پاسخ به: شهید محسن وزوایی
جمعه 8 اردیبهشت 1391 11:33 AM
بسم الله الرحمن الرحیم
صفحه اول این وصیت نامه بدست نیامده است
ما ترس از شهادت نداریم و این تنها آرزوى ماست در این جبهه ها خداوند را مشاهده مى كنیم كه چگونه ملتمسانه به كمك رزمندگان اسلام مى شتابد و آنها را نصرت مى دهد و به مصداق آیه شریفه كه مى فرماید كم من فئة قلیله غلبت فئة كثیرة را مى بینیم كه تعداد محدود لشكریان سپاه اعم از سپاه و ارتش و نیروهاى مردمى بر تعداد كثیرى از نیروهاى دشمن غلبه مى نماید بیاد دارم در عملیات بازى دراز در قسمتى از عملیات مقداد ما 6 نفر بودیم و بر 300 نفر غلبه پیدا نمودیم .
در جبهه ها چنان روحیه ایمان و ایثار مفهوم پیدا میكند كه گویى اصلا قابل تصور نیست هنگامیكه در قسمتى از عملیات صحبت از داوطلب شهادت مى شود دعوا بین برادران مى افتد اینها ارزشهایى است كه ملت ا. . . ارزانى بشریت داشته است حقیر بزرگترین افتخار خودم را عبودیت به در گاه احدیت مى دانم .
مى خواهم بگویم اى عازمان و اى عاشقان لقاء الله اى مخلصین اخلاق و اى كسانى كه مشغول ریاضت كشیدن جهت نزدیكى به درگاه خدا هستید بیایید تا ببینید در جبهه ها چگونه برادران شما به آن درجه از نزدیكى به درگاه خداوند رسیده اند كه نوجوان تازه داماد پس از 3 ساعت كه از عروسیش میگذرد در جبهه حاضر مى شود آخر در كدامین مكتب چنین ارزشهایى را سراغ دارید خدا را شاهد مى گیریم هنگامى كه در 14 شهریور 1360 در سر پل ذهاب بواسطه اصابت گلوله تانك زخمى شده بودم خون زیادى از بدنم رفته بود وقتى به كمك الهى نجات پیدا كردم در بیمارستان زجر زیادى مى بردم آنگونه كه شاید قابل تصور نباشد بطوریكه در یك شب ده عدد والیوم 10 به من تزریق شد تا كمى آرام گرفتم اما هنگامى كه درد مى كشیدم در عین زجر بدنى از لحاظ معنوى و روحى لذت مى بردم حس مى كردم كه بار دوشم سبك مى شود و هنگامى كه شخص پرستار مراقب من به مسخره مى گفت چرا این كارها را كردى و خودت را به این روز انداختى به خمینى بگو تا بیاید درستت كند به او گفتم خدا خودش درست مى كنه و همینطور هم شد . وا... قسم وقتى كمى از فشار كارم كم مى شود در خود احساس ضعف و كوچكى مى كنم . آخر میدانید اى امت شهید پرور ایران امروز در شرایطى هستم كه لحظه اى غفلت خیانت به اسلام و قرآن است باید با هم براى خدا تا آنجا كه در توان داریم كوشش كنیم امروز تمام مزدوران و طاغوتیان به مقابله با انقلاب عزیز اسلامى پرداخته اند در راس آن به تعبیر امام شیطان بزرگ آمریكا و به دنبال او تمامى وابستگان دیگرش پس از خدا غافل نشوید كه پشیمانى سودى ندارد و ما باید به تعبیر امام تكلیف را عمل كنیم اگر توانستیم پیروز مى شویم و اگر كشته هم بشویم شهید هستیم و این نیز خود پیروزى است . پس ما نباید نگرانى داشته باشیم این منافقان از خدا بى خبر باید بدانند كه ملت آنها را شناخته است اكنون كه ملت در جبهه ها حاضر شده است شمابیشتر ملت بیگناه را ترور مى كنید شما نامردان تاریخ هستید كه روى تمامى جباران تاریخ را از یزید بن معاویه گرفته تا به هیتلر سفید كرده اید شرمتان باد اى خود فروختگان به اجنبى آخر چگونه حاضر مى شوید از كودكان شیرخوار گرفته تا روحانیون معظم و جان بر كف این راهیان راه ا... را ترور نمایید . این امت باید بداند از بزرگترین خطراتى كه انقلاب را تهدید مى كند آفت نفوذ خطوط انحرافى در خط اصلى انقلاب یعنى همانا خط امام است پس خط امام را دنبال كنید و امام را تنها نگذارید كه نمى گذارید شما امت مسلمان ایران در تاریخ جهان نمونه هستید شما فرزندانى تربیت نموده اید كه شهادت را بالاترین سعادت خود مى شمارند و فقط روى پشتوانه الهى حساب مى كنید و شكست در راه چنین حركتى مفهومى ندارد خدا را شكر مى كنم كه نعمت زجر كشیدن در راهش را نصیبم نمود خدا را شكر مى كنم كه نعمت شركت در عملیات بمنظور روشن كردن سرزمینهاى سرد و بیروح گشته از وجود صدامیان به نور خدایى نصیبم شد و از خدا مى خواهم كه شهادت در راهش را نصیبم فرماید و آنگاه كه به مشیت الهى از این دنیاى فانى رفتم در زمره شهدا به حساب مى آیم و از خدا مى خواهم كه مرا به حال خود وا مگذارد كه بنده اى حقیر و زبون هستم و به درگاه كسى غیر از تو نمیتوانم رو بیاورم اللهم الرزقنا شهاده فى سبیلك
و اما پدر و مادرم
از وجود داشتن چنین پدر و مادرى بر خود مى بالم كه افتخارش بر پایه نماز و روزه و خلاصه دستورات الهى است . پدرم ! هنگامى كه بیاد مى آورم در سنین كودكى صداى فریاد شما در سحر بمنظور نماز در گوشم مى پیچید كه محسن نمازت قضا نشود . امروز هم همچون نوایى دلنشین در گوشم طنین مى افكند و شكر نعمت خداى را مى نمایم سفارش مى كنم همانگونه كه تا به حال عمل كرده اید به یارى امام بشتابید و او را تنها نگذارید .
و در آخر برادران و خواهرانم
به امید اینكه انقلاب حركتى است بمنظور اثبات حق و این مسئولیت بر گردن همگى ماست دستورات الهى را فراگیرید و در عمل نیز آنها را بكارگیرید . بخصوص عبدالرضا و محمود و حمیده شما فرزندان انقلاب هستید من هر چه باشد مدت زیادى از سنم در زمان طاغوت گذشته است اما شما امروز نعمت حكومت اسلامى بر خور دارید و این بزرگترین موهبتى است كه خداوند به شما ارزانى داشته است قدر آنرا بدانید و شكر نعمتش را بجا آورید .
در آخر مى خواهم كه 14 روز روزه و سه ماه نماز قضا برایم بجا آورید و راجع به آنچه كه دارایى من محسوب مى شود آنطور كه پدرم تصمیم بگیرد اجرا شود منتهى سعى شود این مقدار محدودى كه دارم در جهت كمك به جنگ و امور اسلام اختصاص داده شوددر ضمن اگر نتوانستید جنازه ام را به عقب بیاورید آنرا به روى مینهاى دشمن بیندازید تا اقلا جنازه من كمكى به اسلام كرده باشد .
انشاءالله
و من الله التوفیق
26/12/1360 ساعت یازده شب جبهه بلد
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.