پاسخ به:شهدای شهرم
شنبه 6 خرداد 1391 9:25 PM
وصيتنامه شهيد شهيد سيد مهدي حياتي رکني
بسم الله الرحمن الرحيم
اقرار نامه
بنابر اينکه نوشتن وصيتنامه در مورد ديون امري واجب است، پس قبل از اينکه اين نفس حيات قطع شود و تلقيناتم را هنگام دخول در قبر از من بپرسيد و من با سکوت محض جوابتان دهم، از هم اکنون که در قيد حياتم اقرار ميدارم که «الله ربي» (خدا پروردگارم است) و «محمد(صلياللهعليهواله)نبيي» و محمد(صلياللهعليهواله)پيامبرم ميباشد. «و الاسلام ديني و القرآن کتابي و الکعبه قبلتي و ... واشهد ان لا الله الا الله وحده لاشريک له و ان محمداً r عبده و رسوله و سيد النبيين و ان علياً امير المومنين و سيد الوصيين و امام افترض الله طاعته علي العالمين و ان الحسن و الحسين و علي ابن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي ابن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و الحسن بن علي و القائم الحجه المهدي r (ائمتي)» و (شهادت ميدهم که محمد و آنچه آورده است، حق و مرگ حق است و سوال نکيرو منکر حق است و رستاخيز حق است و نشور حق است و صراط حق است و ميزان حق است و تطاير کتب حق است و بهشت حق و جهنم حق است و ساعتي که از قبرها محشور ميشويم حق است...)
2-توصيهها
مايل هستم لباس بسيجي يا پيشاني بند، چيزي يا اثري از آثار شجاعت اينچنين خانوادههايي و چنين رزمندگاني در خانههايشان موجود باشد تا هميشه اهل خانه بدانند که در محضر خدا هستند و در محضر پيامبر و ائمه معصومين عليهاالسلام و در محضر شهداي راه حق ميباشند تا بانظارة آنها از انجام دادن خلاف فرمان الهي شرم کنند و ديگران هم بدانند که در زمان ما صدر اسلام ديگري پيدا شده و امام حسين(عليهالسلام) اين شهيد مظلوم کربلا که زماني بي ياور بود، اکنون ياور دارد و اين آثار، آثار اين چنين افرادي است و يادآور آنچنان حماسههايي.
در موردمراسم بزرگداشت و در همه امور خيلي اصرار دارم که هميشه به اهداف توجه شود. به هر چيز مينگريم اصل آن را و هدف از آن را ببينيم. هر چيز را همان طور که هست ببينيم، نه آن طور که خود ميخواهيم. اما در مورد مراسم بزرگداشت: جدا ازمساله فاتحه خواني، در تجليل از افراد غلو نشود که هيچ تاثيري بر مقام اخروي او ندارد و کوتاهي نشود که پيام خون شهيد اگر نباشد، خون شهيد اثر خودش را نميگذارد. حد اعتدال رعايت شود و افراد ديگر بايد راه شهيد را ادامه دهند و اين با شعار دادن درست نميشود. ببينيد خصوصياتش چه بوده و چه هدفي را در زندگي دنبال ميکرده و در سخنانش روي چه چيزي تاکيد ميکرد. اعمالش چگونه بود و پيرو چه کسي بود. ولايت حسين(عليهالسلام) را پذيرفته بود يا يزيد را؟ چرا؟
... از همگي طلب عفو و بخشش دارم، درمورد حق الناس که خود موقفي وحشتناک است، اگر از کسي طلب دارم بر او ميبخشم و چنانچه به کسي بدهکارم از هر لحاظ چه مادي و معنوي بر من ببخشد و ان شاء الله مقبول درگاه خداي منان افتد و در آخرت عوض دهد.
توصيه هايي به خانواده عزيز
«کل نفس ذائقه الموت» (هر نفسي مزه مرگ را خواهد چشيد) (آل مران / 185)
مادر و پدر عزيز دردمندم، قبل از فراق مصطفي حرفهايي براي گفتن داشتم; اما اکنون با شما سخن گفتن واقعاً مشکل است. قبلاً مي دانستم فراق فرزند مشکل است. اما از دست دادن يکي از بهترين اعضاي خانواده شمهاي از واقعيت يک علم خام را برايم ملموس گردانيد. خالق دردها خالق داروها نيز هست و همان رب رحيم و دود، وسايل آرامش خاطر افرادي چون ما افراد ضعيف و عجول را فراهم ساخته است و من ميدانم که شما خيلي قويتر از آن هستيد که بخواهيد اين تذکرات مرا وسيلة آرامش و تسکين خود قرار دهيد. با وجود اين، ذکر تذکراتي مختصر را در اينجا بيفايده نميدانم اول آنکه طبق آيه مذکور اين مطلب خود به خود واضح است که مرگ يک سنت الهي است و سنن الهي هم لايتغير و لايتبدل هستند و جاي چون و چرا هم ندارند چنانچه حيات ما به دست او بود و رشد و نمو ما نيز به دست او بود، مرگ ما هم به دست اوست و ما همه مملوک او هستيم. چيزي از خود نداشتهايم که ادعاي مطالبه داشتم باشيم. اگر اماناتي به طور موقت دادهاند و طبعاً بازپس ميگيرند، نبايد اظهار شکوه و ناراحتي کنيم که چرا دادي و چرا گرفتي؟ و مرگ هم سراغ همه ميآيد، منتها ما بايد سعي کنيم اين مرگ به گونهاي آبرومندانه باشد. از خدا بخواهيم شهادت في سبيل الله را و شهادت عزتمندانه را و عاقبت بخيري در راهش را و آمرزش قبل از موت و راحت بعد از موت و آساني در حساب را. آري اينها فوز است و ارزش دارد. ديگر اينکه انسان در هر مقامي باشد، در هر درجهاي باشد بايد به مقامات و درجات بالاتر نگاه کند نه به درجات پايينتر از خود، در مسايل معنوي اين گونه باشد و در مسايل مادي به درجات پايين تر نگاه کند نه به درجات بالاتر. بنابراين توصيهام اين است که به پدر و مادران شهيدان نگاه کنيد و به آنها که بيش از يک و دو شهيد دادهاند، افتخار کنيد که سرانجام شما هم در اين انقلاب عظيم الهي سهمي داشتهايد و خداي نکرده اظهار ناراحتي از انقلاب نکنيد که نميکنيد، بينشها بايد بينش الهي باشد. بينش امام گونه باشد. امام ميفرمايد از خدا بخواهيد که شما را توفيق بدهد، توفيق شهادت بدهد، توفيق عزت بدهد، شهادت عزت شماست. منطق، منطق صدر اسلام است که اگر بکشيم، بهشت ميرويم و اگر کشته بشويم، بهشت ميرويم. اين منطق شکست ندارد. خلاصه مادر و پدر عزيز، دل قوي داريد که اگر توفيق شهادت يافتم، در بهشت از شما استقبال خواهم کرد و جاي هيچ حزن و اندوهي نيست که خداوند در وعدهاش هيچ تخلف نميکند. اميدوارم خداوند تعالي همان طور که در دنيا بنده مسلمان خدا بوديم در آخرت هم ما را متنعم به نعمات بهشت موعودش بفرمايد و آنچنان او در نظرها بزرگ باشد که هر چه غير اوست، کوچک نمايان شوند که واقعاً کوچکند و بلکه هيچند و اوست که همه است. خدايا، بارالها، معبودا، قلوب و بازوان رزمنداگان اسلام را قوي فرما و ملت را صبور دار و پيروزي و فرج بعد از سختي را قريب فرماي ودشمنان اسلام را خوار و زبون دار و امام مهدي(عجلاللهتعاليفرجهالشريف) را به فريادمان برسان. خدايا پدر و مادرمان ما را به تو سپردهاند و تو اين چنين سرنوشتي را بر ما مقدر ساختي و اکنون ما آنها را به تو ميسپاريم و سرنوشت خير و مبارکي را بر آنها مقدر فرماي، به گونهاي که همديگر را کنار حوض کوثر در نزد رسول الله(صلياللهعليهواله)و فاطمه عليهاالسلام ملاقات کنيم و با اجداد طاهرمان محشور گرديم «ان شاء الله تعالي»
4-وداع
ياد وداع امام حسين عليها السلام با ياران و فرزندش علي اکبر که تسکين دهندة همه داغداران است! اما اين بنده حقير در ايام حيات خود با برادران زيادي برخورد داشتهام که طبيعتاً امکان خطاهايي ميرود، بدين وسيله از همه و همه معذرت خواهي و طلب بخشش ميکنم. توصيهام به همه ايمان و توکل به خدا، حفظ وحدت و پيروي محض از مقام ولايت فقيه است و صبر در جهاد که از خود جهاد بسي مشکلتر است و توصيه به عاشقان سلوک الهي سه کلمه است، «تقوا، مراقبه، اخلاص» و از همه مهمتر پيروي محض از ولايت فقيه است، او را تنها نگذاريد و نيز از او جلوتر نرويد که هلاکت است و از او عقب نمانيد که گمراهي است. از همه التماس دعا دارم و عاقبت بخيري را براي همه طلب ميکنم.
سيد مهدي حياتي رکني
جزيره مجنون 11/1/1364 يا 14/6/1365