير ايشان قرار گرفت كه شيعه شد و گفت: ايشان علوم و معارفی دارد كه من خودم بايد از ايشان بهره ببرم. امام هادی عليهالسلام معاصر بودند با دوران خلافت خلفايی مثل معتصم و واثق عباسی. اين دو خليفه از نظر فكری مثل مأمون، معتزلیمسلك بودند. به همين خاطر فشارها عليه امام هادی عليهالسلام نسبت به زمان امام جواد عليهالسلام مقداری كمتر بود. لذا امام هادی عليهالسلام از اين فرصت استفاده كردند و با توجه به فعاليتهای ارزشمند و بسيار دقيق و حسابشدهای ائمه پيشين عليهمالسلام برای ترويج مكتب حقه اهل بيت عليهمالسلام، امام هادی عليهالسلام هم توانستند بهخوبی اين تلاشها را پيش ببرند و به ثمر برسانند. مراقبت شديد دستگاه خلافت امام هادی عليهالسلام هنگامی كه در مدينه بودند، با ارسال نمايندگان خود به اقصینقاط عالم اسلام، بذر تشيع را كه ائمه پيشين عليهمالسلام كاشته بودند، به درختی پرثمر تبديل كردند. در واقع تشيع در عصر ايشان به قدری گسترش يافت كه امام لازم ديدند برای هماهنگی و هدايت شيعيان و پاسخگويی به مسائل شرعی و ابهامات معرفتی در اصول دين و همچنين حل معضلات كلامی، نمايندگانی را در بين آنها قرار دهند. اين نمايندگان هم اين مسائل را پاسخ میدادند و هم رهنمودهای امام برای شيعيان را به آنها میرساندند و هم وجوهات شرعی را جمعآوری میكردند و برای امام میفرستادند. از جمله اين وكلا میتوان به «علی بن جعفر»، «حسن بن عبدوده»، «علی بن بلال» و «ابوعلی بن راشد» اشاره كرد. علی بن جعفر همان كسی است كه كارگزاران متوكل عباسی او را بازداشت و زندانی كردند و پس از تحمل سالها حبس، امام هادی عليهالسلام به او دستور دادند كه به مكه برود و در حرم مقيم شود. امام با اين وكلا نامهنگاری میكردند و نامهها را افراد بسيار مطمئنی و با رعايت جوانب امنيتی و حفاظتی رد و بدل میكردند. نامهها عمدتاً حاوی دستورهای امام و خط مشیهای كلی ايشان برای نمايندگان بود. بعضی از اين وكلا افرادی بودند كه عالم و شاگرد و صحابه امام محسوب میشدند. بسياری از آنان به نيابت از امام پاسخگوی مسائل شرعی بودند. حتی برخی از آنان در حدی بودند كه امام به ديگر نمايندگان خود میفرمودند كه اطاعت از اين شخص، اطاعت از من و نافرمانی از او نافرمانی از من خواهد بود. اينها در واقع حلقه وصل تودههای شيعه با امام هادی عليهالسلام بودند. همچنين اين وكلا نقش مهمی در اقناع شيعيانی داشتند كه با توجه به سن كم امام در هنگام به امامت رسيدن، دچار ترديد نسبت به ايشان شده بودند. بالاخره اين ارتباطات سازمانيافته از چشم دستگاه خلافت مخفی نماند و منجر به تبعيد امام به شهر سامرّا شد. وقتی هم كه متوكل عباسی در جايگاه خلافت نشست، سعی كرد با اقتدار بيشتری نسبت به دوران برادرش –الواثق بالله– خلافت را اداره كند. لذا برخی وكلای امام را در شهرهای مختلف شناسايی و دستگير كردند و برخی را به زندانهای طولانیمدت انداختند. امام هادی عليهالسلام پس از دستگير شدن يكی از وكلايشان، بلافاصله وكيل ديگری را معين میكردند تا ارتباط بين امت و امام قطع نشود. در اين زمان كه امام در سامرا تحت مراقبت شديد بودند، وكلای ايشان با رعايت مسائل حفاظتی و امنيتی و بعضاً حتی در قالب دستفروشی و دورهگردی با امام ارتباط برقرار میكردند و رهنمودهای لازم را شفاهاً از ايشان دريافت میكردند. همين ارتباطات هم تحت مراقبت شديد مأموران دستگاه خلافت بود. مأموران اطلاعاتی دستگاه كه از اين ارتباطات بو برده بودند، بارها ذهن خليفه را نسبت به امام بدبين كردند؛ میگفتند كه ايشان ارتباطات مشكوكی دارد، اموالی به ايشان میرسد و افراد را در شهرهای مختلف هدايت میكند. آنها میگفتند كه حضرت فقط به مسائل شرعی و احكام نمیپردازد، بلكه مشغول فعاليتهای سياسی و تدارك يك مخالفت منسجم با نظام حاكم است. خليفه نيز تحت تأثير اين گزارشها و در چندين نوبت دستور داد تا غافلگيرانه به منزل امام يورش ببرند و آن را بازرسی كنند تا بلكه اموال يا اسلحهای بيابند و بهانهای برای برخورد با امام به دست آورند. اما هر بار كه به خانه امام حمله بردند، با هوشياری امام ناكام شدند. به هر حال امام هادی عليهالسلام با مشكلات بسيار و در حالی كه تحت مراقبت شديد دستگاه خلافت عباسی بودند، به هدايت جامعه شيعيان پرداختند و امور شيعيان را پيش بردند. چرا اطلاعات ما درباره امام هادی كم است؟ اما عوامل مختلفی دست به دست هم دادهاند و باعث شدهاند كه اطلاعات ما درباره ائمه اطهار و بهويژه سه تن از اين بزرگواران بسيار محدود باشد؛ يعنی امام جواد، امام هادی و امام عسكری عليهمالسلام. در واقع ما نسبت به اين دوره زمانی دچار فقدان اطلاعات كافی هستيم. مهمترين دلايل اين محدوديت اطلاعات تاريخی درباره زندگانی اين سه امام و بهويژه امام هادی عليهالسلام از اين قرار است: نخست: عمر كم اين بزرگواران. مدت عمر ايشان در قياس با ديگر ائمه عليهمالسلام كمتر بود و همين مسئله در محدود بودن اطلاعات ما از اين بزرگواران مؤثر بوده است. اين موضوع در مورد امام جواد و امام عسكری عليهماالسلام نيز صدق میكند. امام جواد عليهالسلام را در سن بيستوپنج سالگی به شهادت رساندند و امام عسكری عليهالسلام را در سن بيستوهشت سالگی. عامل دوم، محصور بودن ايشان است. اين امامان ما در حصر و تحت كنترل شديد بودند و به طور طبيعی مردم نمیتوانستند با ايشان ارتباط برقرار كنند. در نتيجه مطالبی هم كه از ايشان مورد ثبت و ضبط قرار گرفته، اندك و محدود است. حتی وكلای امام هادی عليهالسلام و كسانی كه رابط آن بزرگوار با مردم بودند، در قالب چهرههای ناشناس مانند دستفروش و دورهگرد و با احتياط بسيار به خانه حضرت میآمدند و سؤالات خود را میپرسيدند و از آن حضرت كسب تكليف میكردند. حتی با وجود «زراقی» كه حاجب و وزير خليفه و از شيعيان نفوذی به دستگاه خلافت بود، باز هم ارتباط با امام هادی عليهالسلام بهراحتی صورت نمیگرفت. تا آنجا كه نقل شده يكی از ياران امام برای اينكه از حال امام خبر بگيرد، نزد حاجب آمد، اما نمیدانست كه حاجب شيعه است. صبر كرد تا اطراف حاجب خلوت شود. حاجب كه منظور او را فهميد و به او گفت: آمدهای تا از مولايت خبر بگيری؟ او پاسخ داد كه مولای من خليفه است. حاجب گفت: ساكت باش. من هم عقيده تو را دارم و اين امام بزرگوار امام من و تو است. آن صحابی امام گفت: من خوشحال شدم وقتی ديدم حاجب هم شيعه است. بعد صبر كردند تا فرصت مناسبی فراهم شود. سپس حاجب او را همراه پسربچهای نزد امام فرستاد. وقتی امام عليهالسلام به سؤالات او پاسخ دادند، به او گفتند كه بهسرعت از آنجا بيرون برو، زيرا بودنت در آنجا برايت خطر دارد. بنابراين ارتباط با امام هادی عليهالسلام حتی با وجود شيعيان نفوذی در دستگاه خلفای عباسی بهسختی صورت میگرفت و با خطرات بسياری همراه بوده است. همين مسئله باعث شده كه اطلاعات تاريخی چندانی از ايشان ثبت و ضبط نشده باشد. عامل سوم اين است كه تواريخ را عمدتاً افراد غير شيعه نوشتهاند و اساساً زمانه، زمانه شيعيان نبود. حكومت عباسی با قدرت و قوت بر امور نظارت میكرد و بسياری از مورخان تنها به شرطی میتوانستند دست به قلم ببرند كه چيزی بنويسند كه دستگاه خلافت میخواهد. بنابراين يا بايد باب ميل آنها مینوشتند يا اينكه چيزی نمینوشتند و مثلاً از مسئلهای صرف نظر میكردند. هر مسئلهای كه دستگاه خلافت خوشش نمیآمد و از جمله هرگونه تبليغ دشمنان دستگاه و ترويج آيين آنان نبايد ثبت و ضبط میشد. بنابراين اگر هم كسی میخواسته مطالبی را از اهل بيت عليهمالسلام و بهخصوص در اين موقع از امام هادی عليهالسلام ثبت و ضبط كند، از ترس دستگاه خلافت از اين كار منصرف میشد. عامل چهارم هم آن است كه بيشتر مورخان به مسائل سياسی و عرصه سياست عالم اسلام توجه داشتند. مثلاً بيشترين اطلاعات ما از زندگانی پر بركت امام رضا عليهالسلام مربوط به آن مقطع كوتاه ولايتعهدی ايشان است. چون ولايتعهدی يك مسئله سياسی بوده و به دستگاه خلافت هم مرتبط میشده، مورد توجه قرار میگرفته و راجع به آن قلمفرسايی میشده است. اما ما در مورد بقيه عمر مبارك امام در دوران امامت ايشان اطلاعات چندانی نداريم و بهندرت مطالبی در اين دوره در تاريخ وجود دارد. بنابراين با توجه به آن كه امامان ما و از جمله امام هادی عليهالسلام در عرصه خلافت و حكومت حضور نداشتند، مطالب مربوط به ايشان هم از طرف مورخان به صورت مفصل مورد ثبت و ضبط قرار نگرفته است. |