پاسخ به:بانک مقالات دفاع مقدس
شنبه 13 خرداد 1391 9:18 AM
عنوان : انقلاب بزرگ ديني
موضوعات مقالات :انقلاب اسلامي
انقلاب در ميان پديده هاي اجتماعي سياسي پيچيده ترين پديده اي است كه توجه بسياري از عالمان اين رشته را به خود جلب كرده است. انقلاب همانند كلاف درهم تنيده اي است كه پيدا كردن سرنخ آن به منظور درك ماهيتش نيازمند تاملات نظري در كليت آن پديده است اينكه انقلاب ها چگونه شكل مي گيرند و اساساً از چه علل و عواملي برمي خيزند و در نهايت چه پيامدهايي دارند مهمترين پرسشهايي است كه در اين باره مطرح است.
واژه revolution در آغاز از اصطلاحات علم اخترشناسي بوده كه به معناي چرخش دوراني افلاك و بازگشت سيارگان به جاي اول به كار مي رفته است امروزه اين اصطلاح كه بيانگر دگرگوني شديد و ناگهاني است در مورد مسائل گوناگوني مانند انقلاب صنعتي، انقلاب سياسي، انقلاب اجتماعي، انقلاب فكري و انقلاب سبز به كار مي رود.
در مورد انقلاب تعريف واحدي وجود ندارد اما استادشهيد مطهري انقلاب را طغيان و عصيان مردم يك ناحيه و يك سرزمين عليه نظام حاكم موجود براي ايجاد نظمي مطلوب مي داند. وي در كتاب پيرامون انقلاب اسلامي انقلاب ايران را داراي ماهيتي ايدئولوژيك و مذهبي مي داند و معتقد است كه اين نظام بر مبناي دين شكل گرفته و سياست تنها در چارچوب هاي ديني اعمال مي شود و جمهوريت به شكل حكومت و حق مردم و قيد اسلامي محتواي ديني آن را نشان مي دهد.
ايشان در تبيين ريشه هاي انقلاب به جريان هايي در نيمه اول قرن چهاردهم اشاره مي كنند كه با روح اسلامي در تصادم بوده اند: «ريشه اين نهضت را در جريان هاي نيم قرن اخير كشور از نظر تصادم آن جريان ها با روح اسلامي اين جامعه بايد جستجو كرد... آنچه در اين نيم قرن در جامعه اسلامي ايران رخ داد عبارت است از:
▪ استبدادي خشن و دشمني و سلب هر نوع آزادي
▪ نفوذ استعمار نو، يعني شكل نامرئي و خطرناك استعمار چه از جنبه سياسي و چه از جنبه اقتصادي و چه از جنبه فرهنگي
▪ دور نگه داشتن دين از سياست، بلكه بيرون كردن دين از ميدان سياست
▪ كوشش براي بازگرداندن ايران به جاهليت قبل از اسلام و احياء شعارهاي مجوسي و ميراندن شعارهاي اصيل اسلامي ...
▪ تقلب و تحريف در ميراث گرانقدر فرهنگ اسلامي و صادر كردن شناسنامه جعلي براي اين فرهنگ، به نام فرهنگ موهوم ايراني
▪ تبليغ و اشاعه ماركسيسم دولتي؛ يعني جنبه هاي الحادي ماركسيسم منهاي جنبه هاي سياسي و اجتماعي آن
▪ كشتارهاي بي رحمانه و ارزش قائل نشدن براي خون مسلمانان ايراني و همچنين زندان ها و شكنجه هاي متهمان سياسي
▪ تبعيض و ازدياد روز افزون شكاف طبقاتي علي رغم اصلاحات ظاهري ادعايي
▪ تسلط عناصر غير مسلمان بر مسلمانان در دولت و ساير دستگاه ها
▪ نقص آشكار قوانين و مقررات اسلامي
▪ مبارزه با ادبيات فارسي اسلامي
▪ بريدن پيوند از كشورهاي اسلامي و پيوند با كشورهاي غير اسلامي و احياناً ضد اسلامي كه اسرائيل نمونه آن است»
پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن سال ????، به عنوان يكي از مهم ترين رويدادهاي تاريخ سياسي معاصر، محل بحث و گفت وگوي انديشمندان و صاحبنظران ايراني و خارجي و تقابل و تعامل تئوري هاي مختلف سياسي و جامعه شناختي براي تبيين دقيق و همه جانبه آن مي باشد
هيچ فرد مطلع تيزبيني از مهم ترين وجه تمايز انقلاب اسلامي با انقلاب هاي ديگر از جمله انقلاب هاي فرانسه و شوروي، كه در ريشه مذهبي انقلاب اسلامي نهفته است، قادر به چشم پوشي نيست .
در برهه اي كه اجماع علمي متفكرين اجتماعي، آغاز دوره گذار از موج دوم تمدني به «عصر اطلاعات» را در جهان توسعه يافته و گسترش «مناسبات عقلاني» را در جهان در حال توسعه نويد مي داد و پايان «عصر ايدئولوژي» در «دهكده جهاني» به عنوان رويكرد جديد جهاني اعلام مي شد، به ناگاه در جغرافيايي از اين كره خاك، به دنبال يك سلسله تحولات سياسي، اجتماعي و فرهنگي ،انقلابي به وقوع پيوست كه نه تنها ريشه در اعتقادات ديني داشت بلكه محرك و هدف خود را در «دين» جستجو مي نمود.
انقلاب اسلامي ايران موجب شد كه دين در مدار توجه افكار عمومي بين المللي قرار گيرد و نخبگان عالم كوشش هاي علمي جديدي براي شناخت مذهب و ارزيابي مجدد ابعاد مختلف سياسي و اجتماعي دين مصروف نمايند، به طوري كه آنتوني گيدنز در كتاب جامعه شناسي خود مبحثي را به انقلاب اسلامي اختصاص داد و در آغاز بحث يادآور شد كه «در جامعه شناسي گذشته، ماركس، دوركهايم و ماكس وبر ادعا مي كردند كه در دنياي معاصر دين به طور فزاينده اي به حاشيه مي رود و سكولاريزاسيون يك فرايند اجتناب ناپذير مي باشد. از ميان اين سه جامعه شناس، محتملا تنها وبر به امكان ايفاي نقش اسلام به عنوان عامل دگرگوني هاي مهم سياسي توجه داشت. و اين دقيقا پيش بيني همان رخدادي است كه در دهه ۱۹۸۰ در طي سال هاي وقوع انقلاب اسلامي در ايران رخ داد .»
ماروين زونيس، رئيس انستيتو خاور نزديك در دانشگاه شيكاگو نيز درخصوص انقلاب به نكته بسيار مهم و شنيدني تأكيد كرده و مي گويد: «پيام انقلاب اسلامي ايران به نظر من قوي ترين و نافذترين جهان بيني سياسي است كه ما در قرن بيستم از انقلاب روسيه به اين طرف با آن مواجه گشته ايم و اگر انقلاب روسيه را دنباله حوادث قرن ?? و متعلق به آن قرن بدانيم مي توانيم ادعا كنيم كه در قرن ما، يك انقلاب اتفاق افتاده است و آن هم همين انقلاب اسلامي ايران است. اين پيام پرقدرت، زمان طولاني با ما خواهد بود و فرقي نمي كند اگر آيت ا... (امام) خميني هم در قيد حيات نباشد.»
بنابراين پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن سال ????، به عنوان يكي از مهم ترين رويدادهاي تاريخ سياسي معاصر، محل بحث و گفت وگوي انديشمندان و صاحبنظران ايراني و خارجي و تقابل و تعامل تئوري هاي مختلف سياسي و جامعه شناختي براي تبيين دقيق و همه جانبه آن مي باشد.
مشكلات اقتصادي و نارضايتي هاي اجتماعي، هيچ يك پيدايش بحران و انقلاب اواخر دهه پنجاه را توجيه نمي كنند، انقلاب هنگامي روي داد كه گروه هاي ناراضي كنش انقلابي خود را در چارچوب گفتمان ديني شكل دادند. بنابراين تشريح فرايندهاي تاريخي اي كه به رشد گفتمان ديني به عنوان ايدئولوژي غالب جبهه مخالف و انقلابيون انجاميده است، جنبه مهمي از تشريح عوامل انقلاب اسلامي ايران مي باشد.
در شرايطي كه انديشه هاي سه گانه تجدد، ماركسيسم و ناسيوناليسم با بن بست ها و تنگناهاي نظري و نيز عدم توفيق در عملكرد مواجه بودند، اسلام در شكل جديد خود كه مدعي راه حل هاي بديع و اصيل بود، قدم به عرصه رقابت با انديشه هاي وارداتي گذاشت و درنهايت توانست به عنوان پيروز اين ميدان، انقلاب اسلامي ايران را شكل دهد. انقلابي كه اكثر تحليل گران، به وجهه ايدئولوژيك آن معترف بوده و نقش بنيادين آموزه هاي اعتقادي و ديني را در تحقق آن غيرقابل انكار مي دانند.
ظرف مدت يك قرن اخير، كمتر حركت اصلاحي و جنبش اجتماعي را مي توان سراغ گرفت كه به گونه انقلاب اسلامي با مذهب عجين شده باشد. البته در نهضت هاي پيشين از قبيل مشروطيت و ملي شدن صنعت نفت، مسلمانان حضور فعالانه داشته و بسياري از شخصيت هاي كليدي اين جنبش ها را اساسا روحانيون و اسلام گرايان تشكيل مي داده اند. اما هيچكدام از اين حركت ها به نام دين و به خاطر اسلام صورت نگرفته است، درحالي كه يكي از بارزترين شاخصه هاي انقلاب اسلامي را در دين باوري و آرمان خواهي ملت ايران مي توان سراغ گرفت.
تا پيش از انقلاب، ديدگاه علمي غالب در زمينه انقلاب اين بود كه دستيابي به توسعه كه از اهداف انقلاب هاي معاصر است با سكولاريزه شدن فرهنگي همراه است. چنانكه هانا آرنت در كتاب انقلاب يكي از ويژگي هاي مرسوم انقلاب ها را دنيوي بودن آنها مي داند اين در حالي بود كه انقلابي كه در ايران شكل گرفت در واكنش به سكولاريزه شدن جامعه به وقوع پيوست و خواهان برپايي دولتي بر مبناي دين بود.
تدا اسكاچپول در مقاله اي كه در سال ۱۹۸۲ با عنوان «دولت تحصيلدار و اسلام شيعي در انقلاب ايران» ارائه كرد با توجه به آشكار بودن نقش اراده، آگاهي، رهبري و انديشه در انقلاب اسلامي، نظريه قبلي خود در تحليل انقلاب اسلامي را نارسا دانست و افزود: «اگر در دنيا يك انقلاب آگاهانه ساخته شده باشد، آن انقلاب ايران است.»
از نگاه وي هنگامي كه در اثر نوسازي شديد يعني اصلاحات ارضي، مهاجرت گسترده به شهرها، توسعه نظام آموزش و پرورش جديد، موضع گيري منفي شاه نسبت به بازار، مانند مداخله در تجارت و كنترل بازار و نيز كنار نهادن روحانيون از فعاليت هاي مربوط به تعليم و تربيت، قضاوت و مانند آن، ياس و از خودبيگانگي اجتماعي پديد آمد و حكومت آسيب پذير شد، مجموعه اي از عناصر فرهنگي ريشه دار در تاريخ اسلام شيعي و نيز اسطوره بنيادين تشيع يعني حضرت امام حسين (ع) مراسم مذهبي، شبكه مساجد و روحانيت به گونه اي هوشيارانه انقلاب اسلامي را به وجود آوردند.
سئوالي كه مطرح مي شود اين است كه اين همه مذهب گرائي و دين باوري و خدامحوري چگونه و از كجا در جامعه ايران به وجود آمده و موجد تحولات عظيم گرديد؟
براي پاسخ به اين سوال بايد اشاره كرد كه اسلام سياسي در ايران محصول دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ است آنگاه كه بسياري از علما و روحانيون به وضعيت جامعه، رواج غربگرايي ، فساد و ... اعتراض داشتند اعتراض علما به شكل اعتراض به تعليق قانون اساسي و بعدها تقاضا براي حكومت اسلامي مطرح شد و زمينه رشد نهضت مذهبي را فراهم ساخت. نفوذ فزاينده اقتصادي و سياسي غرب تحت حكومت اقتدارگراي پهلوي به ويژه در دهه ۱۳۵۰ كه شكاف آشكاري ميان دولت و علما با وجود آمد ، منجر به احياي ناسيوناليسم اسلامي شد و از طرفي اسلام انقلابي تندروانه در ميان بخش عظيمي از روشنفكران گسترش يافت... ايدئولوژي سياسي اسلام عبارت بود از تداوم ناسيوناليسم شيعه در قرن نوزدهم كه از عكس العملهاي خرده بورژوازي در مقابل توسعه سرمايه داري غرب در ايران نشات مي گرفت. ناسيوناليسم نوظهور زمينه را براي تحولات بنيادي جديدي فراهم نمود كه موجد توجيه مذهبي براي قيام گرديد.
اولين نشانه هاي اين جنبش و حركت جديد از حركت پانزده خرداد ۱۳۴۲ نمودار شد، مخالفت صريح آيت الله خميني به طرح مصونيت اتباع آمريكايي در ايران زمينه اعتراض وسيع مردمي را فراهم ساخت. مذهب پوشش آن و ضديت بااستبداد عامل وحدت بخش آن بود در نتيجه نقش و اهميت سنتي مذهب و مراجع شيعه به عنوان يك نيروي اجتماعي نيرومند و مستقل و نيز روشن بيني رهبران مذهبي و پيروان آنها در مورد ماهيت رويدادها و ... شجاعت تاريخي و اخلاقي مراجع مذهبي خاصه امام خميني رهبري قيام را پيشوايان مذهبي به دست گرفتند.
قيام ۱۵ خرداد اگر چه به لحاظ عملي سركوب شد اما يك نتيجه و دستاورد بزرگ براي فعالان و متفكران اسلامي داشت و سرآغاز تحولي بزرگ به لحاظ فكري در انديشه سياسي شيعه گرديد و جنبش فكري وسيعي را در جامعه ديني برانگيخت. در همان سالها و پس از قيام ۱۵ خرداد، برخي از علما و روشنفكران مذهبي به بحث درباره مسئله مرجعيت پرداختند كه مجموعه مباحث آن در كتابي به نام بحثي درباره مرجعيت و روحانيت به چاپ رسيد و منتشر گرديد. محور اساسي اين كتاب به انتقاد از روحيه انفعال و خمودگي روحانيان و حوزه ها و مجامع مذهبي اختصاص دارد و بنابراين براي بهبود اين وضعيت نقش فعالتري را براي مراجع در زندگي سياسي و اصلاح حوزه ها پيشنهاد نمودند. همچنين در جلسات بحث ماهانه اي كه با همت عده اي از روحانيان برگزار شد مباحث اساسي ديگري همچون تئوري حاكميت سياسي مورد بازبيني و بررسي قرار گرفت.
در واقع علما و متفكران مذهبي به پيرايشگري فرهنگي دست يازيدند و با بازنگري و احيا مفاهيمي مانند ولايت فقيه، شهادت و تقيه كه عناصري فعال در سنت و فرهنگ شيعه هستند فرهنگ مبارزاتي و اعتراضي جديدي را پايه ريزي كردند كه خود موجد فعاليت فعالان اسلامي گرديد. اين تلاش ها حكايت از نگاه جديدي بود كه در حوزه مذهب پيدا شد و درصدد پيوستگي آن با سياست و ارائه اسلام سياسي بود.
هيچ فرد مطلع تيزبيني از مهم ترين وجه تمايز انقلاب اسلامي با انقلاب هاي ديگر از جمله انقلاب هاي فرانسه و شوروي، كه در ريشه مذهبي انقلاب اسلامي نهفته است، قادر به چشم پوشي نيست. انقلاب هاي فرانسه و شوروي برمبناي دوري و جدايي و حتي ستيز با دين و صرفا جهت كسب پاره اي امتيازات، مطالبات و حاكميت ارزش هاي ليبرال بورژوازي، ضداستبدادي و يا سوسياليستي به وجود آمد. اما در ايران قوه محركه اصلي انقلاب «مذهب» محسوب مي شود.
ايدئولوژي انقلاب اسلامي بر تفسيري انقلابي و سياسي از اسلام قرار داشت و به همين دليل ميشل فوكو انقلاب ايران را انقلابي بر خلاف جريان مدرنيسم غربي تلقي مي كند. انقلاب ايران صرفاً انقلابي سياسي يا اقتصادي نبود و عمدتاً در فرهنگ و مذهب ريشه داشت.
امام به عنوان طراح و پردازشگر اصلي ايدئولوژي انقلابي مبتني بر انديشه سياسي اسلام و بنيانگذار نظام محسوب مي شود. وي با پيوند مبارزه انقلابي به مذهب شيعه توانست توده هاي مردم را در راستاي براندازي نظام بسيج كند.
بايد خاطرنشان ساخت كه مذهب و به خصوص تشيع، عامل بسيار مهمي در روند تحول تاريخي اين كشور بوده و هست. و در تمام ادوار تاريخي اين ديار مبارزاني كه با سلطه حكام داخلي و يا استيلاي خارجي جنگيده اند. درصدد بوده اند كه تعلق و بستگي حركت و قيام خود را با آسمان محفوظ نگه دارند و از اين طريق بتوانند با نفوذ خود در ميان صنوف ملت، كاميابي سياسي و اجتماعي را از آن خود كنند. نكته مهم اينجاست كه دين از لحاظ تاريخي در اين ديار همواره به پرچم معنوي مبارزه براي دفع استيلاي بيگانگان بدل شده است. نمونه تاريخي جالب آن سرنوشت حكومت پيشه وري است كه حتي دبيركل حزب منحله توده نيز ناگزير به اعتراف بدان مي باشد. نورالدين كيانوري در خاطرات خود با اشاره به عمق تعلق ديني مردم ايران مي نويسد: «مردم آذربايجان به عنوان بخشي از ايران عليرغم تمام مظالم و مفاسدي كه از حكومت پهلوي ديده بودند، چون حكومت پيشه وري از يك طرف وابسته به شوروي بوده و از طرف ديگر به مباني مذهبي و اعتقادي آنها تباين داشت با عدم حمايت از آن زمينه هاي سقوط آن را فراهم كردند. بنابراين مهم ترين عامل سقوط آنان، نداشتن مشروعيت مذهبي در ميان مردم آذربايجان بود.»
بنابراين در ايران، همواره پيوندهاي اجتماعي از طريق مذهب و انجمن هاي مذهبي شكل گرفته است. اين انجمن هاي ظاهرا غيرسياسي، افراد جامعه را از طريق ارائه خدمات مذهبي مورد حمايت قرار مي داد و در زماني كه ملت مطالبات مختلف و متنوعي داشت بهترين نهاد براي انتقال اين مطالبات به مراكز تصميم گيري و پيگيري اجراي خواست هاي توده ها، همين نهادها و انجمن هاي مذهبي بودند.
منابع و مآخذ:
۱- تفضلي، حسين، جزوه درسي انقلاب اسلامي ايران، دانشكده علوم سياسي واحد تهران مركز
۲- جمعي از نويسندگان، انقلاب اسلامي ايران ، نهاد مقام معظم رهبري در دانشگاهها
۳- مطهري، استاد شهيد مرتضي، پيرامون انقلاب اسلامي، انتشارات صدرا
۴- مقصودي، مجتبي، تحولات سياسي اقتصادي ايران ۵۷-۱۳۲۰، انتشارات روزنه
۵- روزنامه همشهري، ضميمه ديپلماتيك، بهمن ۱۳۸۲
منبع:www.ido.ir
مركز اسناد انقلاب اسلامي