امام بیداری اسلامی
دوشنبه 1 خرداد 1391 11:00 PM
ایشان پیشوای همه امت اسلامی با تمام گستردگی و پراکندگی آن است.شاهد این مطلب آن است که اکثر جنبشهای بیداری اسلامی را جنبشهای سنی تشکیل میدهند و بیشتر رهبران حاضر در اجلاس از برادران اهل سنت هستند.
گوینده تحلیلی که در پی میآید، از نامآورترین مدافعان مکتب اهل بیت (ع) و فعالان فرهنگی جهان اسلام است.این چهره آشنا، که شرح زندگی پرماجرایش را در «آنگاه هدایت شدم» میتوان خواند، بیداری اسلامی خاورمیانه را مرهون هدایتهای رهبر ارجمند انقلاب اسلامی میداند و علت تکاپوی دشمنان آن را نیز در همین راز میجوید. سلامت و دوام توفیق دکتر سیدمحمد تیجانی سماوی را خواهانیم. ضمن معرفی خودتان مایل هستیم نظر جنابعالی را درخصوص نقش رهبر معظم انقلاب در گسترش بیداری اسلامی و تأثیر اندیشههای ایشان در این زمینه و زمینهها یا موانع تأثیر این اندیشهها در جایجای جهان اسلام بدانیم؟ بسماللهالرحمنالرحیم. من دکتر محمد تیجانی سماوی متولد 1943 میلادی هستم. دیپلم پژوهشهای عمیق در اندیشههای اسلامی در نهجالبلاغه و دکترای فلسفه و تاریخ از دانشگاه سوربن فرانسه را دارم. 17 سال در مراکز علمی تونس به تدریس مشغول بودم و پس از آن خود را وقف تألیف و پژوهشهای اسلامی کردم. تاکنون 12کتاب نوشتهام که اولین کتاب با عنوان «آنگاه هدایت شدم» بود که به 26 زبان زنده دنیا ترجمه شد و نتایج و دستاوردهای شگفتانگیزی در پی داشت، زیرا موجب گرایش بیش از دو میلیون نفر به مذهب تشیع شد که از الطاف الهی است. در همین زمینه رهبر انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای پس از انتشار این کتاب و نتایج آن، مرا به منزل خود دعوت کرد و به من گفت:«این کتاب، کتاب شما نیست بلکه نسیمی عطرآگین از اهلبیت(ع) است. خدا را شکر میکنم که شما را به عنوان یکی از مدافعان اهلبیت(ع) انتخاب کرد، زیرا این جایگاه، جایگاهی است که تنها مردان یگانه تاریخ شایسته آن میشوند.» در آن جلسه آقایان آیتالله تسخیری و آقای ناطقنوری نیز حضور داشتند. آیتالله تسخیری به آقای ناطق گفت:«آرزو میکردم ربع (یکچهارم) آنچه را رهبر به تیجانی فرمود در حق من میفرمود.» سالها بعد به آیتالله تسخیری گفتم:«این جمله شما را در یکی از کتابهای خود ذکر کردم.» ایشان نیز تأیید کرد و گفت:«من شهادت میدهم.» از چه زمانی با رهبر معظم انقلاب آشنا شدید؟ من در نوفللوشاتو با امام خمینی(ره) ملاقات کردم و پس از آن در روزهای آغازین پیروزی انقلاب در قم و در منزل داماد حضرت امام(ره) بار دیگر ایشان را زیارت و بعدها چندین مرتبه در جماران با امام ملاقات کردم، اما اولین سابقه آشنایی من با آیتالله خامنهای به دوران ریاست جمهوری ایشان باز میگردد. در آن زمان دوست صمیمی برادرشان، سید هادی خامنهای که در آن موقع مسئولیت حجاج را بر عهده داشت، بودم.اما اگر بخواهیم در باره بیداری اسلامی سخن بگوییم؛ بیداری اسلامی که با انقلاب اسلامی ایران و بازگشت امام خمینی(ره) از فرانسه شروع شد و امروزه میرود تا جهان را فراگیرد، در همان سالهای پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، این غربیها بودند که این جنبش مردمی را «بیداری اسلامی» نامیدند، زیرا پس از این اتفاق بزرگ بود که کارگران مسلمان، در اروپا از خواب غفلت بیدار شدند و از کارفرمایان خود خواستند مکانهایی را برای نماز خواندن در محل کار برای آنها تدارک ببینند با آنکه مسلمانان حتی در جادهها یا پیادهروها نیز نماز میخواندند. این امر باعث شد که کارشناسان جهانی به این نتیجه برسند که امام خمینی(ره) زلزلهای در جهان به وجود آورد. مردم به طرف حجاب، نماز، معارف اسلامی، اخلاق، عزتخواهی و آزادیطلبی متمایل شدند و همواره امام خمینی(ره) را به عنوان نماد و مثال خود معرفی میکردند، زیرا ایشان بدون استفاده از سلاح و تنها با زبان و سخنان خویش بزرگترین نظام ستمگر در منطقه را سرنگون کرد و شاه را با چنان فضاحتی از کشور فراری داد. امام خمینی(ره) با این کار صفحه جدیدی پیش روی مسلمانان گشود تا درک کنند میتوان آزادی و آرزوهای بزرگ را با غلبه بر تمام ستمگران جهان به دست آورد. به یاد دارم روزی یاسر عرفات، رئیس سازمان آزادیبخش فلسطین، نزد امام(ره) رفت و امام نیز سفارت اسرائیل در ایران را به ایشان تحویل داد، درحالی که تاکنون هیچ کشور عربی به آنها سفارتخانه نداده است و تنها به در اختیار گذاردن دفتر نمایندگی آنها اکتفا کردند. حضرت امام(ره) با این کار خود، فلسطین را به عنوان یک کشور شناسایی و معرفی کردند. پس از آن، حضرت امام شعارهایی را مطرح کرد که اثر خود را بر مسلمانان جهان گذاشت. از جمله این شعارها میتوان به شعار «وحدت امت اسلامی» اشاره کرد. در همان زمان که در نوفللوشاتو، در روزهای جمعه برای اقامه نماز خدمت ایشان میرسیدیم، همواره بر وحدت اسلامی قبل از هر چیز تأکید میکردند. تعصبات شیعی یا سنی را باید کنار گذاشت و در برابر دشمنان اسلام یکپارچه ایستاد. شعار دیگر حضرت امام(ره) «انقلاب مستضعفین در برابر مستکبرین جهان» بود. ایشان به مسلمانان فهماند که مورد ستم و بندگی قرار گرفتهاند و استکبار جهانی با به تاراج بردن ثروتهای آنان، به دنبال به ذلت کشاندن آنهاست. ایشان به گفتههای خود عمل میکرد. به یاد دارم که در سال 1981 به شخصی به نام بابی ساندز در ایرلند ظلم و ستم شده بود و پس از باخبر شدن، امام(ره) هیئتی را در حمایت از او به ایرلند فرستاد. سومین ابتکار حضرت امام(ره)، ایجاد «روز جهانی قدس» بود. قدسی که در میان کشورهای عربی شبه مرده بود، با این کار یک بار دیگر زنده شد. انتخاب آخرین جمعه از ماه مبارک رمضان برای این مناسبت، حکمتهای بسیار داشت و امروزه در تمام کشورهای جهان و حتی امسال در کشور تونس، پرچم اسرائیل و امریکا به آتش کشیده شد. این درحالی بود که در گذشته هرگونه تعرض و اهانت به امریکا و اسرائیل در این کشور ممنوع بود. این راهپیماییهای عظیم مردمی در روز جهانی قدس، نمایانگر تأثیر بیداری اسلامی بر مسلمانان است. وقتی به شخصیت رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای باز میگردیم، وی را با همان نفس، راه و همان روشهای حضرت امام خمینی(ره) مییابیم. امروزه ایشان رهبری را با تمام معانی عام و کامل آن به نمایش گذاشته است و وقتی مردم در دیدار با ایشان در مشهد از ایشان با عنوان رهبر ایران، استقبال میکردند من از ایشان با عنوان «رهبر امت اسلامی» استقبال کردم. این لقب شایسته و درخور ایشان است. همه دانشمندان و علمای فرزانه اسلام که اسلام صحیح و قرآنی و اسلام بر پایه سنت نبوی را نمایندگی میکنند، بر این مسئله اتفاق نظر دارند که رهبری امت اسلامی با این همه گستردگی و تعدد، تنها در شخصیت حضرت آیتالله خامنهای متبلور است. آقای دکتر هلباوی، رهبر معظم انقلاب را با عنوان «السید الامام» مخاطب قرار میدادند و در جواب فلسفه این عنوان گفتند:«میخواهم تأکید کنم که ایشان رهبر همه امت اسلامی است، نه محدود به جمهوری اسلامی ایران.» نظر شما در این باره چیست؟ دقیقاً همینطور است. ما وقتی میگوییم ایشان رهبر امت هستند، نمیتوانند این منصب را داشته باشند، مگر آنکه «امام» باشند. امام جماعت، کسی است که نمازگزاران را در تمام حرکات و سکناتشان پیشوایی میکند، ولی لفظ امام، معنایی عامتر دارد و از الفاظ قرآنی است و وقتی میگوییم «امام امت»، معنای عام آن را در نظر میگیریم. امامت بر دو نوع است؛ امامت کبری و امامت صغری و وقتی به کسی لقب امام امت میدهیم، بدین معناست که در این دوران کسی همتراز یا برتر از او نیست. امروز مراجع بسیاری وجود دارند، اما شخصیت رهبر انقلاب ممتاز است، زیرا دو دوره ریاست جمهوری را در کارنامه خود دارد و در عین حال مرجع تقلید صاحب رساله است. همه مراجع از نظر ما محترم هستند، ولی هیچکدام تجربه ایشان را ندارند، مردی که توانست میان دین و سیاست جمع کند. هیچکدام از مراجع این فرصت را پیدا نکردهاند که دو دوره رئیسجمهور باشند و این امر باعث شده است تا رهبر انقلاب تجارب گرانسنگ و آموختههای مهم سیاسی را به دست بیاورد که کمتر کسی به آنها دست یافته است، لذا اوست که میتواند رهبر امت، امام امت و ولیفقیه باشد. ما درکنگره بیداری اسلامی سخنان ایشان را شنیدیم، سخنانی که به نظر من باید به عنوان یک سند تاریخی برای امت اسلامی ثبت شود و با آب طلا آنها را نوشت و در جاهای مختلف نصب کرد. در این سخنرانی، ایشان با آیات قرآن، احادیث نبوی، اشعار تأثیرگذار و نصایح مهم خود، همه را آگاهی بخشید. امروز ایشان به نام امت اسلامی سخن میگویند نه به نام انقلاب اسلامی ایران یا انقلاب تونس یا مصر، بحرین و ... ایشان از همه مسلمانان، مردم و علمای امت خواست تا در برابر توطئههای غربی و امپریالیستی بسان سد محکمی بایستند و هرگز در برابر استعمارگران و استبدادگران سر فرود نیاورند. ما به عنوان افرادی که در تونس به مذهب اهل سنت گرایش پیدا کردهایم، در جواب مخالفان خود، حزبالله لبنان را مثال میزدیم. حزباللهی که توانست در سال 2006 نه در برابر اسرائیل که در برابر همه جهان پیروز شود. همگی میدانیم امریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، اسپانیا، ایتالیا و... به دنبال از بین بردن حزبالله بودند، ولی حزبالله در برابر همه آنها پیروز شد. دبیرکل آن با کمال صراحت پیروزیهای حزبالله را اولاً لطف خدا و ثانیاً حمایتهای ایران و رهبر انقلاب میداند. همین امر باعث شد که مخالفان ما نزدمان بیایند و اعتراف کنند که با پیروزی حزبالله به حقیقت دست یافتند. خداوند قطعاً کسانی را که دین او را یاری دهند، کمک خواهد کرد. حزبالله لبنان با تعداد انگشتشمار اعضای خود، به جایی رسید که ما پس از شصت سال تلاش و مجاهدت به آن دست نیافتیم. به نظر جنابعالی اهل سنت نخواهند گفت که ایشان رهبر شیعیان است و بیانات و خطابهای وی به ما ربط ندارد؟ به عبارت دیگر آیا تعصبات مذهبی مذاهب غیرشیعی مانع دریافت پیامهای رهبر معظم انقلاب نمیشود؟ در پاسخهای پیشین خود به این سؤال جواب دادم و گفتم که ایشان پیشوای همه امت اسلامی با تمام گستردگی و پراکندگی آن است. شاهد این مطلب آن است که اکثر جنبشهای بیداری اسلامی را جنبشهای سنی تشکیل میدهند و بیشتر رهبران حاضر در اجلاس از برادران اهل سنت هستند. این درحالی است که جنبشهای شیعی نیز وجود دارد، ولی با کمال صراحت باید گفت، جنبشهای مطرح در میدان بیداری اسلامی جنبشهای سنی همچون مصر، تونس، فلسطین و... هستند. رهبران این جنبشها به دعوت رهبر معظم انقلاب، پاسخ گفتند و در اجلاس حاضر شدند و برای سلامتی ایشان شعار سر میدادند و اشعاری در وصف ایشان میسرودند. پس نتیجه میگیریم این شخصیت مختص شیعیان نیست. آیا اعتقاد به رهبری حضرت آیتالله خامنهای به عنوان امام امت اسلامی، فقط در میان نخبگان اسلامی وجود دارد یا در میان عموم مردم و بهخصوص جوانان نیز این باور وجود دارد؟ من بر این باورم که میان مردم و نخبگان در این خصوص اختلاف نظری وجود ندارد و اقشار مختلف جوامع عربی و اسلامی، از بیانات ایشان تأثیر پذیرفتند خصوصاً که پیامهای ایشان مختص حوادث اخیر نیست. همچنین همه ملتها را مورد خطاب قرار میدهند، هرچند شیعه نباشند. همانند پیامهای تبریکی که برای ملت تونس ارسال فرمودند. این روش از آموزههای قرآن کریم است. آنگاه که به پیامبر دستور میدهد:«بگو ای مردم! من فرستاده خدا به سوی همه شما هستم.» رهبر معظم انقلاب نیز همان نقش را امروز ایفا میکند و همان رسالت پیامبر اسلام(ص) را که تمام بشریت را مورد خطاب قرار میدهد، بر عهده دارند. آنگاه که به مقابله با ستم، استبداد و استکبار دعوت میکند، در واقع همه مردم را به این راه دعوت کرده است، نهتنها شیعیان یا مسلمانان را. از اینروست که همه مردم و نخبگان، رهبر معظم را در این راه همراهی و تأیید میکنند. دیروز تلویزیون صحنههایی را از گریه مردان و زنان، هنگام شنیدن کلام ایشان پخش کرد. این صحنهها نشانه آن است که وی دلهای مردم را مورد خطاب قرار داده است. بیانات ایشان به عنوان بهترین راهحل مشکلات پیش روی مسلمانان عصر حاضر است و موجسواری امریکا و اسرائیل از اوضاع به وجود آمده را گوشزد میکرد و از به سرقت رفتن انقلابها از سوی آنها هشدار میداد. و این مسئله را متذکر شدند که انقلاب اسلامی ایران نیز چندین مرتبه مورد تهاجم و سرقت قدرتهای بزرگ قرار گرفت، ولی هوشیاری ملت ایران و ایستادگی بر پیمان خود با رهبری انقلاب، باعث نقش بر آب شدن نقشههای آنها شد. در مقایسه رهبری حضرت آیتالله خامنهای به عنوان یک رهبری دینی و معنوی با رهبری دیگر شخصیتهای اسلامی یا احزاب و گروههای سیاسی و غیره، رهبری ایشان را چگونه ارزیابی میکنید؟ در حقیقت رهبری در اسلام برپایه بیعت مردم با رهبر از روی اختیار بنا نهاده شده است و رهبری نمیتواند با زور و اجبار از مردم بیعت بگیرد. حتی امام علی(ع) به عنوان امام اول که از سوی خداوند و پیامبر به امامت برگزیده شد، به دلیل عدم بیعت مردم با ایشان 25 سال خانهنشین شد. قرآن نیز به این حقیقت اشاره میکند که مؤمنان، خود برای بیعت به محضر رسولالله(ص) میرفتند. حضرت آیتالله خامنهای نیز هیچگاه ولایت خویش و بیعت مردم را بر آنان تحمیل نکرد، چه مردم داخل ایران و چه مردم خارج آن. این نمونهای عالی از نظریه غیراستبدادی حکومت به شمار میرود. ایشان خود را به مردم عرضه میکند و برای یاری و کمک به آنها اعلام آمادگی میکند، زیرا امروزه حکومتی قدرتمند و باعزت را در اختیار دارد که کشورهای غربی از آن حساب میبرند و امروز با تکنولوژیهای پیشرفته خود، در بخش نظامی، دنیای ستم را از خود هراسان کرده است. اینچنین شخصیتی مستحق بیعت کردن است. من به نوبه خود، همه برادران مسلمان خود اعم از رهبران جنبشها و هواداران آنها را به تبعیت از ایشان و رفتن به زیر پرچم این رهبری حکیم و رشید دعوت میکنم، زیرا امروزه رهبری در تراز ایشان نداریم و رهبران موجود حتی در داشتن شرایط اولیه رهبری دچار مشکل هستند. همین کنفرانس بیداری اسلامی که بیش از 700 شخصیت از تمام کشورهای جهان در آن شرکت کردهاند، بهترین شاهد این مدعاست. اما درخصوص برخی از حرکتهای اسلامی که از این حقیقت احساس خطر کردند یا بر داشتههای خود اصرار میورزند، باید گفت که همواره تاریخ شاهد وجود اینگونه مجموعهها بوده است و حتی در زمان پیامبر اسلام(ص) و ائمه(ع) نیز برخی از گروهها دارای سطح پایینی از درک بودهاند، اما در هر حال امروزه رهبری عمومی و شامل برای همه امت اسلامی جز در شخصیت رشید، حکیم، قوی و توانای حضرت آیتالله خامنهای نیست. رهبر معظم انقلاب در خصوص نظریه حکومت، نظریه «مردمسالاری دینی» را مطرح کردند و آن را با دموکراسی غربی متفاوت میدانند. چگونه مردم و مسلمانان میتوانند به سطحی از درک برسند که این نوع حکومت را درک کنند؟ نظریه حکومت در اسلام، از نظر هریک از مسلمانان مختلف است، ولی مبلغان و طرفداران اندیشه دموکراسی غربی در توهم قرار دارند و تنها پوستهای از اسلام را شناختهاند. به این ترتیب، تحت تأثیر اندیشه غربی، گمان کردهاند اسلام آزادی و دیگر حقوق آنان را پایمال میکند. درصورتی که قضیه برعکس است و اسلام همواره از آزادی و دموکراسی در بالاترین درجات آن حمایت کرده است، ولی در چارچوب قوانین الهی. امام علی(ع) میفرمایند:«بنده انسانهای دیگر نشوید، درحالی که خداوند شما را آزاده آفریده است.» همین کلام مختصر امام علی(ع) به عنوان دعوت مردم به انقلاب میتواند باشد، زیرا انسان را از قبول استبداد و ذلتپذیری نهی میکند. «عزت تنها از آن خداوند و پیامبرش و مؤمنین است»، از اینرو میفهمیم که عزت آدمی بر تمام احکام و کارهای دیگر او مقدم است. این معنا در میان کشورهای اسلامی تنها در ایران محقق شد و تنها این کشور بود که بر ضد استکبار جهانی، قیام کرد و در برابر نقشههای آنان سر فرود نیاورده و به همین دلیل است که همه دنیا با این کشور سر جنگ داشته و همواره آن را تهدید میکنند. ایران اعلام میکند که کشوری آزاد است و این حقیقتی انکارناپذیر است. آزادی فردی در برابر آزادی یک جامعه قابل مقایسه نیست. عزت و آزادی و استقلال یک ملت، بسیار ارزشمندتر از آزادی فردی است. به عنوان مثال شهروندان تونسی برای گرفتن ویزای فرانسه میبایست چند ماه دوندگی کنند و پس از صرف مقدار زیادی پول، ممکن است آن را به دست بیاورند. این درحالی است که شهروندان فرانسوی بدونویزا و گاهی حتی بدون گذرنامه وارد تونس میشوند! آیا این نمونه ذلت و خواری و به مثابه دشنام به ملت تونس نیست؟ محصولات، میوهها و غلات تونس را در فرانسه شناختیم. خود من در فرانسه با خرماهای ممتاز تونس آشنا شدم، ولی تا زمانی که در کشورم بودم از آنها نخورده بودم. آیا این ذلت نیست که تلاشهای ملت مسلمان ما برای رفاه ملتهای غربی باشد؟ این همان حقیقتی است که رهبر معظم انقلاب، همواره بر درک آن تأکید میکند و مسلمانان را از زیر سلطه رفتن نهی میکند. احساس مسئولیت امت اسلامی و قیام آنان و وحدتشان در راه آزادی و استقلال و رسیدن به مردمسالاری اسلامی، خواسته رهبر معظم و همه آزادگان است. البته مستکبران و استبدادگران هیچگاه ملتها را رها نخواهند کرد و همواره به دنبال سلطه بر آنها خواهند بود. حضرت آقا در سخنرانی اخیر خود فرمودند:«تبسم و کمکهای ابرقدرتها شما را گول نزند، زیرا از پس آنها اشغالگری و سلطهطلبی و استعمار خواهد آمد.» پس آزادی و دموکراسی اسلامی، با آزادی و دموکراسی غربی که بر پایه فساد اخلاقی بنا نهاده شده متفاوت است. اسلام همواره بر اخلاق محوری تأکید میکند نه آزادی همجنسبازی. از نظر اسلام حتی پیامبر(ص) هم حق سیطره بر مسلمانان یا تندخویی با آنان را ندارد. «لَّسْتَ عَلَیْهِم بِمُصَیْطِرٍ»(1) «وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ»(2). پس آزادی و دموکراسی اسلامی در چارچوب حدود الهی است که از نظر عقلا نیز مورد تأیید است و بر محور اخلاق میچرخد. همان اصلی، که از سوی همه پیروان ادیان آسمانی قبول، واقع شده است. البته غربیها و تشکیلات جهانی صهیونیستی و فراماسونری جهانی، به دنبال به فساد کشاندن بشریت هستند و با رواج قمار، زنا، مواد مخدر، شراب و دیگر ابزار فساد، مردم را به سوی آن میکشانند. در طرف مقابل رهبر معظم انقلاب است که همواره مردم را به آموزههای قرآنی دعوت میکند و در آغاز سخنرانی خود آیه «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ»(3) را قرائت فرمودند که این آیات تنها پیامبر را مورد خطاب قرار ندادهاند بلکه همه امت را مخاطب قرار داده است. آن زمان که مسلمانان کتاب خدا را ترک کنند، راه را گم خواهند کرد و رهبر معظم انقلاب میخواهند ما را به قانون اساسی اسلام که همان قرآن است، بازگردانند. اقبال عمومی از «مردمسالاری اسلامی» را چگونه میبینید؟ خداوند در قرآن میفرماید:«و تعداد اندکی از بندگان من شکرگزارند»، از اینرو اکثر مردم هدایتپذیر نیستند و گاه از چهارپایان هم پستترند. ما به دنبال اتحاد میان اقلیت باقیمانده مردم هستیم، زیرا بر این باوریم همین اقلیت در صورت اتحاد بر تمام قدرتهای خارجی پیروز خواهند شد، چون خداوند از کسانی که ایمان آوردهاند حمایت و دفاع میکند و اما دیگر مردمان که در این خط نیستند و بر ضد دین عمل میکنند، همان هیزم آتش دوزخ خواهند بود. مسئله اکثریت ناشکر، در هر جا و هر زمانی بوده است، چه در تونس ما و چه در لیبی و حتی در خود ایران نیز شاهد منافقینی بودیم که شبانهروز در راه سقوط حکومت اسلامی با آن مبارزه میکردند. ما به دنبال وحدت اقلیت مؤمن و نخبگان جامعه هستیم، زیرا هنوز با هم یکپارچه نشدهاند و در صورت وقوع این مهم، دستاوردهای عظیمی در پی خواهد داشت. انگیزه مردم در به راه انداختن این انقلابها چه بود؟ آیا انگیزههای اسلامی داشتند یا انگیزههای انسانی؟ و احساس تحقیری را که به آن اشاره فرمودید و در سخنان رهبر معظم انقلاب نیز شنیده شد، میتوان جزو انگیزههای اسلامی دانست یا انگیزههای انسانی؟ از نظر من، همانگونه که آقای دکتر ابراهیم جعفری در سخنرانی اخیر خود بدان اشاره کرد، فرقی میان اسلام و انسان قائل نیستم. اصول اسلامی همان اصول انسانی است، زیرا فطرت انسانی یک فطرت الهی است و همه احکام قرآن، احکامی انسانی هستند، از اینرو اسلامی که در شعارهای انقلابیون شنیده میشود، همان شعارهای انسانی است. کرامت، شهامت، عدالت، مساوات، برادری و مهربانی همگی گزارههای اسلامی هستند، در عین حالی که انسانی هم هستند، ولی این انسانها هستند که نگاههای متفاوتی نسبت به این مفاهیم دارند. انتخاب روز جمعه به عنوان زمان حرکت انقلابی مردم، درحالی که این روز یک نماد اسلامی است، بر این حقیقت دلالت میکند که این جنبشها ماهیت اسلامی داشتهاند. شعارهای تکبیر و سجده شکر کردن انقلابیون بر خاک مناطق آزاده شده پس از ورود، همگی نشاندهنده رسوخ اسلام در دل و جان مردم و انقلابیون است. این همان حقیقتی است که از آن به «بیداری اسلامی» تعبیر میشود و ماهیت این انقلابها، اسلامی است. امروزه شاهد جنگ میان غرب و اسلام هستیم که از یازدهم سپتامبر شدت گرفت و مسلمانان را به عنوان انسانهای تروریست معرفی کردند. این جنگ همواره ادامه خواهد یافت، تا زمانی که اسلام علیه ظلم و کفر به پیروزی برسد. وعده الهی است که قطعاً محقق خواهد شد. در این راه وظیفه ما مسلمانان صبر و بردباری، حکمت، آمادگی نظامی و. . . است. ایران اسلامی با آمادگی دفاعی خود به دستورات قرآن عمل کرده و قطعاً در آینده پیروز خواهد بود. نیما احمدپور منبع:بصیرت
چهار راه برای رسیدن به آرامش:
1.نگاه کردن به عقب و تشکر از خدا 2.نگاه کردن به جلو و اعتماد به خدا 3.نگاه کردن به اطراف و خدمت به خدا 4.نگاه کردن به درون و پیدا کردن خدا
پل ارتباطی : samsamdragon@gmail.com
تالارهای تحت مدیریت :
مطالب عمومی کامپیوتراخبار و تکنولوژی های جدیدسیستم های عاملنرم افزارسخت افزارشبکه