پاسخ به:“چند جمله با خدا”
دوشنبه 15 خرداد 1391 4:16 PM
به رسم همیشه سلام.
میآیی از فاصله های دور و در همین نزدیکی ها مجاور میشوی تا برسد روزی که ظهور خواهی کرد. امروز دستهای کوچکم را قنوت می گیرم برای آمدنت و با چشمهای نگران می نشینم به تماشای آسمان گرفته. به گمانم هنوز وقتش نرسیده است . جمعه ها بیهیچ دغدغه ای صبورند و این منم که بیقرار رسیدن توام. آرزوهای کودکان سرزمینم را نثار نگاهت می کنم.آقا خوش آمدی!