پاسخ به:بانک مقالات دفاع مقدس
شنبه 13 خرداد 1391 8:57 AM
عنوان : تصوير روح انقلاب (امام خميني (ره) و سينما ...... )
موضوعات مقالات :انقلاب اسلامي
فيلم ساختن درباره شخصيت هاي صاحب نام و بزرگ تاريخ دغدغه بسياري از فيلمسازان بوده است. اين نوع توليد همواره از دو بعد برخوردار است: شخصيت هايي كه زنده و در قيد حيات هستند و آنها كه از ميان ما رفته و به تاريخ پيوسته اند. اما از دل اين تقسيم بندي فصل هاي ديگري نيز گشوده مي شود. شامل شخصيت هاي معاصر و قدما. درباره شخصيت هاي عهد قديم منابع محدودي چون مكتوبات و نقاشي كمك حال فيلمساز و محقق فيلم خواهد بود. در حالي كه در دوران معاصر و با ظهور و ساخت دوربين فيلمبرداري اين فرصت براي ثبت و ضبط تاريخ تصويري در دنيا ايجاد شد و بسياري از آثار مستند و داستاني با محور سندهاي زنده تاريخي به وجود آمد. البته باز اين نوع تقسيم بندي نيز قابل تقسيم است. آثاري در سينما در زمان حيات بسياري از شخصيت هاي صاحب نام و با خواست آن شخصيت ها توليد و برخي نيز پس از حيات آنها با استفاده از مواد و مصالح تصويري موجود ساخته شد. اين نوع آثار عمدتاً شامل آثار مستند و يا تركيبي مي شود. اما اين رويكرد محدود به سينماهاي مستند نيست.
سينماي داستاني ظرفيت هاي بالايي براي ايجاد درام و داستان پردازي دارد تا با بازسازي وقايع و شخصيت پردازي متناسب با اله مان هاي رفتاري و اخلاقي شخصيت موردنظر را طراحي كند. از اين رو آثار متعددي كه نوعي فيلم پرتره يا از سويي مبتني بر وقايع نگاري با محوريت شخصيت صاحب نام بوده اند در تاريخ سينما توليد شده اند. چه آنها كه مستند ساختند و از قدماي سينما هستند كه علاوه بر پرداختن به شخصيت هاي تاريخي مشهور نگاهي به جنبش ها، انقلاب ها و دستاوردهاي متعدد پيراموني و عظمت رويكردهاي منتهي و جهت دهنده با محور شخصيت ها بوده اند و چه آثاري مستند با رويكردي نزديك تر به شخصيت ها كه محورهاي خانواده، اطرافيان، دوستان و فعاليت هاي روزمره را شامل مي شود كه در اين راستا به نمونه هاي متعددي برمي خوريم كه آشناترين شان مستندهاي اخيري است كه اليور استون درباره شخصيت ها (كاسترو و...) ساخته است.
در حوزه داستان نيز كم نيستند آثاري كه با محور شخصيت هاي معاصر اما به مدد گريم، داستان پردازي و بازسازي وقايع و يا قرار گرفتن در لوكيشن هاي واقعي ساخته شده است.
آثاري كه با داستان پردازي و شخصيت سازي ساخته شد و نشان داد كه توانايي ها و مختصات پرداخت آثار بلند سينمايي قوت و ضعف هاي خود را دارد.
در سينماي ايران تلاش براي پرداختن به شخصيت هاي معاصر و مشهور كم نبوده است. از مستندهاي شرح حالي چون ابوريحان بيروني (محمدرضا اصلاني- ۱۳۵۰) گرفته تا مستندهاي سياسي مانند دكتر فاطمي (محمد تهامي نژاد- ۱۳۵۹) و... همگي مبناي كارشان را پرداختن و ارائه تصويري واقعي از شخصيت ها بنا كرده بودند. اما از مهم ترين وقايع و عظيم ترين رويدادهاي تاريخ معاصر؛ انقلاب اسلامي و از بزرگترين و مشهورترين شخصيت ها در دنيا امام خميني بوده است. اين واقعه علاوه بر تأثير فراوان در مسائل تاريخي ايران، اثرگذاري مستقيم و مهمي در مناسبات خاورميانه و در سطح دنيا داشته است. به طوري كه مهم ترين متفكران دنيا درباره انقلاب ايران گفته و نوشته اند: «سرشت نماي اين رويداد انقلابي اراده مطلقاً جمعي اي است كه كمتر مردمي در تاريخ چنين فرصت و اقبالي داشته اند.»(۱)
از سويي انقلاب ايران با شخصيتي چون امام خميني معناي متفاوت تري در نظريه هاي متعدد انقلابي يافته است. شخصيتي بشدت چند بعدي كه پرداختن و تصويرگري و حتي بررسي ابعاد شخصيتي او وسوسه انگيز به نظر مي رسد. فوكو در مورد او مي نويسد: «شخصيت آيت الله خميني، پهلو به افسانه ها مي زند. امروز هيچ رئيس دولتي و هيچ رهبر سياسي، حتي به پشتيباني همه رسانه هاي كشورش نمي تواند ادعا كند كه مردمش با او پيوندي چنين شخصي و چنين نيرومند دارند.»(۲)
فوكو او را قديس پيري در پاريس لقب داد و خطاب به اطرافيان امام از سوي خلبان بوئينگ گفت: گرانبهاترين ثروتي كه ايران از قرن ها پيش تاكنون داشته، در فرانسه پيش شماست. خوب نگهداري اش كنيد.(۳)
اين اظهارنظرها چه در دنيا و چه در ايران طي اين سه، چهار دهه پيش و پس از پيروزي انقلاب پرداختن و نزديك شدن حوزه سينما و تصويرسازي را با حساسيت و احتياط بسياري همراه ساخته است. تصاوير متعدد و متنوع بسياري در طول اين سال ها به وسيله شبكه هاي خبري داخلي و خارجي از امام برداشته شده كه قابليت ساختن مستند را داشته است. قطعاً اگر امام خميني زنده بود و موافقت مي نمود تا از او اثري مستند خلق شود وضعيت ساخت اثر مستند درخصوص او تفاوت بسياري مي كرد. مستندهايي كه در حال حاضر از شخصيت امام خميني ساخته شده عمدتاً وابسته به تصاوير متعددي است كه محدود به زوايا، فضاسازي و قاب بندي خاص تصويربرداران پيشين بوده است و بعضاً نياز به بازسازي و تركيب تدوين دارد كه بعضاً با نوشتن قابل انتقال است. كاري كه حزب الله لبنان در قالب ۱۲ لوح فشرده با نام روح الله در مورد امام توليد و عرضه كرد و سال گذشته از تلويزيون كشور پخش شد. اثري كه با شيوه و شگرد تركيبي ساخته شد و امام خميني را در دل وقايع متعدد بررسي نمود.
فكر ساخت فيلم در مورد امام پس از سال ۱۳۶۸ افزايش يافت. مستندهاي مرتبط با موضوع انقلاب اسلامي كه در واحدها و نهادهاي انقلابي و مراكزي چون مركز مستندسازي سيما و... توليد شدند با بررسي وضعيت انقلاب و نقش امام خميني در آن پيوند خورده بود. مشخص است كه اجازه ساخت اين موضوع با حساسيت زيادي كه مسئولين انقلاب و خانواده امام خميني نسبت به شخصيت وي داشته اند به هر فردي داده نشده است. به همين خاطر است كه درخواست ها، پيام ها و مذاكرات متعدد مصطفي عقاد از مسئولين جمهوري اسلامي براي ساخت اثري درخصوص امام (با بازي شون كانري) به نتيجه نرسيد. عقاد به دليل ساخت اثري كه خود در مورد پيامبر اسلام(ص) همواره از سوي جمهوري اسلامي مورد توجه بوده و اثرش بارها از تلويزيون كشور پخش شده است. همين امر گمانه هاي اندكي مبني بر به سرانجام رسيدن چنين تقاضايي را افزايش مي داد. هرچند اوايل دهه هشتاد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هم از عقاد در جشنواره فجر تقدير و از وي دعوت به عمل آورد اما رؤياي ساخت چنين اثري با مرگ عقاد پايان پذيرفت. اين در حالي بود كه پس از رحلت امام خميني در سال ۱۳۶۸ مستندي به نام «آفتاب و عشق مظلوم» از طرف حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي و توسط كارگرداناني چون مجيد مجيدي، جواد شمقدري، ناصر سروي، عطاءالله سلمانيان و عباس ناصري در قطع ۳۵ ميلي متري و به مدت ۸۰ دقيقه توليد شد. فيلم حكايت تأثر مردم ايران در سوگ از دست دادن رهبر خويش بود و اين اثر مستند تلاش مي كرد تا از مصلا، محل زيارت امام و مراسم تدفين تا شب هفت و محل اقامت او در جماران را به تصوير بكشد. اثري كاملاً متكي به حضور كارگردانان در صحنه واقعه كه منوط و مربوط به درگذشت امام مي شد.
شيوه ساخت مستندي با هزينه تلويزيون، سالها پس از كار دسته جمعي مورد اشاره، رسول صدرعاملي را درگير خود كرد. صدرعاملي با حمايت تلويزيون اثر بلند سريال گونه اي با نام «پرواز قرن» را با تهيه كنندگي محمدمهدي عسگرپور توليدكرد كه علاوه بر پرداختن به زندگي امام در داخل كشور عمده توجه اش را معطوف به ديدگاه شخصيت هاي خارجي به زندگي و انديشه هاي امام كرده بود. از اين رو صدرعاملي با حضور در محل موقت زندگي امام در نوفل لوشاتوي فرانسه با همسايه ها و افراد مرتبط با وي كه حتي كمترين زمان ديدار را با امام داشته اند به شيوه مصاحبه اي و اثري مستند از نگاه خارجي ها به وي ارائه كرد.
حتي اين آثار هم باز پيرامون شخصيت امام خميني و حلقه اي بود كه شايد به دليل شرايط اجازه نزديكي كامل به او داده نمي شد. اما اندك اندك اخبار مختلفي از برخي فيلمسازان وابسته به نهادهاي دولتي- درخصوص امام- شنيده مي شد. فيلمسازاني از نسل انقلاب كه مسئولين به لحاظ حساسيت موضوع ترجيح مي دادند كار به آنها سپرده شود. مجتبي راعي از اين دست فيلمسازان بود كه در حوزه تاريخ معاصر (غزال)، سينماي ديني (تولد يك پروانه) و آثاري باموضوع انقلاب و وقايع ۱۷ شهريور (جاي امن) و ... آثاري ساخته بود. صنوبر نام اثري بود كه باز به لحاظ احتياط بالاي موجود پيرامون بخشي از زندگي امام توليد شد كه از نظر موضوع كمتر مي شد به آن ايراد و اشكال گرفت اين موضوع مربوط مي شد به دوران كودكي و نوجواني امام. از اين رو ساخت صنوبر و پخش آن و تمام آثاري كه اخبار ضد و نقيضش را در بر مي گرفت و از همه مهم تر گذشت زمان، آستانه احتياط درخصوص موضوع مورد اشاره را پائين مي آورد. به همين خاطر ساخت اثري پرسروصدا از زندگي امام خميني آغاز و به مدت چهار سال از اوايل دهه هشتاد با تهيه كنندگي بنياد حفظ و نشر آثار امام خميني و حمايت انجمن انقلاب اسلامي و دفاع مقدس و به كارگرداني بهروز افخمي ادامه يافت. اثري كه تا حال به دليل طراحي چهره امام و فرزندان وي خصوصاً سيد احمد خميني نشان از فيلمي متفاوت از شخصيت امام دارد. مضاف بر اين كه كارنامه افخمي در ميان فيلمسازان سينماي ايران كارنامه اي در خور توجه و تا حدودي جريان ساز است. او كارگرداني با دقت، صبور و جزئيات پرداز است. او در اين اثر دوره هاي مختلف زندگي امام را به تصوير كشيده و از بازيگران متعددي چون عبدالرضا اكبري (دوران ۱۵خرداد) ، جمشيد هاشم پور(پس از انقلاب) و محمدرضا شريفي نيا(سيد احمد خميني ) باگريم هاي متعدد كه از عكس هاي آن پيداست و كاري متفاوت است را روايت كرده است اثري كه بنابر برنامه ريزي گروه فيلمسازي تا پائيز امسال به نمايش در خواهد آمد.
شايد اثر افخمي نقطه عطفي باشد تا سينماي ايران به حريم هاي ديگر مرتبط با انقلاب اسلامي و حتي پيرامون شخصيت هاي مقدس اسلام نقبي زده و فصلي جديد در شمايل نگاري اسلام و انقلاب آغاز شود.
علي اصغر كشاني
پانويس:
۱- ميشل فوكو - ايران روح يك جهان بي روح - نشر ني، ص ۵۷
۲- همشهري ماه، شماره ۱۸ بهمن ،۸۶ ص ۶۹
۳- همان
روزنامه ايران