0

مقالات علوم سیاسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات علوم سیاسی
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  9:56 AM

 5 : پژوهشنامه علوم سياسي بهار 1385; 1(2):137-166.
 
نقدي از "ديگر ـ ايران"شناسي انگليسي ها
 
خليلي محسن*
 
* گروه علوم سياسي، دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

در قرن نوزدهم ميلادي، ايران"موضوع شناسايي" قرار گرفت:
1. ايران معبري استراتژيک براي نگاهباني از هندوستان محسوب مي شد؛
2. ايران نمي بايست براي دشمنان انگلستان تبديل به راهرويي مي شد که از طريق آن بتوانند به منافع بريتانيا در هندوستان ضربه بزنند. بنابراين، رفتار سياسي و ديپلماتيک ايران مي بايست کنترل مي شد. براي کنترل رفتار سياسي و ديپلماتيک ايرانيان، آنچه ضروري به حساب مي آمد آن بود که تاريخ، تمدن و فرهنگ کشور ايران مي بايست "مورد و موضوع شناسايي" قرار مي گرفت. نگارنده با خوانش کتاب هايي از جرج کرزن، جيمزفريزر، پرسي سايکس، آرتور هاردينگ، ريدربولارد و دنيس رايت که همگي در انگليسي بودن مشترک هستند، مي خواهد با تکيه بر برداشت ادوارد سعيد، شرق شناسي انگليسي ها را مورد کند و کاو قرار دهد. به نظر مي رسد جوهر شرق شناسي غربيان، عبارت از "تثبيت آقايي و برتري غرب بر شرق" است؛ و اين نکته پذيرفتني است که شرق شناسي به مثابه يک علم، تنها وقتي پديد آمد که غرب خود را چيره و مالک عالم دانست و با تکيه بر برتري موقعيت خويش و موضع فرادستانه، نمي خواست اين هژموني را از دست بدهد. شرق به مثابه يک "دگر" يا other دنياي غرب، از يک تفکيک صرف جغرافيايي نابرابر ميان فقر و ثروت به زنجيره اي از توجهات حساب شده و معطوف تبديل مي گردد. معادله حقارت شرق در برابر برتري غرب، از آن جا شکل مي گيرد که دليل چيرگي، عبارت ز دانش و معرفت کشوري نسبت به کشور ديگر است. سياحان و سفرنامه نويسان، نقش ميانجي فهم "ديگري فرهنگي" را ايفا کرده اند. اين سفرنامه نويسي ها و خاطره نگاري ها به ويژه براي تمدن غرب، مهم ترين واسطه  درک ديگري و ابزار ساختن دنيايي از ديگر بودگي ها بر مبناي غرابت و اعجاب بوده اند؛ دنيايي که غرب آن را ساخت تا در آينه آن، خودش را بشناسد، بسازد و بر صدر نشاند.

 
كليد واژه: انگليسي ها، ايران شناسي، ايراني ها، سفرنامه ها
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها