0

بانک مقالات دفاع مقدس

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات دفاع مقدس
شنبه 13 خرداد 1391  9:57 AM

عنوان : خرمشهر چگونه خونين شهر شد؟
موضوعات مقالات :درباره خرمشهر
ارتش عراق پس از ناكامي در اشغال سريع استان خوزستان، تصرف خرمشهر و آبادان را - كه تسلط كامل او را بر اروند رود محقق مي ساخت - به عنوان هدف اصلي برگزيد. به همين منظور، نيروهاي خود را در منطقه عمومي خرمشهر تقويت كرد. لشكر 3 زرهي محور عملياتي خرمشهر و آبادان را تحويل گرفت و تيپ 33 نيروي مخصوص را مامور اشغال خرمشهر كرد. در مقابل، نيروهاي مدافع بدون داشتن تجهيزات كافي و مناسب، اما با اراده اي استوار، مصمم در محورهاي ورودي شهر براي مقابله با هجوم دشمن آماده بودند. از صبح روز 1359/7/7، دشمن پس از اجراي آتش سنگين و انبوه روي محورهاي پل نو و پليس راه، حمله خود را از هر دو محور آغاز كرد. در محور پل نو، يك گردان نيروي مخصوص عراقي در مقابل حدود 60 پاسدار قرار گرفت كه به عقب رانده شد؛ اما پيشروي واحدهاي زرهي عراق به سمت منطقه دوربند موجب شد مدافعان با اين احتمال كه ممكن است در محاصره كامل دشمن قرار گيرند، با حركت به سمت نخلستان هاي جنوب جاده شلمچه تا دوربند عقب نشيني كردند. متقابلاً، عراقي ها نيز قبل از اين منطقه متوقف شدند. در محور پليس راه نيز پيشروي دشمن به سمت شهر با پايداري رزمندگان خودي متوقف شد و عراقي ها تا سيل بند و انبارهاي عمومي عقب رانده شدند.

اولين هجوم به بندر و گمرك

در روزهاي 8 و 1359/7/9، دشمن پس از اجراي آتش سنگين توپخانه و بمباران شهر، حمله ديگري را از سمت شمال و غرب به طرف شهر آغاز كرد. در محور پليس راه، حركت دشمن كه از سمت شرق جاده اهواز - خرمشهر به طرف شهر و پادگان دژ آغاز شده بود، با اجراي آتش توپخانه و حمله نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، متوقف شد و دشمن ناچار عقب نشيني كرد. در محور جاده شلمچه، عراقي ها تا كشتارگاه پيش آمدند و تعدادي از مدافعان شهر را كه در خانه هاي اين منطقه موضع گرفته بودند، با تانك، خمپاره اندازها و توپ هاي خود گلوله باران كردند. حدود ساعت 11، دشمن با تصور اينكه هرگونه مانعي را نابود كرده است، پيشروي خود را شتاب بخشيد، ليكن عمليات شهادت طلبانه 5 تن از رزمندگان، قواي زرهي عراق را به عقب راند. در محور بندر نيز در حالي كه حدود 20 عراقي از سمت جنوب غربي به محوطه بندر نفوذ كرده بودند، تانك ها و نيروهاي مخصوص عراقي با عبور از خط آهن به سوي درسنتاب گمرك سرازير شدند و رزمندگاني را كه در مقابل در فيليه كمين كرده بودند، غافلگير كردند. 24 تن از رزمندگان با موضع گيري در اين محوطه، حدود ساعت 13 در حالي كه تانك ها و نيروهاي دشمن نزديك شده بودند، آنها را هدف گرفتند و نبردي نابرابر آغاز گرديد. در اين درگيري حدود 60 تن از نيروهاي عراقي به همراه چندين تانك موفق شدند به داخل محوطه بندر نفوذ كنند، اما 13 پاسدار - كه از قبل در آن محوطه مستقر بودند - با رشادت راه را بر آنان بستند. در اين نبرد سرانجام با سرسختي رزمندگان در دفاع از بندر، دشمن ناچار شد با تحمل تعدادي كشته و زخمي تا پاسگاه خين عقب نشيني كند.
عقب نشيني دشمن تا پل نو

از صبح روز 1359/7/10، دشمن طرح ديگري را در دو محور بندر و جاده شلمچه براي نفوذ به شهر اجرا كرد. در محور بندر، عراقي ها در دام رزمندگان كمين كرده در محوطه بندر گرفتار شدند و تا هنگام عصر در آنحا درگير بودند. نيروهاي خودي پس از ساعت ها مقاومت در برابر هجوم تانك ها و زره پوش ها و انبوه آتش دشمن، در حالي كه سلاح چنداني در اختيار نداشتند، با عبور از زير اسكله ها، بندر را به سوي مسجد جامع ترك كردند. متقابلاً، دشمن با تسلط بر محوطه بندر، چند تانك خود را از طريق درسنتاب تا نزديكي ميدان راه آهن روانه كرد. در محور جاده شلمچه، دشمن هم زمان با هجوم نيروهايش به چهار راه كشتارگاه، آتش سنگين توپخانه را بر منطقه پليس راه، كشتارگاه، و راه آهن فرو ريخت و با استقرار چند تانك در منطقه دوربند رزمندگاني را كه در محور پليس راه موضع گرفته بودند، هدف آتش مستقيم تانك ها قرار داد. در اين هنگام مدافعاني كه در محور كشتارگاه مستقر بودند، تانك جلودار دشمن را منهدم كردند و تكبير گويان آتش بي وقفه اي را به سوي متجاوزان شليك كردند، در پي آن، دشمن را كه هراسان مي گريخت تا صددستگاه تعقيب كردند. دشمن با سازماندهي نيروهايش دوباره حمله كرد. نبردي ديگر آغاز شد كه سرانجام آن عقب نشيني تانك هاي دشمن تا پل نو بود. بعدازظهر اين روز نيز بخشي از قواي زرهي دشمن كه در 150 متري جنوب ميدان راه آهن مخفي شده بودند منهدم و يا به عقب رانده شدند.
پيشروي دشمن در محور بندر
دشمن كه تا روز 1359/7/11 از اروند رود تا شمال پادگان دژ مستقر شده بود، در اين روز نيز براي اشغال خرمشهر سخت كوشيد، ليكن بر اثر مقاومت دليرانه مدافعان، به هدف خود نرسيد. در شامگاه روز بعد، تعدادي از واحدهاي عراقي به نقاط درگيري رسيدند و در سپيده دم روز 1359/7/13 از محور بندر، جاده شلمچه و پليس راه حمله ديگري را آغاز كردند كه در محور بندر با تحمل تلفات فراوان تا ساختمان هماهنگي بندر (سي بي اس) پيش آمدند. در محور شلمچه، نيروي مهاجم با مقابله مدافعان به عقب رانده شدند. در محور پليس راه تجاوزگران به نزديكي پادگان دژ رسيدند.
عقب نشيني دشمن از محور بندر
عصر روز 1359/7/14، نيروهاي خودي متشكل از تعدادي پاسدار و ارتشي به ساختمان هماهنگي بندر (سي بي اس) يورش بردند و عراقي ها را از اين منطقه عقب راندند، سپس در نيمه شب با حمله به مقر فرماندهي دشمن در پل نو، طي شبيخوني، تعدادي از تانك ها، نفرات و تجهيزات عراقي را منهدم كردند.
پيشروي دشمن در بندر و جاده شلمچه
در آغاز روز 1359/7/15، مجدداً عراقي ها از دو سمت بندر و جاده شلمچه وارد عمل شدند كه در محور بندر در يك درگيري سنگين با تحمل ده ها كشته و زخمي توانستند به ساختمان هماهنگي بندر برسند و آنجا را اشغال كنند. در محور جاده شلمچه نيز دشمن حدود 200 متر جلوتر آمد.
پيشروي دشمن در بندر و خانه هاي پيش ساخته
در روز 1359/7/16، دشمن علاوه بر دو محور بندر و جاده شلمچه، محور ديگري در سمت خانه هاي پيش ساخته گشود و هم زمان از هر سه محور به طرف شهر هجوم آورد. ستون هاي سمت شمال جاده شلمچه و محور خانه هاي پيش ساخته با مقاومت كمي روبه رو شدند، ليكن ستون هاي سمت جنوب جاده شلمچه و محور بندر، درگير نبردي بسيار سخت شدند. در اين درگيري، دشمن تا مسجدي كه در نزديكي بندر قرار دارد، پيش آمد. همچنين، در اين روز گزارش شد كه يك گروهان عراقي به سوي كارون رفته تا روي آن پل احداث كند.
حمله به پادگان دژ
در سپيده دم روز 1359/7/17، نيروهاي دشمن بار ديگر از همان محورهاي روز گذشته هجوم آوردند و با اجراي آتش مستقيم تانك روي مواضع نيروهاي خودي و قرارگاه آنها (مسجد) سرانجام اين قرارگاه را تصرف كردند. در اين روز پادگان دژ نيز مورد هجوم قرار گرفت كه با دفاع نيروهاي ارتش جمهوري اسلامي، عراقي ها به عقب گريختند. روز 1359/7/18 درگيري با سلاح سبك و آتش توپخانه ادامه داشت، اما تغييري در مواضع طرفين ايجاد نشد.
عبور از كارون و بستن جاده آبادان - اهواز
دشمن از ابتدا در صدد بود تا با عبور از رود كارون آبادان را محاصره كند، ليكن به دليل عدم پيشروي مورد انتظار در ساير جبهه ها اين امر تحقق نيافت و قواي دشمن زمين گير شدند؛ اما هنگامي كه تصرف خرمشهر و آبادان به عنوان هدف اصلي مورد نظر قرار گرفت و از آنجا كه دشمن مانع اصلي براي اشغال خرمشهر را مقاومت مدافعان مي ديد، درصدد برآمد تا با عبور از رود كارون و انسداد جاده اهواز - آبادان حلقه محاصره خرمشهر را تنگ تر كند و فشار سخت تري بر مدافعان آن وارد آورد. دشمن با اين هدف، در صبح روز 1359/7/19 با عبور از پلي كه در منطقه مارد نصب كرده بود، از كارون گذشت، سپس با استقرار در اطراف جاده اهواز - آبادانف راه را بر خودروهايي كه راهي اهواز بودند، بست و بيش از 200 مرد را به اسارت گرفت و زنان و كودكان را آواره كرد. به اين ترتيب، مسير اصلي پشتيباني مدافعان خرمشهر قطع شد و قواي دشمن در امتداد جاده به سمت جنوب به پيشروي خود ادامه دادند. عبور دشمن از كارون و دستيابي او به جاده اهواز - آبادان، از يك سو گشايشي اساسي براي نيروهاي متجاوز - كه طي 20 روز گذشته پشت دروازه هاي خرمشهر گرفتار شده بودند - ايجاد كرد و از سوي ديگر، سرآغاز مشكلات و فشارهايي بيش از گذشته بر رزمندگان خرمشهر بود، زيرا علاوه بر بسته شدن عقبه آنها، بخشي از نيروها و تجهيزاتي كه مي توانستند آنان را ياري و پشتيباني كنند. مي بايست به دفاع از آبادان مي پرداختند. همچنين با عبور دشمن از كارون، توپخانه ايران كه در محل تلاقي كارون و بهمنشير مستقر بود، ناچار عقب نشيني كرد و رزمندگان خرمشهر از پشتيباني آتش اندك توپخانه نيز محروم شدند. همچنين در اين روز در مقابله اي كه رزمندگان اسلام با عراقي ها در محور جاده شلمچه به عمل آوردند، نيروهاي مهاجم را تا منطقه دوربند عقب راندند. در جاده اهواز نيز 12 نفر از نيروهاي دشمن اسير شدند.
ورود دشمن به كوي طالقاني
در روز 1359/7/20 با پيشروي مهاجمان در محور بندر، نبرد شديدي درگرفت كه عراقي ها با تحمل تلفات فراوانف متوقف شدند. با آغاز روز بعد، درگيري در همه محورها شروع شد و ستون هاي دشمن با پشتيباني آتش سنگين توپخانه پيش آمدند و سرانجام توانستند در شام گاه اين روز بخش غربي شهر (از منطقه پليس راه تا ايستگاه راه آهن) را اشغال كنند. سپس اولين ستون نيروهاي عراقي وارد كوي طالقاني شدند و با استقرار سريع در ساختمان هاي مرتفع رديف هاي اول، علاوه بر تسهيل هجوم ستون هاي زرهي و مكانيزه خود به پادگان دژ و جاده كمربندي و تامين جناح آنها، زمينه ادامه پيشروي نيروهاي ويژه در كوي طالقاني و دسترسي به مركز شهر را فراهم آوردند.
تلاش دشمن براي تصرف ساختمان اداري گمرك
در روز 1359/7/22 نيروهاي دشمن سعي مي كردند با پيشروي در محور بندر به ساختمان اداري گمرك دست يابند، ليكن با مقاومت مدافعان متوقف شدند. در ساير محورها نيز دشمن براي شكستن مقاومت مدافعان و تحكيم جاي پاي متصرفه و استقرار در مواضع مناسب تلاش مي كرد.
سقوط پادگان دژ و بستن جاده آبادان - ماهشهر
در حالي كه نبردي شديد در خرمشهر ميان متجاوزان عراقي و مدافعان جريان داشت، دشمن توانست با تصرف پادگان دژ تا خيابان كمربندي پيش آيد و در محور بندر نيز ساختمان اداري گمرك را اشغال كند. همچنين تعدادي از واحدهاي ارتش عراق به منظور تنگ كردن حلقه محاصره در روز 1359/7/23 ضمن بستن جاده آبادان - ماهشهر، به شهر آبادن نزديك شدند.

نبرد شديد در شهر (خرمشهر، خونين شهر شد)
صبح روز 1359/7/24 درگيري ها با شدت بيشتري آغاز شد و تا اواسط روز با از خود گذشتگي مدافعان از پيشروي عراقي ها جلوگيري شد. بعد از ظهر اين روز پس از ورود يگاني از دشمن به خيابان چهل متري و استقرار تيربارهايي در چند نقطه و موضع گيري تك تيراندازها در ساختمان هاي مشرف بر اين خيابان، محور مركزي شهر و اصلي ترين راه پشتيباني و تردد نيروهاي درگير در كوي طالقاني، كوي بندر و ورزشگاه بسته شد.
با انتشار سريع خبر دستيابي دشمن به خيابان چهل متري و تلاش او براي رسيدن به پل خرمشهر، تعدادي از رزمندگان به سوي اين خيابان شتافتند. در ساعات پاياني روز، نبرد سختي در گرفت كه ابتدا متجاوزان با توجه به استقرارشان در نقاط سركوب و نيز در اختيار داشتن تجهيزات كامل با پشتيباني انبوه آتش، در موضع برتر بودند، ليكن مدافعان به آنها نزديك شدند و به شدت به دفاع پرداختند و با وجود تحمل شهيدان و مجروحان بسيار، شمار فراواني از عراقي ها را به هلاكت رساندند. به اين ترتيب، خرمشهر از سقوط حتمي نجات يافت و به پاس خون هاي پاكي كه براي حفظ آن بر زمين ريخت، خونين شهر ناميده شد.

انتقال صحنه نبرد از مركز به مدخل شهر
از صبح 1359/7/25، نبرد خياباني در جاده كمربندي، كوي طالقاني و بندر ادامه يافت. با توجه به حساسيت محور شمالي، به خصوص جاده كمربندي كه دشمن توان بيشتري را در آنجا به كار گرفته بود، باقي مانده نيروهاي پاسدار و ديگر رزمندگان خونين شهر به كمك پاسداران و نيروهاي اعزامي از ساير شهرها، با استقرار در نقاط مختلف به مقابله با دشمن پرداختند. نيروهاي ارتش نيز براي جلوگيري از پيشروي متجاوزان از سمت گمرك، تلاش مي كردند. در روز 1359/7/26، نيروهاي عراقي پشت ايستگاه راه آهن، كشتارگاه و جاده كمربندي مستقر بودند و درگيري شديدي بين دو طرف ادامه داشت. هر چه بيشتر از زمان مي گذشت، نيروهاي مدافع در مضيقه بيشتري قرار مي گرفتند و با شهادت هاي پي در پي و جراحت هاي شديد، از تعداد آنها كاسته مي شد.
تنگ تر شدن حلقه محاصره شهر
از روز 1359/7/27 فشار يگان هاي متجاوز شديدتر شد. رزمندگان كه از احتمال سقوط محور مركزي شهر (خيابان چهل متري)، مسجد جامع و پل نگران بودند، با همان تعداد اندك در اطراف محور مركزي و راه هايي كه به آن ختم مي شد و مسير هايي كه از جاده كمربندي به پل مي رسيد و نيز در كوي طالقاني موضع گرفتند. عراقي ها با پيشروي تدريجي در محور مركزي، از يك طرف به فلكه آتش نشاني و از طرف ديگر به خيابان هاي اطراف گل فروشي نزديك مي شدند و از محور كمربندي نيز خود را به خيابان هاي آرش و عشاير رساندند. تعداد يگان هاي مهاجم، وجود مسيرهاي متعدد براي نفوذ، شمار اندك مدافعان، نبودن فرماندهي واحد، نداشتن سازمان و نظم لازم، همه و همه موجب شد تا فشارهاي سختي بر مدافعان شهر وارد آيد، چندان كه اگر كسي از گلوله ها و تركش هاي دشمن آسيب نمي ديد، حتماً بر اثر خستگي شديد و نرسيدن آب و غذا از پاي در مي آمد، يا به دليل نداشتن هماهنگي، ممكن بود هنگام تاريكي شب، رزمندگان خودي مقابل يكديگر قرار گيرند، يا درنگ براي تشخيص نيروي خودي از دشمن، موجب سوء استفاده متجاوزان مي شد كه ضايعات بيش تري به بار مي آورد. عراقي ها نيز با راهنمايي عناصر ضد انقلاب داخلي، در تاريكي شب نفوذ خود را گسترش مي دادند، گاهي اوقات از اطراف مواضع مدافعان مي گذشتند و پشت سر آنها قرار مي گرفتند. با اين همه رزمندگان اجازه نمي دادند متجاوزان به راحتي نفوذ كنند، به گونه اي كه دشمن براي هر قدم پيشروي متحمل تلفات و خسارات سختي مي شد.
با پيشروي دشمن از محورهاي متعدد در روز 1359/7/28، مسجد جامع كه پايگاه اصلي پشتيباني مدافعان بود، زير آتش متمركز خمپاره هاي عراقي قرار گرفت و شماري شهيد يا مجروح شدند. اوضاع پشتيباني نيز چندان بحراني شد كه رزمندگان حتي در مضيقه نان نيز قرار گرفتند، اين در حالي بود كه نفوذ دشمن در نقاط مختلف و به كارگيري قواي تازه نفس در محورهاي متعدد، دفاع از شهر را بسيار دشوار كرده بود.
كاهش توان مدافعان
در روزهاي 1359/7/29 تا 1359/8/1، تانك هاي دشمن پشت پادگان دژ و اطراف راه آهن و پشت گمرك استقرار يافته و از آنجا نقاط اشغال نشده شهر را گلوله باران مي كردند كه بر اثر آن، بسياري از نقاط شهر از جمله بازار در آتش سوخت. در اين اوضاع، عراقي ها با پيشروي در خيابان چهل متري، به اطراف مسجد امام صادق (ع) رسيدند، در حالي كه جنگ خانه به خانه ادامه داشت. رزمندگان در مسيرهاي اصلي كه از جاده كمربندي به ميدان فرمانداري (خيابان هاي آرش و عشاير) منتهي مي شد، مستقر شده بودند تا از نفوذ بيش تر دشمن و تسلط او بر پل جلوگيري كنند. متقابلاً دشمن كه از جاده كمربندي و چهل متري بسيار پيشروي كرده بود در حوالي فرمانداري مستقر شده بود. در چنين وضعيتي كه تسلط قواي دشمن بر خرمشهر كامل مي شد، از مدافعان شهر فقط تعدادي اندك زنده مانده بودند.
هجوم نهايي دشمن
طرح هجوم نهايي به خونين شهر، از بامداد 1359/8/2 به اجرا درآمد. تشديد فشار تجاوزگران، توان مدافعان را - كه با تمام وجود مقاومت مي كردند - كاهش مي داد و اندك اندك آنها را به عقب مي راند. دشمن موفق شد ساختمان فرمانداري را اشغال كند و با استقرار در ضلع شمالي پل، نيروهاي مدافع را كه در سمت شمال غربي پل تا مسجد جامع حضور داشتند، به محاصره در آورد. اما تلاش رزمندگان براي ضربه زدن به دشمن به منظور آزادسازي پل، همچنان ادامه داشت تا اين كه موفق شدند در اوايل شب عراقي ها را عقب برانند و ساختمان فرمانداري را آزاد كنند.

