0

“چند جمله با خدا”

 
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:“چند جمله با خدا”
سه شنبه 30 خرداد 1391  8:51 PM

 

عجب صبری خدا دارد

عجب صبری خدا دارد …. اگر من جای او بودم
همان یك لحظه اول ….  كه اول ظلم می دیدم از مخلوق بی وجدان
جهان را با همه زیبایی و زشتی ، به روی یكدگر ویرانه می كردم .

عجب صبری خدا دارد ….  اگر من جای او بودم
اگر در همسایگی صدها گرسنه ….  چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم
نخستین نعره مستانه را خاموش آندم بر لب پیمانه را می كردم .

عجب صبری خدا دارد ….  اگر من جای او بودم ….  
كه می دیدم یكی عریان و لرزیان ، دیگری پوشیده است صد جامه رنگین
زمین و آسمان را وا‍گون مستانه می كردم .

عجب صبری خدا دارد ….  اگر من جای او بودم
نه طاعت می پذیرفتم ….  نه گوش از جهر استغفار این بیدادگرها تیز كرده
پاره ، پاره در كف زاهد نمایان ، سجده صد دانه می كردم .

عجب صبری خدا دارد ….  اگر من جای او بودم
برای خاطر تنها یكی مجنون صحراگرد بی سامان
هزاران لیلی ناز آفرین را كو به كو آواره و دیوانه می كردم .

عجب صبری خدا دارد ….  اگر من جای او بودم
به گرد شمع سوزان ، دل عشاق سرگردان ….  
سراپای وجود بی وفا معشوق را پروانه می كردم .

عجب صبری خدا دارد ….  اگر من جای او بودم
به عرش كبریائی ، با همه صبر خدایی ….  تا كه می دیدم عزیز نابه جایی ، ناز بر یك ناروا گردیده و خواری فروشد
گردش این چرخ را ، وا‍گون بی صبرانه می كردم .

عجب صبری خدا دارد ….  اگر من جای او بودم
كه می دیدم مشوش عارف و عامی زبرق فتنه این علم عالم سوز مردم كش
به جز اندیشه عشق و وفا معدوم هر فكری در این دنیای پر افسانه می كردم .

عجب صبری خدا دارد ….  چرا من جای او باشم ، همین بهتر كه خود جای خود بنشسته و تاب تماشای تمام زشتكاریهای این مخلوق بی وجدان را دارد !
وگرنه من جای او چو بودم ،
یك نفس كی عادلانه سازشی با جاهل و فرزانه می كردم !
!!

عجب صبری خدا دارد …:::::::… عجب صبری خدا دارد

 

 

 

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها