0

بانک مقالات دفاع مقدس

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات دفاع مقدس
شنبه 13 خرداد 1391  8:53 AM

عنوان : سه انقلاب در يك نگاه (روايت تطبيقي انقلاب هاي فرانسه ، روسيه و ايران ... )
موضوعات مقالات :انقلاب اسلامي
● به جاي مقدمه :
” جامعه ما بعد از پيروزي انقلاب اسلامي احساس هويت كرد يعني شخصيت خودش را بازيافت . ما به عنوان جزء نودونهم درامواج حركات جهاني غرق و گم بوديم . انقلاب ما را زنده كرد و به ما شخصيت داد . انقلاب به ما آموخت كه يك ملت مي تواند در اساسي ترين مسائل جهاني سخن و موضوعي داشته باشد و آن را با صراحت وبدون توجه به اينكه قدرتمندان وقلدرهاي عالم چه مي خواهند ابراز كند و پاي آن بايستد . ارزش يك ملت در جامعه بين الملل به اين چيزهاست ، نه به دنباله روي كوركورانه .” رهبر معظم انقلاب
چنانچه مي دانيم پيروزي انقلاب اسلامي ايران چه در داخل و چه در خارج ازكشور ناظران را با پديده اي تازه در صحنه سياسي جهان روبرو ساخت. اين پديده بنا به ماهيت ، اهداف و سرشت خود درهيچ يك از معيارهاي سياسي جهان نمي گنجد. از اين رو شناخت عميق وهمه جانبه وجوه، ايدئولوژي ، بازتاب ، دستاوردهاي فرهنگي اجتماعي واقتصادي ، ويژگي هاي رهبري و شيوه هاي مبارزاتي در آن ، همواره در دو دهه گذشته مورد توجه واعتنا بوده است. اين توجه واعتنا بيانگر آن است كه انقلاب اسلامي ايران به عنوان يكي از موثرترين پديده هاي دهه هاي پاياني قرن بيستم تاثيرات و بازتاب هاي گسترده اي در ايران ، منطقه و جهان داشته واز ابعاد گوناگون مورد توجه و مطالعه صاحب نظران ، ناظران، سياستمداران و نظريه پردازان ايراني و غيرايراني واقع شده است.
● انقلاب كبير فرانسه(۱۷۸۹ ) در يك نگاه
قرن هفدهم و هجدهم ميلادي حكومت هاي سلطنتي زمام امور فرانسه را در دست داشتند . طي سال هاي پيش از انقلاب به علت ولخرجي هاي دربار و جنگ هاي طولاني هفت ساله اوضاع اقتصادي واجتماعي كشور بسيار وخيم بود . در چنين شرايطي لويي پانزدهم در سال۱۷۷۴ به حكومت رسيد . وي فردي جوان و فاقد تجربه براي اداره كشوري نابسمان بود . اين امر زمينه نفوذ ملكه و درباريان درامور را فراهم كرد. بي لياقتي شاه و فساد درباريان كه هزينه هاي آن بر مردم تحميل مي شد زمينه هاي انقلاب دراين كشور را فراهم ساخت. در سال ۱۷۸۹ فشارهاي شديد اقتصادي از يكسو وزمستان سخت و طاقت فرسا از سوي ديگر باعث شد مردم پاريس تحت تاثير جريان هاي روشنفكري به خيابان ها بريزند و شورش كنند . پس از درگيري هاي مسلحانه كنترل پاريس به دست مردم افتاد و زندان باسيل كه مظهر حكومت استبدادي بود سقوط كرد و پادشاه فرانسه تسليم گرديد و حكومت سلطنتي مشروطه برقرارشد . وقايع واتفاقات چهارسال بعدي به سقوط سلطنت واعدام لويي شانزدهم و تشكيل حكومت جمهوري انجاميد.
● انقلاب روسيه (اكتبر ۱۹۱۷ م) در يك نگاه
از سال ۱۶۱۳ ميلادي خاندان رومانف با لقب تزار در روسيه حكومت مي كردند محروميت هاي اقتصادي ، فشارهاي شديد سياسي ، تفاوت هاي طبقاتي ، استبداد تزاري ، نارضايتي دهقاناني كه از مالكيت زمين بي بهره بودند و رشد سريع طبقه كارگر اوضاع اين كشور را نابسامان كرد . از طرفي شكست روسيه در جنگ ۱۹۰۵ با ژاپن و رشد انديشه هاي روشنفكري بويژه ماركسيسم موجب شد تا علي رغم تلاش هاي الكساندر دوم، زمينه هاي انقلاب فراهم آيد.شورش هاي عمومي وعدم تمكين ارتش ، بلشويك ها را به قدرت رساند واتحاد جماهير شوروي سوسياليستي تشكيل گرديد .
● انقلاب اسلامي ايران( ۱۹۷۹ م) در يك نگاه
با انحراف مشروطيت در دوره قاجار ، رضا خان پهلوي از افسران قزاق به كمك انگليسي ها سلسله پهلوي را تشكيل داد. پس ازوي فرزندش محمدرضا به سلطنت رسيد. وي در جريان مبارزات مردمي ۱۳۳۲ از ايران فراركرد ولي با كودتاي ۲۸مرداد كه به كمك عوامل آمريكا انجام شد به ايران بازگشت. تصويب لوايح اصلاحات شاه كه منافع ملي ومذهبي مردم را ناديده مي گرفت ( بويژه كاپيتولاسيون ) اعتراض مراجع ديني بخصوص امام خميني(ره) را برانگيخت. اين اعتراض منجر به بازداشت ايشان در سال ۱۳۴۲ گرديد. رژيم با كشتارهاي وسيع در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ تلاش كرد قيام مردم را فرونشاند . پس از اين حادثه ادامه مبارزات توسط امام خميني(ره) منجر به تبعيد وي شد. حكومت شاه بر اساس استبداد فردي توام با وابستگي خارجي و فساد سياسي سعي در حذف تدريجي اسلام از صحنه اجتماعي داشت . اين مسئله موجب ناخشنودي مردم از حكومت پهلوي گرديد. سرانجام طي سال هاي ۵۵ تا ۵۷ پس از يك دهه مبارزه تبليغ ايدئولوژيك امام خميني، اعتراضات مردمي به رژيم گسترش يافت و در نهايت پس از فرار شاه در دي ماه ۵۷ و بازگشت رهبر انقلاب مردمي ايران ، در ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ در كمال ناباوري محافل بين المللي، رژيم شاهنشاهي ساقط و حكومت جمهوري اسلامي تشكيل گرديد.
● سه انقلاب، حاكم پيشين
۱) فرانسه:
لويي شانزدهم ابتدا از حكومت كنار رفت و سپس در حوادثي در سال۱۷۹۳ كشته شد. وي بسيار سست اراده بود و توان تصميم گيري نداشت. او ادعا مي كرد قصد بهبود وضع زندگي مردم را داردولي دارايي فرانسه را به باد داد و به تيره بختي مردم فرانسه افزود.
۲) روسيه:
نيكلاي دوم در بحبوحه انقلاب استعفا داد وسرانجام ترور گرديد
نيكلاي فردي ذاتا ساده وخوش قلب ولي سست اراده ،دهن بين و هميشه در حال ترديد بود. ميگساري هاي مفرط ، ولخرجي هاي فراوان و وضعيت روحي ضعيف او ، باعث بي اعتمادي مردم شده بود. اطرافيان چاپلوس و فرصت طلب وي او را از مسائل امپراتوري اش بي اطلاع نگه داشته بودند . به طوري كه پس از يكشنبه خونين۱۹۰۵ نمي دانست كه مردم او را “نيكلاي خون آ شام” مي نامند.
۳) ايران:
محمدرضا پهلوي پس از خروج از ايران در دي ماه ۱۳۵۷ و پس از چند سال آوارگي در مصر مرد. وي به گفته اطرافيان نزديك اش انساني عياش ، پول دوست و مستبد بود. در تمام دوران حاكميت اش وابستگي شديدي به انگليس و بعدها ايالات متحده داشت وي همانند پدرش با سياست هاي مختلف فرهنگ مذهبي مردم ايران را تحقير مي نمود و تقليد از غرب را ترقي مي شمرد وهمين عوامل منجر به نفرت عمومي مردم و روحانيون و روشنفكران از وي گرديده بود.
● سه انقلاب زمينه هاي سياسي - اقتصادي
۱) فرانسه:
هزينه سنگين جنگ هاي طولاني هفت ساله و ولخرجي هاي درباريان باعث شده بود خزانه دولت تهي گردد واز سويي ديگر با بروز قحطي غله و كمبود شديد درآمد، بي كفايتي پادشاه در اداره امور ، فساد شديد سياسي ، نفوذ و دخالت هاي كليسا ،نهادهاي سياسي از هم گسيخته بودندو نارضايتي هاي عمومي گسترش يافته بود.
۲)روسيه:
شكست هاي پي در پي در جبهه هاي جنگ منجر شد كه تزار ۱۵ ميليون كارگر را به جنگ اعزام نمايد. اين امر تعطيلي كارخانه ها ، ركود شديد صنعتي و اقتصادي وكمبود نان را در پي داشت. بي كفايتي نيكلاي دوم در كنترل بحران اوضاع نابساماني را ايجاد كرده بود كه در آن بيشترين فشار به دهقانان و كارگران وارد مي آمد اين شرايط به همراه خشونت هاي پليس تزاري براي كنترل امور ، نفرت عميقي از خاندان رومانف در ميان مردم ايجاد كرده بود.
۳) ايران :
افزايش ناگهاني درآمد نفت و اعطاي وام هاي كلان از طرف كشورهاي خارجي ، افزايش واردات را درپي داشت كه باعث فراواني ارزاق ووجود ذخاير كافي در فرانسه شده بود . ولخرجي هاي درباريان و تضادهاي طبقاتي در كنار حذف مخالفين توسط شاه و سلطه سيستم پليسي با اتكا به ساواك از يكسو و سياست هاي ضد مذهبي شاه از سويي ديگر موجب شد كه علي رغم بهبود نسبي وضعيت اقتصادي كشور نارضايتي عمومي از شاه در لايه هاي مختلف ايجاد شود .
● سه انقلاب وضعيت نظامي حكومت پيشين
۱) فرانسه:
وقوع جنگ هاي طولاني به مدت ۲۸ سال سرخوردگي نظاميان و افسران را به همراه داشت . بي كفايتي فرماندهان و وابستگي افسران به گروه هاي بورژوازي از سويي و فقدان ابزارهاي لازم براي فشار بر مردم ارتش فرانسه را ضعيف كرده و از تسلط پادشاه بر امور كاسته بود.
۲) روسيه:
شكست در جنگ با ژاپن در ۱۹۰۵ و كشته شدن هزاران سرباز روسي درجبهه هاي جنگ با آلمان كه ريشه در سوء تدبيرهاي تزار در جنگ داشت در كنار فشارهايي كه به دليل وضعيت نابساماني معيشتي بر ارتش وارد مي آمد شرايطي را پديد آوردكه شورش سربازان پادگان پتروگراد و الحاق آنان به تظاهر كنندگان عليه تزار را در پي داشت. از اين روي ارتش روسيه به عنوان يكي از عوامل شتاب زاي انقلاب اكتبر ۱۹۱۷ عمل كرد.
۳) ايران :
ارتش ايران از زمان قاجار در هيچ جنگي شركت نكرده بود كه سازمان اداري و نظامي آن راتضعيف كند . مطرح شدن شاه به عنوان ژاندارم منطقه از سوي كارتر رئيس جمهور وقت آمريكا تسليح و تجهيز ارتش با سلاح هاي مدرن وحضور مستشاران نظامي آمريكا در ايران را در پي داشت . وجود گارد شاهنشاهي و سيستم پليس مخفي ساواك، شاه را به همه امور امنيتي ايران مسلط كرده بود به گونه اي كه برخورد نظامي خشن با مخالفين امري عادي در رژيم پهلوي محسوب شد .
● سه انقلاب ، حمايت قدرت هاي بزرگ از حكومت پيشين
۱) فرانسه:
در زمان وقوع انقلاب فرانسه رقابت شديد سياسي ، اقتصادي و نظامي بين قطب هاي قدرت اروپايي درجريان بود از اين روي انگليس از بحران داخلي فرانسه كه منجر به تضعيف قدرت سياسي آن مي شد خشنود بود. روسيه نيز در كنار اتريش سرگرم تجزيه لهستان بود و تضعيف لويي شانزدهم را در راستاي منافع خود مي ديد بنابراين نه تنها كسي از پادشاه فرانسه در برابر انقلاب پشتيباني نكرد بلكه همسايگان تا حدودي زمينه فعاليت انقلابيون را فراهم آوردند.
۲) روسيه :
پيش از انقلاب ۱۹۱۷ روسيه جنگ جهاني اول اروپا را به دو گروه متفقين و متحدين تقسيم كرده بود . آمريكا نيز در اين دوران در انزواي بين المللي قرار داشت . از اين رو هنگام بحران داخلي روسيه اين كشور به علت درگيري همپيمانانش در جنگ بي حامي مانده بود. البته انقلابيون توسط نيروهاي متحدين كه در برتري نسبي در جبهه هاي نبرد بودند حمايت مي شدند.
۳) ايران :
آمريكا ومتحدانش با انگيزه جلوگيري از نفوذ كمونيسم از رژيم پهلوي حمايت مي كردند . شوروي نيز كه ايران را در نزديكي مرزهاي خود مي ديد سعي داشت با انعقاد قراردادهاي تجاري و اقتصادي خود را به ايران نزديك كند. در مجموع رژيم پهلوي از حمايت مادي ومعنوي قدرت هاي بزرگ جهان برخوردار بود. حمايت تبليغاتي رسانه هاي جمعي غرب از شاه در مقابل انقلابيون نمونه مشهود اين امر است .
● سه انقلاب ، ايدئولوژي
۱) فرانسه :
محور اصلي انقلاب فرانسه را مي توان اعتراض به حاكميت مطلق پادشاهان ظالم مورد حمايت كليسا دانست. گسترش انديشه هاي ليبراليستي دكارت مبني بر آزاديخواهي و مبارزه با هرگونه محدوديت براي مردم باعث شدكه ليبراليسم به ايدئولوژي اصلي انقلاب فرانسه تبديل شود . البته مردم عادي ارتباط و آشنايي چنداني با اين عقايد نداشتند . پس از انقلاب فرانسه اين انديشه ها بناي مدرنيته را در اروپا بنيان نهاد كه دين را از عرصه اداره امور جامعه كنار زد.
۲) روسيه :
ماركسيسم كه به اصالت ماده متكي بود واز برتري طبقه كارگر سخن مي گفت انديشه حاكم بر انقلاب روسيه به شمار مي آيد . اين ايدئولوژي به اصالت جمع معتقد است ودين را افيون توده ها مي خواند و ضديت با مذهب از ويژگي هاي بارز آن است . انديشه هاي ماركسيستي در روسيه يك عقيده وارداتي محسوب مي شد و سابقه طولاني و نفوذ عميقي در فرهنگ مردم نداشت.
۳) ايران :
در عصري كه آن رادوران پايان ايدئولوژي ها مي نامند ،امام خميني با شناختي دقيق از عمق نفوذ اسلام و فقه شيعي در فرهنگ مردم ايران ، تز جدايي دين از سياست را مورد حمله قرار داد وانقلابي را بنيان گذارد كه با جان مايه هاي مذهبي در پي برسركارآوردن حاكميتي مبتني بر وحي است.
● سه انقلاب، شيوه جنبش
۱) فرانسه:
مجموعه تحولات فرانسه از نيمه قرن ۱۸ كه با اعتصابات پارلماني و درگيري هاي طبقاتي اشراف آغاز شده بود با تشديد فشارهاي مالياتي نارضايتي ها را افزايش داد ومنجر به طغيان عمومي مردم پاريس شد. مردم پايتخت با مسلح شدن به سلاح گرم و درگيري هاي خونين با طرفداران لويي كه اوج آن در تصرف زندان باسيل بود مبارزات خود را تا تسليم شدن شاه پي گرفتند .
۲) روسيه :
انقلاب روسيه دو تحول در فوريه و اكتبر ۱۹۱۷ داشت. در تحولات فوريه مبارزات با اعتصاب ها و اعتراضات گسترده كارگران آغاز شد. با طغيان نظاميان ناراضي ، درگيري هاي خونيني درمسكو و سن پيترزبورگ روي داد . هزاران تن از انقلابيون و هواداران تزار دراين درگيري ها جان باختند.اين جريانات منجر شد سوسياليست هاي انقلابي و بلشويك هاو منشويك ها شوراهاي دولت موقت را تشكيل دهند در تحولات اكتبر، بلشويك ها با ادامه درگيري هاي نظامي اغتشاشات كارگران وتبليغات خود قدرت را به دست گرفتند.
۳) ايران :
راهبرد جنبش انقلاب اسلامي ايران همواره مبتني بر تظاهرات و حضور گسترده مردمي ذيل شعار وحدت كلمه بود. پس از كشتار ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و با توجه به مخالفت هاي رهبري انقلاب با اقدامات مسلحانه مبارزات ،صورتي ايدئولوژيك به خود گرفت . در سال ۱۳۵۶بار ديگر اعتصابات و تظاهرات مردمي اوج گرفت . تقريبا در روزهاي پاياني انقلاب كه حكومت نظامي رژيم پهلوي با به كارگيري نيروي انتظامي سعي در كنترل اوضاع داشت درگيري هاي خياباني در چند شهر بزرگ رخ دادكه با تدابير وحضور گسترده مردم در راهپيمايي ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ حكومت نظامي شكست خورد و انقلاب پيروز شد.
● سه انقلاب ، رهبران
۱) فرانسه:
شايد بتوان “گابريل ميرابو “ را اولين رهبر انقلاب فرانسه ناميد. اين اشراف زاده فرانسوي در اعتراض به پادشاه وقت در مجلس تحصن كرد. جمهوريخواهان به رهبري “ لافايت” و مشروطه خواهان به رهبري “ دوك اورلئان” برادرزاده شاه كساني بودند كه حوادث اصلي انقلاب را پيش از ۱۷۸۹ رقم زدند. طبقه متوسط پس از ۱۷۸۹ تا قتل لويي در تحولات نقش موثر داشتند .اغلب رهبران فرانسه در درگيري هاي منجربه قتل لويي و پس از آن به دست يكديگر به قتل رسيدند. سرانجام در ۱۷۹۹ ناپلئون قدرت را از آ ن خود كرد و با سركوب رقيبان ۱۵ سال بر اريكه حكومت نشست.
۲) روسيه:
شورش هاي اوليه منجر به “ پيروزي فوريه” را فرد خاصي رهبري نمي كرد. در تحولات بعدي لنين رهبر حزب بلشويك دركنار تروستكي ، استالين ، بوخارين و زينووف رهبري حركت هاي عمومي را برعهده داشتند.
اغلب رهبران انقلاب روسيه از روشنفكران ونظاميان طبقه متوسط بودند.
پس از مرگ لنين ،استالين براي تثبيت قدرت خود ديگر رهبران انقلابي را به قتل رساند.
۳) ايران :
انقلاب اسلامي ايران در شكل گيري ، تداوم و پيروزي توسط امام خميني(ره) رهبري شد. وي تنهاد ايدئولوگ موثر در انقلاب بود. البته در طول سال هاي انقلاب متفكران وتئوريسين هايي چون شهيد مطهري، شريعتي ، شهيد بهشتي و روحانيوني چون آيت الله طالقاني، سيد علي خامنه اي دركنار نيروهاي ملي مذهبي از جمله مهندس بازرگان و ...در پيشبرد انقلاب موثربودند . اما حركت هاي عمومي را امام شكل مي داد واين در تظاهرات هاي عمومي و شعارهاي مردم مشهود است.

تهيه و تنظيم: سارا محمدي نژاد
روزنامه رسالت

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها