پاسخ به:مقالات علوم سیاسی
یک شنبه 10 اردیبهشت 1391 12:25 PM
| 3 : راهبرد پاييز 1389; 19(56 (بخش ويژه بررسي هاي سياست خارجي)):73-107. |
| بررسي انتقادي نظريه مجموعه امنيتي منطقه اي با استفاده از محيط امنيتي منطقه قفقاز جنوبي |
| دادانديش پروين,كوزه گركالجي ولي |
|
پايان جنگ سرد به منزله ورود عرصه مطالعات امنيتي به مرحله اي جديد به شمار مي رود. با توجه به تحولات شگرف پديد آمده در عرصه نظام بين الملل، رويکردهاي سنتي در مطالعه و تحليل پويش هاي امنيتي از جمله تعريف امنيت، دامنه شمول و سطوح تحليل آن مورد بازبيني گسترده اي قرار گرفت. نياز به بازانديشي نظري و تبيين مناسب ابعاد مختلف مفهوم امنيت در سپهر جديد سياست بين الملل، منجر به پيدايش مکاتب نظري مختلفي گشت. مکتب کپنهاگ از جمله مکاتبي است که در اين عرصه با ارايه تعريف موسع و چندبعدي از مفهوم امنيت و توجه به سطح تحليل منطقه اي از جايگاه برجسته اي در عرصه علمي مطالعات امنيتي در طي دو دهه اخير برخوردار شده است. در اين ميان، نظريه مجموعه امنيتي منطقه اي، از مهم ترين دستاوردهاي اين مکتب به شمار مي رود که از سوي چهره شاخص مکتب کپنهاگ، بري بوزان، براي تبيين پويش هاي امنيتي در مناطق مختلف جهان مطرح شده است. با توجه به جايگاه و اهميت و نيز ادعاي اين نظريه در تبيين بهتر تحولات امنيتي در جهان پس از جنگ سرد، اين نوشتار بر آن است تا با مبنا قرار دادن تحولات و پويش هاي امنيتي منطقه قفقاز جنوبي به عنوان يکي از مناطق پرتنش و چالش برانگيز جهان در طي دو دهه اخير، بر مبناي نقد تجربي به آزمون مباني و مولفه هاي اصلي نظريه مجموعه امنيتي منطقه اي بپردازد؛ تا ضمن سنجش مفروضه هاي انتزاعي اين نظريه با واقعيات عيني، با کاربست اين رهيافت نظري، درک بهتري از تحولات پيچيده امنيتي در منطقه قفقاز جنوبي نيز حاصل شود. |
| كليد واژه: مکتب کپنهاگ، بري بوزان، نظريه مجموعه امنيتي منطقه اي، اوراسيا، قفقاز جنوبي |
![]() |
|
نسخه قابل چاپ |