آخرين روز مقاومت
مدافعان شهر از فراط خستگي حدود ساعت 4 صبح روز1359/8/3 براي استراحت به ساختمان فرمانداري برگشتند. هنوز چشمان آنها گرم نشده بود كه متوجه حضور دشمن در نزديكي خود شدند. تعدادي عراقي روي ساختماني در 500 متري آنها نفوذ كرده بودند. رزمندگان با تيرباري كه روي ساختمان فرمانداري كار گذاشته بودند، به مقابله برخاستند. طولي نكشيد كه تانك هاي دشمن از خيابان عشاير وارد شدند و محل استقرار رزمندگان را هدف قرار دادند. مهمات رزمندگان رو به اتمام بود و گلوله براي مقابله با تانك ها در اختيار نداشتند. آنها خود را به ميدان فرمانداري رساندند و در آنجا موضع گرفتند، سپس يكي از آنان آخرين گلوله هاي آر.پي.جي را به سمت تانك جلودار دشمن شليك كرد و آن را به آتش كشيد. اما دشمن به پيشروي خود ادامه داد و بر ساختمان فرمانداري و پل بزرگ شهر مسلط شد. عراقي ها با استقرار در ساختمان فرمانداري و ديگر ساختمان هاي مجاور، نه تنها هر جنبنده اي را روي پل زير آتش خمپاره اندازها و تيربارهاي خود مي گرفتند، بلكه از تردد قايق در رودخانه كارون نيز جلوگيري مي كردند. در محور چپ نيز عراقي ها از صبح همين روز (1359/8/3) به 30 متري مسجد جامع رسيده بودند. حدود 15 تن از رزمندگان مي كوشيدند خود را به پشت ساختمان فرمانداري برسانند و با هجوم به دشمن، پل را آزاد كنند تا نيروهاي كمكي با عبور از آن به منطقه درگيري وارد شوند. تعدادي نيز در كوچه اي نزديك مسجد امام صادق (ع) موضع گرفته و با متجاوزان درگير شده بودند، ليكن پس از مدتي ناچار شدند تغيير موضع دهند، درگيري ادامه داشت تا اينكه با فرا رسيدن شب دستور عقب نشيني و ترك شهر به مدافعان ابلاغ شد. اين دستور براي اغلب رزمندگان باقي مانده در شهر پذيرفتني نبود.
سرانجام، رزمندگان با اين اميد كه در اندك زماني با تجديد قوا و آمادگي بيشتر به شهر باز مي گردند و دشمن متجاوز را بيرون مي رانند عقب نشيني از شهر را پذيرفتند. سپس تعدادي از مدافعان تصميم گرفتند در نقاطي كه ميسر است، مستقر شوند و مهمات خود را به سوي دشمن شليك كنند تا هم امكان مطلع كردن و جمع آوري نيروهايي كه احتمالاً از دستور عقب نشيني بي خبر بودند فراهم شود، هم اينكه با مشغول كردن دشمن، عقب نشيني نيروها تسهيل گردد. اين كار در حد مقدور انجام شد. سپس چند تن براي خداحافظي از مسجد جامع به آنجا رفتند؛ در حال وداع با حسرت به حياط و شبستان مي نگريستند؛ گاهي به گوشه اي خيره مي ماندند، گويي شهيدي از هم رزمان خود را به ياد مي آورند يا وجود او را حس مي كردند. دقايقي بعد دردمندانه از مسجد بيرون آمدند و به آرامي به سوي كاروان رفتند، حدود 200 تن از رزمندگان در كنار اين رود نشسته بودند تا به آن سوي رود بروند. در طول شب رزمندگان در چندين گروه از خرمشهر خارج شدند و تا پيش از دميدن سپيده صبح، انتقال آنان پايان پذيرفت.
رزمندگان ديگري نيز در شهر بودند كه از دستور عقب نشيني خبر نداشتند. تعدادي از آنها، صبح روز 1359/8/4 متوجه اين دستور شدند و پس از شليك مهمات خود به طرف دشمن، حدود ساعت 10 به ساحل جنوبي كارون رفتند. تعداد ديگري هم در شهر باقي مانده بودند كه راه خروج شان بسته شده بود. آنها تا چند روز بعد به طور پراكنده موفق شدند از طريق كارون عقب نشيني كنند.
و اشغال خرمشهر
روز چهارم آبان 1359 را بايد روز پايان حماسه خونين شهر ناميد؛ حماسه اي كه در 34 روز جلوه كرد، اما بي گمان فداكاري ها و ايستادگي تحسين برانگيز مدافعان خونين شهر در برابر ارتش متجاوز و مجهز به انواع جنگ افزارها، در تاريخ و در خاطر انسان هاي حق جو و ظلم ستيز جاويد خواهد ماند. چهارم آبان 1359 روز اشغال شهري است كه مدافعانش با نبرد و تلاش شبانه روزي كوشيدند با اداي تكليف الهي خود، دشمن را از گسترش تجاوز به ايران اسلامي باز دارند. خرمشهر اشغال شد، ليكن حماسه ها، ايستادگي ها و جانبازي هايي آفريد كه اولاً افتخاري بزرگ را در تاريخ اين مرز و بوم به ثبت رساند. ثانياً اين مقاومت اعتماد به نفسي را براي اردوي خودي به ارمغان آورد كه دست مايه رزمندگان براي بيرون راندن دشمن از سرزمين اسلامي ايران گرديد.

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها