پاسخ به:اخبار سینما و تئاتر(91/02/23)
شنبه 23 اردیبهشت 1391 9:46 PM
خبرگزاری فارس: کارگردان فیلم «چک» گفت: برخی از فیلمسازان برای این که از واقعیت اجتماع فرار کنند، این روزها برای ساخت فیلم به ارمنستان میروند که کسی متوجه نشود این فیلم در کجا اتفاق میافتد.

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، فیلم سینمایی «چک» کمدی است که در آن آدمها با موقعیتهای اجتماعی و از طبقات مختلف بالاجبار باید در کنار هم باشند، در کنار هم بودن اجباری این افراد موقعیتهای کمدی جذابی را خلق کرده است. در این فیلم کارگردان حاضر نیست مخاطب را به هر قیمتی بخنداند و فیلم کمدی سالم و موجهی ساخته که براساس موقعیتهای مختلف مخاطب به خنده میافتد. درباره فیلم سینمایی «چک» جدیدترین ساخته کاظم راستگفتار خبرنگار سینمایی فارس گفتوگویی با وی انجام داده که از نظر میگذرد:
* گرد هم آمدن اجباری چند آدم ناهمگون که ناگزیر هستند چند روزی را با هم سپری کنند، به تنهایی ایده جذابی است، درباره شکلگیری این ایده توضیحاتی بفرمایید.
- این فیلم ایده مناسبی برای حرفی بود که میخواستم برای تماشاگر بزنم و بتوانیم از این ایده و چارچوب استفاده کنیم و حرفی که مورد نظرم بود را بزنم. در این فیلم قصد داشتم این مطلب را بگویم که آدمها در این مملکت میتوانند بر سر یک منفعت مشترک که منافع ملی هم میتواند باشد، بدون در نظر گرفتن دیدگاههای اعتقادی و یا سن و سالشان با هم کنار بیایند و با تعامل مثبت در کنار هم زندگی کنند.
** حرفهای جدی اجتماعی تاثیر معکوس بر مخاطب میگذارد
* سکانسهای ابتدایی زد و خورد و کیفقاپی، مخاطب را برای دیدن یک فیلم اجتماعی پرکشش آماده میکند. تفاوت آدمهایی که در ماشین هستند هم این قدر زیاد است که بتواند با عمیق شدن در شخصیت، هر کدام فیلمی اجتماعی را رقم زند، چرا به وادی طنز وارد شدید؟
- عقیده دارم مطرح کردن حرفها و دیدگاههای اجتماعی وقتی به صورت واقعگرایانه و جدی مطرح میشود به قدری تلخ است که تاثیر معکوس ممکن است بر مخاطب بگذارد.
** با زبان طنز، تلخیها بهتر نمایان میشود
* نگران تاثیر آن بودید که به سمت طنز رفتید؟
- من معتقدم در جامعه امروز ایران با زبان طنز بهتر میتوان تلخیها را نشان داد تا با استفاده از زبان جدی و واقعگرایانه. وقتی به سمت واقعیت میرویم، چیز جذابی به آن معنا ندارد، از سوی دیگر به این نکته باید دقت کنیم، در دل واقعیت، موقعیتهای طنز ایجاد شده است. من دوربینم را بر موقعیتهای طنزآمیزی که بر اثر ساز و کار و روابط واقعی اتفاق میافتد زوم کردم و دیدم نگاه و جهانبینیام نگاه طنزآمیزی است. من این نوع نگاه را دوست دارم و فکر میکنم در ارتباط با مخاطب موثرتر است.
** ایرانیها سخت میخندند
* طنز فیلم بسیار خوب از آب درآمده و «چک» فیلم اجتماعی طنزی است که به هر قیمتی حاضر نیست مخاطب را بخنداند. درباره طراحی این موقعیتهای طنز هم یک توضیحی بفرمایید.
- دوست دارم بیشتر در سینما به کمدی اشاره شود تا طنز، زیرا در سینما موقعیتهای کمدی خلق میشود و طنز در مقوله نوشتاری معنی پیدا میکند. در سینما موقعیتهای کمدی که خلق میشود باعث خنده است، در ایران عادت شده که یک وجه و یا شاخصههایی از اروتیزم هم داشته باشد تا تماشاگر بخندد. من فکر کردم با توجه به سبقهام در این زمینه و کارهای قبلی کمدی که ساخته بودم، احساس کردم این قدر تبحر دارم که بدون رجعت به شاخصههای اروتیزم بتوانم موقعیت خنده ایجاد کنم و امیدوارم موفق شده باشم. ملت ایران را خیلی سخت میتوان خنداند، زیرا سابقه تاریخی و ادبیات غنی داریم، خنداندن مردم در ایران مثل کشورهای دیگر راحت نیست و به مراتب سختتر است. سعی کردم موفق باشیم انشاءالله که درست از آب درآمده باشد.
** موقعیت قهرمان فیلم است
* چرا در این فیلم مانند «پوپک و مش ماشاالله» از شخصیت متعصبی که بیخبر از مظاهر مدرن است بهره بردید و از آئیش برای ایفای این کاراکتر استفاده کردید؟
- به سوال خوبی اشاره کردید، هیچ کس تاکنون ظرافت این مطلب را از من نپرسیده بود. وقتی کمدی را به شکل ارسطویی تعریف میکنیم، کمدی تقلید رفتار آدمهایی است که از ما فروتر هستند. شخصیتی که مش ماشاءالله در فیلم «پوپک و مش ماشاءالله» از این جنس است یعنی یک شخصیت کمیک است و ویژگیهایی دارد که به تنهایی مخاطب را میخنداند اما در فیلم «چک» موقعیت، قهرمان ما است، یعنی ما قهرمان مشخصی نداریم که بگوییم آقای آئیش یا آقای ارشادی یا دیگر دوستان قهرمان قصه هستند بلکه «موقعیت» ما قهرمان است و موقعیت با تعریف ارسطویی کمدی تعریف میشود. حالا این آدمها در کمال جدیت در آن موقعیت قرار میگیرند و هیچ حرکت خندهداری هم انجام نمیدهند ولی به دلیل تضاد موقعیت با رفتار افراد ما به خنده میافتیم و موقعیت ما را میخنداند و به نوعی موقعیت فروتر از شخصیت ما هستند که میخندیم.
آقای آئیش در هیچ کجای فیلم تلاش ویژهای برای خنداندن تماشاگر نمیکند. شکلکی دربیاورد یا صدایش را تغییر دهد و یا در گوش شخصیت مقابل بزند و...
کارهایی که در آن فیلم انجام میدهد هیچ کدام در این فیلم انجام نمیشود. در این فیلم آقای آئیش نماز میخواند و در موقعیتی که ایستاده است تناقضی ایجاد شده است. ایشان با کمال خلوص نماز میخواند ولی فرد دیگری از آن جمع رادیو آمریکا گوش میدهد و به ناگاه صدای آهنگ مبتذل از رادیو پخش میشود و او هم بالاجبار با صدای بلند الله اکبر میگوید که فرد مقابل متوجه نماز او شده و صدای رادیو را قطع کند. حرکت اینها خندهدار نیست اما موقعیتی که ایجاد میشود ما را به خنده میاندازد. وقتی دو فرد با جهانبینیهای مختلف در کنار هم قرار بگیرند چه اتفاقات خندهداری پیش میآید. همین موقعیت بازی آقای آئیش را متفاوت میکند با بازی ایشان در فیلم «پوپک و مش ماشاءالله». ایشان در این فیلم نقش کاملا جدی و مثبت را ایفا میکند که به تفاوت ایفای نقشها برمیگردد، به توانایی بسیار خوب و بالای آقای فرهاد آئیش که میتواند این گونه موفق عمل کند.
** برخی از بازیگران فاقد انگیزه لازم برای بازی هستند
* چگونه به فرهاد آئیش برای ایفای این نقش رسیدید، به عقیده شما تنها آقای آئیش از عهده این نقش برمیآمد؟
- ملاکم برای انتخاب بازیگر این روزها این است که بازیگر برای ایفای نقشی که به وی سپرده میشود انگیزه زیادی داشته باشد و ایشان خوشبختانه این انگیزه لازم را داشت. متاسفانه تعداد زیادی از بازیگران ما این روزها فاقد انگیزه لازم برای بازی نقشهای خاص هستند ولی خوشبختانه در آقای آئیش این انگیزه باقی مانده است.
* در نماهای ابتدایی و زیبا نوآوریهای خاصی در نشان دادن تهران دیده میشود، نماها تماشاگر را به سمت یک فیلم اجتماعی سوق میدهد، هدفتان از گرفتن این نماها چه بود؟
- قهرمان این فیلم موقعیت شهر تهران و شب عید سال 90 است. قصد داشتم در این فیلم مهر تاریخ و جغرافیا را بزنم و ثبت کنم و بگویم اینجا تهران است و شب عید سال 90 و این اتفاقات در این شهر میافتد و وقتی به شهر بازمیگردیم میبینیم آدمها و موقعیت و شهر همان است که دیدیم و زندگی ادامه دارد.
متاسفانه هنوز نتوانستیم مملکت خودمان را با این سابقه تاریخی به دنیا بشناسانیم
** برخی فیلمسازان برای فرار از واقعیت اجتماع در ارمنستان فیلم میسازند!
* چقدر به روند داستان و ثبت این موقعیت کمک میکند؟
- در ثبت موقعیت به لحاظ دراماتیک موثر بوده است، زیرا اگر موقعیت را از قصه میگرفتیم، قصه فرو میریخت؛ زیرا قهرمان قصه، موقعیت است. بسیاری از فیلمهای ایرانی که این روزها ساخته میشوند بدون زمان و مکان هستند، در یک آپارتمان یا لوکیشنهای خاص یا لوکیشنهای محدود داستان میگذرد یا اگر لوکیشنها نامحدود باشند، فاقد شناسنامه هستند. در آن فیلمها لازم است یک شخصیت به عنوان قهرمان معرفی شود و فعالیتهایی صورت گیرد. من حتی دیدم برخی از فیلمسازان برای این که از واقعیت اجتماع فرار کند این روزها به ارمنستان برای ساخت فیلم میروند که کسی متوجه نشود این فیلم در کجا اتفاق میافتد. بسیاری از فیلمها این گونه ساخته میشود و تعدادشان کم هم نیست. من با این کار مخالفم. معتقدم سینما یعنی معرف تاریخ و جغرافیا. ما بسیاری از فیلمهای خوب دنیا را که دیدیم و در خاطرمان باقی مانده است به این خاطر بوده که یک دنیای ویژه و خاصی را معرفی کرده که ما بتوانیم آن را بشناسیم. من هنوز نتوانستم به آمریکا سفر کنم ولی باور بفرمایید خیابان به خیابان محله منهتن نیویورک را به خوبی میشناسم زیرا فیلمهای زیادی دیدم که در این محله ساخته شده است، در حالی که ما هنوز نتوانستیم مملکت خودمان را با این سابقه تاریخی غنی به دنیا نشان بدهیم. منتقدی که فیلم «جدایی نادر از سیمین» را دیده است میگوید این فیلم یک چیزهای جدیدی یاد داد و ما متوجه شدیم ایرانیها در خانههایشان یخچال هم دارند!
** کوتاهی فیلمسازان در عدم نمایش تاریخ و جغرافیا در فیلمهایشان
ما متاسفانه نتوانستیم با فیلمهایی که ساختیم و به دنیا ارسال کردیم مملکت خودمان را معرفی کنیم. زیرا فیلمها در جاهای عجیب و غریب مثل بیابان، خاک یا روستاهای خاص یا موقعیتهای عجیب و غریب رخ داده است. تعریفی که خارجیها از ما دارند یک کشور وحشی بیتمدنی است که تعجب میکنند چطور یک نفر آمده و اینجا فیلم ساخته است. وقتی میبینیم فیلم فلان فیلمساز با دوربین روی دست و با کیفیت نازل جایزه بیشمار میگیرد، برای این که آنها تحلیلشان این است که از ملتی چنین متوحش یک چنین فیلمی هنر است و باید جایزه بگیرند. این مشکل اساسی ماست. فیلمسازان ما تاکنون کوتاهی کرده و میکنند که در فیلمهایشان تاریخ و جغرافیا را ذکر نمیکنند.
* به نظر شما زمان اکران فیلم مناسب است و آیا فیلم میتواند در این زمان موفق عمل کند؟
- فروش فیلم دست ما نیست. امیدوارم تماشاگران خوششان بیاید و فیلم را ببینند. تبلیغات را هنوز شروع نکردیم. مقررات و بروکراسی دست و پاگیر بسیاری مانع تبلیغات شده است. هنوز افراد به درستی از اکران فیلم مطلع نیستند. ما مطلقاً تبلیغات شهری یا آنونس نداریم. بعد از یک ماه فعالیت هنوز یک آگهی از تلویزیون پخش نشده است و برای تبلیغات شهری دچار بروکراسی عجیب و غریب هستیم.
اکران هم به لحاظ زمانی مناسب نیست و اتفاقاتی که باعث دلزدگی مردم نسبت به سینماها شده است، نه فقط فیلم ما هر فیلم دیگری که اکران شود با معضل بزرگ آشتی دادن مخاطب با سینما مواجه است که باید در این فضا تلاش کنیم.
-------------------------------
گفتوگو: زهرا قزیلی
-------------------------------
انتهای پیام/ی