پاسخ به:مقالات علوم سیاسی
جمعه 15 اردیبهشت 1391 1:04 PM
| 6 : فصلنامه سياست- مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي بهار 1388; 39(1):91-113. |
| بنياد نظري فروپاشي اجماع در گفتمان اصلاح طلبي |
| خلجي عباس* |
| * دانشگاه امام حسين (ع) |
|
گفتمان اصلاح طلبي بر پايه مجموعه ناسازه هاي نظري پيکربندي شد و فاقد انسجام نظري بود. زيرا به طور توامان، در آن هم از آموزه هاي سنتي اسلام و هم از آموزه هاي مدرن ليبرال استفاده شده بود. اجماع فوري اصلاح طلبان، ناشي از ضرورت تاريخي مخالفت با نامزد محافظه کاران بود که پيروزي خود را قطعي مي پنداشت. آنان بر آن بودند که با تجميع آراي پراکنده و ايجاد يک جبهه گسترده، صداي نوگرايان ديني و اصلاح طلبان را به جامعه برسانند و در عرصه سياست حضور داشته باشند. اما راهبرد مشخصي براي اين همگرايي يا ائتلاف سياسي طراحي نکرده بود. اجماع نانوشته در پيرامون حمايت از خاتمي حاصل شد. هنگامي که پيروزي ناباورانه به دست آمد، اختلاف نظرها شروع شد. اين اختلافات که از ناسازه هاي نظري گفتمان ناشي مي شد، اختلاف نظر در پيرامون مباني فکري و عقيدتي گسترده، روش هاي سياسي گوناگون و رويه هاي اجرايي متفاوت اصلاح طلبان دور مي زد. تفسيرهاي موسع يا مضيق و مردم سالارانه يا سنتي از اصول قانون اساسي، شيوه تقسيم قدرت و بهره گيري از منافع قدرت سياسي رياست جمهوري، مجلس و شوراي شهر شکل گرفت. بنابراين، هر فرد و گروهي جنبش اصلاح طلبي را به سويي کشاند و اجماع اصلاح طلبان فروپاشيد و بستر لازم براي تحول نظري و تغيير شيوه هاي مبارزه سياسي آنان فراهم گشت. در اين مقاله، فرايند فروپاشي اجماع اصلاح طلبان در چهارچوب يک رهيافت نظري بررسي مي شود. |
| كليد واژه: دوم خرداد، سيد محمد خاتمي، گفتمان اصلاح طلبي، فروپاشي اجماع اطلاح طلبان |
![]() |
|
نسخه قابل چاپ |