0

داستان کوتاه

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:داستان کوتاه
چهارشنبه 11 مرداد 1391  8:26 AM

 

عارفی را دیدند مشعلی و جام آبی در دست پرسیدند: کجا میروی؟
 
 گفت: می روم با آتش، بهشت را بسوزانم و با آب جهنم را خاموش کنم
 
 تا مردم خدا را فقط به خاطر عشق به او بپرستند،
 
 نه به خاطر عیاشی در بهشت و ترس از جهنم...

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها