0

بانک مقالات دفاع مقدس

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات دفاع مقدس
شنبه 13 خرداد 1391  9:14 AM

عنوان : صدور انقلاب/ بازشناسي جريان افول
منابع : نشريه دانشجويي خيزش شماره 24+5+2
موضوعات مقالات :انقلاب اسلامي
“اما بايد صدور انقلابمان به جهان كوشش كنيم و تفكر اينكه ما انقلابمان را صادر نمي كنيم، كنار بگذاريم. زيرا بين كشورهاي مسلمان فرقي قائل نمي باشد و پشتيبان تمام مستضعفين جهان است.”

تفكر فراملي و ديد جهاني حضرت امام (ره) انقلاب اسلامي را نه در چارچوب مقابله با طاغوت ايران كه به مثابة جريان مبارزه با تمام “مستكبرين” و “ستمگران” عالم معنا مي كرد و از همان ابتدا همه “مسلمين” و بلكه “مستضعفين” جهان را مخاطب خويش مي خواند. از اين جهت بود كه با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، تفكر صدور انقلاب مطرح شد و موج حمايت از تمام نهضت ها و جنبش هاي رهايي بخش به پا خاست. صدور انقلاب البته داراي دو جنبه اساسي بوده و هست:

الف) جنبه فرهنگي كه “تفكر صدور انقلاب” را در حد همان “صدور تفكر انقلاب” عملي مي سازد و فرهنگ مقابله با ظلم و عربده كشي و مبارزه براي استقلال خواهي و عزت مداري را ترويج مي كند. همچنين در اين مرحله از صدور انقلاب با تبيين پيام حقيقي نهضت ايران و پايه هاي شكل گيري حكومت اسلامي و اصول سياست داخلي و خارجي آن، فكر تشكيل جبهه واحد اسلامي و مبارزه هماهنگ براي رهايي از سلطه دول “متخاصم” فراگير مي شود.

ب) جنبه نظامي كه با حمايت عملي از نهضت ها و جنبش هاي مبارز در كشورهاي مختلف - به طور علني يا غير علني - وارد فاز درگيري مسلحانه مي شود. اين رويكرد البته منجر به تيرگي روابط با كشورهاي مذكور خواهد شد.

* * *
مرحله اول كه جنبه فرهنگي را مد نظر دارد برخاسته از يك استراتژي دائم و لاينقطع شيعي است كه مرحله دوم يعني فاز مسلحانه را در مقاطع مختلف سامان خواهد داد. لذا صدور فرهنگ و تفكر انقلاب چيزي متعلق به شرايط و فضاي خاص نيست و بايد بعنوان يك تكليف انقلابي سرمنشأ تحركات سياسي و فرهنگي در خارج از كشور باشد. پس از دهه اول انقلاب، اين تفكر رو به افول نهاد و هرچه پيش آمده ايم كمرنگ تر شده است. تا جايي كه امروز حتي در فضاي عمومي جامعه نيز كمك به ملت هاي مظلوم با توجيهاتي نظير “چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است” تخطئه مي شود. مرزبندي هاي بين المللي، معيار “خارجي” بودن تلقي مي شود. حمايت از گروه ها و جنبش هاي مبارز به اقدامي خلاف “امنيت ملي” تعبير مي شود و … در واقع ايده تشيع كه “امت” را جايگزين “ملت ساخته و با شكستن مرزبندي هاي جغرافيايي، نقشه اي ايدئولوژيكي را با مرزهاي عقيدتي ترسيم كرده، ناشناخته ترين راهبرد موجود است.

شايد بتوان علت را در دو سطح متفاوت بررسي كرد: الف) سطح حكومتي و سازماندهي از بالا. ب) سطح خواص و نخبگان غيردولتي.

در سطح حكومتي نمونه هاي موفق صورت گرفته، نشان از پتانسيل بالاي اين بخش در تحقق آرمان هاي دهه اول انقلاب است. شبكه ماهواره اي “العالم” و شبكه تلويزيوني “سحر” نشان دادند كه بستر وسيع و كارآمدي براي نيل به اهداف فوق مهياست كه تنها همت نهادهاي مسئول را مي طلبد. نهادهايي نظير صدا و سيما، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، وزارت امور خارجه، وزارت ارشاد، مجمع جهاني اهل بيت و … مي توانند بسيار بيش از آنچه امروز شاهدش هستيم، در اين امر ايفاي نقش كنند. قصور اين ارگان هاي فرهنگ ساز البته موجب كمرنگ شدن تفكر صدور انقلاب و درك ضرورت آن خواهد شد كه تأثيراتش را بر پائين ترين سطح هرم جامعه نيز مي توان ديد. در ضمن بايد اين را مدنظر داشت كه صدور تفكر انقلاب به معناي تأييد تمامي آنچه كه در ايران مي گذرد، نيست و آنچه اصالت دارد، بينش “امت محور” مكتب مبارز تشيع است. خواه اين بينش در ايران به فعليت تام يا ناقص برسد يا در هر جاي ديگر. در سطح خواص و نخبگان غيردولتي ابزارهايي نظير مطبوعات، كتاب ها، محافل سخنراني، كلاس هاي تدريس و … وجود دارد كه چنانچه اساتيد و بزرگان به تكليف فرهنگ سازي در اين زمينه واقف باشند، به كارشان خواهد آمد. در اين راستا جاانداختن جغرافيايي ايدئولوژيك تشيع كه فقط مرزبندي هاي عقيدتي را به رسميت مي شناسد، موانع ذهني مردم را براي پذيرش اقدامات فراملي خواهد زدود.

* * *
مرحله دوم يعني حمايت از گروه هاي جهادي نياز به تأملي در گزينش بين سه اصل “عزت، حكمت، مصلحت” دارد. شايد شرايط شرايطي مانند آنچه در ابتداي انقلاب اتفاق افتاد، نفش فعال ايران را در اين زمينه مي طلبيده كه شرايط امروز چنين نيست. تبليغات وسيع غرب، خصوصاً آمريكا در ابتداي انقلاب كه ايران را تهديدي براي كشورهاي منطقه معرفي مي كرد و اعتمادي كه سران اين كشورها به دولتمردان آمريكايي داشتند، فضا را براي تشكيل يك اتحاديه منطقه اي بسيار تاريك مي ساخت. لذا حمايت تند و رسمي جمهوري اسلامي ايران از نهضت هاي جهادي، مناسب ترين گزينه پيش روي سياستمداران انقلاب اسلامي بود. اما با گذشت زمان و افشاي سياست هاي واقعي آمريكا، اعتماد سران كشورهاي منطقه به دولتمردان ايالات متحده كاهش يافت و از سوي ديگر با آشكار شدن حقانيت ايران در جنگ هشت ساله، بي اعتمادي هاي سابق رو به افول گذاشت. بايد پذيرفت كه يك همگرايي منطقه اي بر ضد سياست هاي آمريكا به كنار گذاشتن حمايت از گروه هاي جهادي مي ارزد و اين ارزش، كاملاً جنبه “ايدئولوژيك” دارد نه “ديپلماتيك”. لذا بخشي از علل افت جريان سابق را بايد در اين موضوع جستجو كرد.

اما اين سخن به معناي پذيرش فداكردن “اصول” به نام “مصالح” نيست. برخي اقداماتي كه در حوزه روابط بين الملل پس از جنگ تحميلي و به ويژه طي سال هاي اخير صورت گرفته، در تناقض آشكار با اصول بديهي سياست خارجي اسلام است. به عنوان مثال در مذاكرات تشكيل دولت انتقالي افغانستان، اقداماتِ از سرِ ترس و ذوق زدگي هاي بر سرٍ ميز، موجب منزوي شدن نيروهاي نزديك به آرمان هاي انقلاب در صحنه سياست گذاري افغانستان شد؛ نيروهايي كه سال ها با حمايت علني با متجاوزين شرق و غرب مبارزه مي كردند و پس از آن كمك هاي ناشيانه و “منفعت سوز” به دولت انتقالي كه سياست بازان آمريكايي را براي نگارش كتاب هاي آموزش و پرورش به نويسندگان ايراني ترجيح داد و حتي از اعطاي سهم آب يك رودخانه هم دريغ كرد. در واقع آنچه رخ داد تسليم پذيري و معامله بر سر “اصول” بود كه نام “منافع ملي” به خود مي گرفت؛ منابع موهومي كه به اندازه سهم آب يك رودخانه هم محقق نشد!

نمونه ملموس تر در جنگ اخير آمريكا و انگليس با عراق قابل درك است. سياست مداران جمهوري اسلامي در حالي روابط با انگلستان را در “عالي ترين سطح” حفظ كردند كه جنايت هاي اين كشور در حق ميليون ها زن و بچه مسلمان عراقي پيش چشمشان بود و اصول سياست خارجي اسلام، پيش رويشان. گذشته از تأثيرات بسيار منفي اين اقدام بر گروه هاي مبارز جهادي كه انقلاب ايران را كعبه آمال خويش مي دانند. دهن كجي نيروهاي “متخاصم” به “منافع ملي” حضرات، ديدني بود. آنگاه خسارت هاي ناشي از جنگ هشت ساله بر عليه ايران در فهرست بدهي هاي خارجي قابل بخشش عراق قرار گرفت! لذا دست برداشتن از آرمان ها و ايده آل هاي انقلاب تحت لواي “مصلحت سنجي هاي منفعلانه” با گزينش ايدئولوژيك بين دو اصل مكتبي تفاوت بنيادين دارد كه نبايد با هم اشتباه شوند. نبايد از حمايت مبارزين جهادي با اين استدلال كه “بهانه” به دشمنان مي دهيم، دست برداشت. چرا كه به تعبير رهبر انقلاب، آنچه به دشمن خارجي جرأت اقدام بر عليه نظام اسلامي را مي دهد، وجود “زمينه” در داخل كشور است و نه “بهانه”.

* * *
نكته آخر اينكه: “مبارزه با رفاه طلبي سازگار نيست و آنهايي كه تصور مي كنند مبارزه در راه استقلال و آزادي مستضعفين و محرومان جهان با سرمايه داري و رفاه طلبي منافات ندارد، با الفباي مبارزه بيگانه اند”.

امام خميني (ره)
منبع: نشريه دانشجويي خيزش شماره 24+5+2

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها