پاسخ به:اخبار قرآنی (1391/03/02)
سه شنبه 2 خرداد 1391 10:15 PM
| سه شنبه 02 خرداد 1391 11:49:17 شماره خبر :1013369 | |||
| «در پايتخت فراموشی»؛ روايتگر زندگی افغانها زير سايه امنيت | |||
|
گروه ادب: «در پايتخت فراموشی» از جمله آثاری است كه سوره مهر در بيست و پنجمين نمايشگاه كتاب برای نخستينبار به علاقهمندان ادبيات معاصر عرضه كرد، كتابی به قلم محمدحسين جعفريان با خاطراتی از افغانستان.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) سالها حضور سپاهيان ارتش سرخ و بعد از آن گروه طالبان در سراسر كشور افغانستان سبب شد تا در هر دورهای به بهانههای مختلف بر بازار كتاب و نشر اين كشور غبار سنگينی بنشيند، غباری كه هنوز سنگينی آن پس از چند سال آرامش نسبیای كه در اين كشور افسانهای و تاريخی حاكم شده، از بين نرفته است. تايخ ادبيات افغانستان در سالهای اخير را میتوان به قبل و بعد از دوره تاريك حاكميت طالبان تقسيمبندی كرد. در اين دوره، به دليل تعصبات ناروای طالبان محافل انديشه و بازار كتاب رو به تعطيلی گذاشت، حتی عدهای مجبور شدند به سبب ترس از جنايات طالبان و طرفدارانشان در مواجه با برخی از اعتقادات و آرا، آثار خلق شده را نابود كنند. در اين زمان آنچه اندك مايه دلگرمی شاعران و نويسندگان و اهالی خرد و انديشه را فراهم میكرد، انتشار چند روزنامه و فعاليت محدود كانونهای ادبی بود. سالها جنگ و آشوب سبب شده بود تا افغانستان درهای ورودی خود را به روی بسياری از نويسندگان و پژوهشگران ادبی ببندد، هرچند كه آثاری نيز در اين دوران به رشته تحرير درآمده است. با از بين رفتن حاكميت طالبان و ايجاد آرامش نسبی در اين كشور، محافل ادبی و حوزه چاپ و نشر جان تازهای به خود گرفت. همچنين يكی از اتفاقات مباركی كه در اين ميان جريان يافت، توجه نويسندگان و اهالی قلم از ديگر كشورها به افغانستان و مردم اين سرزمين بود. در اين برهه زمانی، آثار متعددی خلق شد كه از جمله اين مكتوبات میتوان به رمانهای خالد حسينی اشاره داشت. يكی از نويسندگان ايرانی كه نامش با نام خاطرات افغانستان گره خورده محمدحسين جعفريان است كه چه در دوران حاكميت طالبان و چه بعد از آن به نقل خاطرات خود در قالب مكتوبات رسانهای و كتاب كرده است. وی كه خاطرات خود از سفر به افغانستان و همنفس شدن با احمد شاه مسعود را در قالب يادداشتهای دورهای در روزنامه به چاپ میرساند، امسال بخشی ديگر از اين خاطرات خود را در اختيار علاقهمندان قرار داد. سفرنامهای كه بنا بر نقل خود نگارنده حاشيهنويسیای است از سفر نويسنده با بهروز افخمی به افغانستان. سفری كه با درخواست برادران افغان به بهانه سالگرد احمد شاه مسعود در سال 81 آغاز میشود و تا گشت و گذار جعفريان در افغانستان بدون جنگ ادامه میيابد. اين حاشيهنويسی كه در قالب كتابی با عنوان «در پايتخت فراموشی» به چاپ رسيده، تكههای پازلی از خاطرات جعفريان از سفرهای قبلی وی است كه شرح آن رفت. خاطراتی كه برای كمتر جوينده و مسافری پيش آمده است. خوانندهای كه هر دو قسم خاطرات جعفريان را خوانده باشد، میتواند تصويری كامل از اين كشور در سالهای اخير داشته باشد.
از ويژگیهای مهم اين كتاب، ارائه تصويری از افغانستان پس از جنگهای داخلی و خارجی است كه تا حدودی سايه امنيت و آرامش را تجربه میكند. تصويری كه گاه شيرين و گاه تلخ است. برای سرزمينی كه سالها طعم تلخ جنگ را چشيده و بعد از سالها آغوش خود را برای مسافران گشوده است، اين خاطرات میتواند بيانگر ذائقه مردمان آن سرزمين در موضوعات مختلف اجتماعی، مذهبی، سياسی و ... باشد. تلاش افغانها برای برپايی حكومتی كه با آئين و دين ملتشان سازگار باشد و پايبندی به مناسك و آئينهای اسلامی بعد از چشيدن طعم تلخ تعصبات به اسم تدين و مذهب، از نخستين صفاتی است كه از مردم اين كشور در اوايل كتاب به خواننده منتقل میشود. اگرچه خاطرات اين سفر به صورت كوتاه و برخلاف بسياری از خاطرات به صورت موضوعی در چند صفحه خلاصه شده است، اما در اين ميان فلشبكهای نويسنده به دوران قبل و بيان روايتهای تاريخی، توصيفات جغرافيايی و شيوه زندگی مردم جذابيت اثر را بيشتر میكند. علاوه بر اين، نقل برخی از گفتوگوها به لهجه شيرين افغانی به خاطرات رنگ ديگری میبخشد و جذابتر میكند. رابطه همدلی و ارتباط ميان ايرانيان و افغانها از ديگر مطالبی است كه از لابهلای اين سطور ديده میشود. جعفريان در اين كتاب به رابطه دوستانه اين دو كشور اشاره و در ادامه از كجفهمی برخی از افغانها و ايرانیها و تعصبات سياسی برای برهم زدن اين رابطه حكايت میكند. اوج اين مطلب زمانی است كه جعفريان در مقام شاعر به عنوان يكی از ميهمانان حاضر از ايران و به دليل رابطه بسيار دوستانه خود و احمد شاه مسعود بالای سِن میرود و در سالگرد شهادت اين مجاهد افغان، قطعهای از سرودههای خود را به وی تقديم میكند. شعری كه قرائت آن حتی غيرفارسیزبانان را نيز متأثر میكند. در اين حالت، يكی از افغانها به ديگری میگويد: «سيل كو! (ببين) حتی دشمن دَباره قهرمان ما چی گپ میزنه!». جعفريان در ادامه به پيشينه اين طرز فكر و دامنهدار بودن آن نيز اشاره میكند. با اين وجود، «در پايتخت فراموشی» سفرنامهای كوتاه از شهر كابل و پنجشير پس از احمدشاه مسعود و طالبان است كه میتوانست بهتر از اين پرداخته و تدوين شود. گاه بخشهايی از اثر به دليل پراكندگی مطالب، ذهن مخاطب را همراه نمیكند كه البته خود نويسنده نيز بر اين امر تأكيد میكند. از نويسنده صاحبسبكی چون جعفريان انتظارها بيش از اين است كه به بيان كوتاهی از اين سفر اكتفا كند. درمجموع، «در پايتخت فراموشی» يكی از آثاری است كه علاوه بر اينكه بر مذاق ايرانیها به دليل اشتراكات فرهنگی و همزيستی با افغانها خوش میآيد، بر طبع افغانها كه خاطرات شهرهای خود را از زبان كسی میشنوند كه به آنها نزديك بوده و با فرهنگشان بيگانه نيست نيز گوارا است. مهمترين ويژگی خاطرات جعفريان اين است كه همانند ديگر سياحان برای دورهای كوتاه به خيابانهای هرات و درههای عميق بدخشان و كوههای سر به فلك كشيده پنجشير سفر نكردهاند كه در آن برای مدتی زندگی كرده و همنفس با مردمان اين سرزمين دورهای را تجربه كرده است. دلتنگی نويسنده و همراهی آن با شادی و غم مردمان اين سرزمين فراتر از نگاه يك گردشگر است، نگارنده با شادی افغانها شاد میشود، با غمشان اندوهگين میشود و برای آينده آن نگران است. خاطرات وی دغدغهای است كه از زبان يك آشنا نقل میشود نه از نگاه يك نويسنده. «در پايتخت فراموشی» به قلم محمدحسين جعفريان در 2500 نسخه به قيمت 75 هزار ريال از سوی انتشارات سوره مهر به چاپ رسيد. |