پاسخ به:مقالات علوم سیاسی
یک شنبه 10 اردیبهشت 1391 12:30 PM
| 2 : راهبرد بهار 1389; 19(54 (ويژه پژوهش هاي كيفي)):33-58. |
| پژوهش كيفي: روش يا بوش؟ |
| شعباني وركي بختيار,كاظمي صديقه |
|
هدف از مقاله حاضر، بررسي دو رويکرد پژوهشي عمده مطرح در عرصه روش شناسي پژوهش با توجه به مباني معرفت شناسي و وجوه تمايز هر رويکرد با ديگري مي باشد. در اين راستا، برخي از دشواري هاي پژوهش هاي کمي که منجر به ناکامي آنها در پژوهش هاي علوم انساني شده، مطرح و مورد بحث قرار مي گيرد. اين مقاله کانون توجه خود را معطوف به تعارضات دروني چهارگانه شامل ورژن، تمام نگاري، چندصدايي و شک گرايي در پژوهش هاي کيفي مبتني بر پديدارشناسي نموده و ضمن شرح اين تعارضات که به وسيله هارلي، هاردي و آلوسن طرح شده اند، به ناکامي پژوهش هاي کيفي در غلبه بر موانع روش شناسي و رفع چالش ها اشاره مي کند. در ادامه، ظهور پژوهش ترکيبي به عنوان جانشيني نارسا براي رفع دشواري هاي دو روش کمي و کيفي به دليل عدم توجه به مفروضه هاي زيربنايي هر يک از اين روش ها معرفي و مورد نقد قرار مي گيرد. با استناد به چنين مباحثي و عنايت به يافته هايي که نشان مي دهند اغلب مغالطه هاي اسکات در تمام پژوهش هاي كمي، كيفي و تركيبي به تناوب مشاهده مي شود، نويسندگان پاراکميت گرايي را به منزله رويکردي بديل براي غلبه بر دشواري هاي روش شناختي روش هاي موجود، معرفي مي کنند. |
| كليد واژه: پژوهش کيفي، پژوهش کمي، پژوهش ترکيبي، پارا کميت گرايي، استدلال تقريبي |
![]() |
|
نسخه قابل چاپ |