پاسخ به:بانک مقالات دفاع مقدس
شنبه 13 خرداد 1391 8:45 AM
عنوان : آسيبشناسي انقلاب اسلامي در حوزه فرهنگ
موضوعات مقالات :انقلاب اسلامي
هويت، كيان و قوام هر قوم، وابسته به فرهنگ و تمدن اوست و ابراز وجود نمودن مقتدرانه هر ملت در عرصه جهاني و بينالمللي، در گرو استقلال، بالندگي و غناي فرهنگي او قرار دارد. فرهنگ ملت ايران عليرغم غنا و ريشه دار بودن...
● طرح مسئله
از موضوعاتي كه همواره داراي اهميّت فراوان بوده و هست، نگاه مجدِّد به انقلاب اسلامي است؛ بدين معنا كه انقلاب اسلامي براي رسيدن به چه اهدافي ايجاد شد و آيا پس از پيروزي انقلاب اسلامي، همه اهداف مورد نظر و ايدههاي مطلوب، حاصل شد يا خير؟ گفتني است، بحثهاي اينگونه شناخت ما را نسبت به بنيان و اساس انقلاب اسلامي افزايش داده و ميكوشد با طرح آسيبها، موانع و خطرات وضعيّت آينده و وظايف ما را نسبت به آن ترسيم نمايد. عدهاي معتقدند كه انقلاب اسلامي در شعارها و آرمانهاي خود مخصوصاً در حوزه فرهنگ نتوانسته است دستاوردهايي داشته باشد. بعبارت ديگر؛ عليرغم اينكه آرمانهايي در حوزه فرهنگ داشته است اما در مرحله عمل تا كنون نتوانسته نسبت به گذشته و نسبت به شعارها و ادعاهايي كه سرداده، دستاوردهايي داشته باشد و فرهنگ در جمهوري اسلامي همان فرهنگ غربي و شاهنشاهي گذشته است. با توجه به اينكه مفاهيم و واژههايي همچون «آرمان»، «دستآوردها» و «آسيبشناسي» بحثشان گذشت. ما به اصل مسئله ميپردازيم.[۱]
● فرهنگ و ساحت فرهنگي:
هويت، كيان و قوام هر قوم، وابسته به فرهنگ و تمدن اوست و ابراز وجود نمودن مقتدرانه هر ملت در عرصه جهاني و بينالمللي، در گرو استقلال، بالندگي و غناي فرهنگي او قرار دارد. فرهنگ ملت ايران عليرغم غنا و ريشهدار بودن آن، در نيم قرن پيش از پيروزي انقلاب اسلامي و در نتيجه وابستگي دولتها به بيگانگان و غرب زدگي شديد و خود باختگي دولتمردان، آسيبهاي جدي ديد. وضعيتي كه اگر خيزش انقلابي و نهضت اسلامي به آن پايان نميداد، فرهنگ ايراني را با خطر اضمحلال و بيهويتي كامل مواجه ميساخت. پس از پيروزي انقلاب اسلامي. فرهنگ ايراني، جهاتي تازه يافت و از نابسامانيهاي آن تا حدود زيادي كاسته گرديد.
● تعريف فرهنگ:
راجع به فرهنگ تعريفهاي زيادي ارائه شده است. نكته قابل توجه در تعريف «فرهنگ» اولاً؛ تعداد زياد آن است. ثانياً؛ تعدد تعريف باعث اختلاف در تعريف و بعضاً تعارض و تناقض در تعريف «فرهنگ» است. امّا تعريف مورد نظر ما همان تعريفي است كه؛ شوراي عالي انقلاب فرهنگي، مفهوم فرهنگ را به معناي «بينش و منش هويت دهنده انسان در حوزه زندگي اجتماعي تعريف ميكند و از آن به عنوان فرآورده عالي ذهن و فرآيند پيچيده و پيشرفته فكر آدمي تحت تأثير علل و عوامل دروني و بيروني كه در تمامي كاركردها و مظاهر مادي و معنوي حيات وي تجلي مييابد و كليت هم تافته و به هم پيوسته و از باورها و فضايل و ارزشها، آرمانها، دانشها، هنرها و فنون، آداب و اعمال جامعه»[۲] سخن ميگويد.
بخش فرهنگ دامنه شمول وسيعي از فعاليتها را در بر ميگيرد به صورتي كه ميتوان آن را به ۶ بخش عمده فرهنگ و هنر، تربيتبدني، اطلاعات و ارتباطات جمعي، جهانگردي، جوانان و زنان تقسيم كرد. در عين حال دو بخش اخير جوانان و زنان كاركردي فرا بخشي نيز دارند. مجموعه فعاليتهايي كه اين بخش را شكل ميدهد شامل اموري مانند: كتاب و كتابخواني، اداره كتابخانههاي عمومي و مراكز فرهنگي و هنري، ميراث فرهنگي، توريسم، سينما، موسيقي، تئاتر، رسانههاي جمعي، فعاليتهاي ديني، برگزاري اردوهاي ورزشي و مسابقات داخلي و خارجي و ... است.
● آرمانهاي فرهنگي:
مهمترين آرمانهاي فرهنگي كه مردم ايران از طريق انقلاب اسلامي به دنبال آن بودند عبارتند از:
۱) ايجاد محيط مساعد براي رشد فضايل اخلاقي براساس ايمان و تقوا و احياء ارزشهاي ديني، اخلاقي، معنوي و ايماني، و مبارزه با مظاهر فساد و تباهي؛
۲) به كمال رسيدن قواي خلاّقه و شايسته وجود آدمي در همه شئون و به فعاليت در آمدن استعدادات خدادادي و استحصال دفاين عقول و ذخائر وجود انسان.
۳) آموزش و پرورش و تربيتبدني رايگان براي همه در تمام سطوح و تسهيل و تعميم آموزش عالي تا سر حد خود كفايي كشور؛
۴) ايجاد فرهنگ صحيح نظام اداري و حذف تشكيلات غير ضروري و دستپاگير از طريق فرهنگ اسلامي.
● دستاوردهاي فرهنگي:
زيباترين تجلي انقلاب اسلامي، امواج فرهنگي آن بوده است كه ريشه در اعماق باورها و ارزشهاي اين مردم داشت كه شعار و آرمان اصلي آنان نيز «بازگشت به خويشتن» بوده است. كه از آن به عنوان دستاورد ملموس فرهنگي انقلاب اسلامي نيز ميتوان اشاره كرد. با توجه به اصالت انقلاب اسلامي كه داراي هويت و ماهيت فرهنگي و ارزشي است، به بعضي از عناوين دستاوردهاي انقلاب اسلامي اشاره ميگردد.
۱) به وجود آمدن محيط مناسب جهت رشد و تعالي كمالات اخلاقي و انساني: يكي از دستاوردهاي كه انقلاب اسلامي به آن دست يافت، مسئله ايجاد محيط مناسب جهت رشد و تعالي كمالات اخلاقي و انساني بوده است. و اين از طريق تغيير ارزشهايي در ابعاد مختلف زندگي صورت گرفته است. تبديل برخي از ارزشهاي قبل از انقلاب به ضد ارزش و يا تعديل برخي از آنها و همچنين افزوده شدن ارزشهاي جديد در نظر مردم، از تحولات و دستاوردهاي مهم انقلاب محسوب ميشود.
لا مذهبي و بي ديني، بيحجابي زنان و بيغيرتي مردان در پوشش لباسهاي مستهجن و ضد اخلاقي، روابط بيبندوبار زنان و مردان، شركت در مجالس رقص و آواز و لهو و لعب و موسيقيهاي مطربي و غربي، اختلاط زن و مرد و برهنگي در كنار دريا و اماكنها كه به صورت يك اپيدمي و فراگير در جوامع قبل انقلاب رونق داشت، باعث شد كه با وقوع انقلاب اسلامي ديدگاه مردم دگرگون شده و ارزشهاي دوران طاغوت نيز بكل از نظر مردم مومن و انقلابي كشور مطرود كشته و به ضد ارزش تبديل شود. و حال اينكه اين گونه مظاهر در زمان قبل انقلاب اسلامي يك ارزش محسوب ميشده.
۲) پيدايش و رشد چشمگير مؤسسات پژوهشي و مراكز تحقيقاتي و دانشگاهي و آموزشي عمومي: توسعه و تقويت آموزش در ابعاد مختلف، از ديگر دستاوردهاي انقلاب اسلامي محسوب ميشود. توسعه مقاطع تحصيلي، توسعه مدارس فني و حرفهاي، افزايش نرخ پوشش تحصيلي، ارتقاء نرخ گذار تحصيلي، افزايش نرخ قبولي دانش آموزان، افزايش فضاهاي آموزشي و كاهش تراكم دانش آموزان در كلاس، توسعه موسسات پژوهشي و ... از جمله موارد دستاوردها محسوب خواهد شد. مثلا در توسعه دانشگاهها و دانشكدهها ميتوان گفت طي سالهاي ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۴ يعني در طي ۷ سال تعداد دانشگاهها از ۴۷ واحد به ۱۱۹ واحد رسيده است. و به عبارت ديگر حدود ۵/۲ برابر شده است.
۳) تصحيح جلوه حضور زن در جامع هنري و فرهنگي:
يكي از دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران، احياء شأن و منزلت معنوي زنان و دختران است. در حالي كه زنان در دوران رژيم پهلوي از اين شأن برخوردار نبودند. چرا كه نگرش رژيم پهلوي به زنان و دختران نگرش مادي، منفعت طلبانه و لذت جويانه بوده و دليل بر اين ادعا سياست استفاده ابزاري رژيم از زن و وسيله قرار دادن او براي شهوتراني مردان عياش بود. و همچنين زن وسيلهاي براي كسب پول و ثروت تلقي ميشد. در واقع عملاً زن موجودي درجه دوم و فرعي و صرفاً براي مرد بود. «در دوران محمد رضا دعوت از زنان زيبا به مجالس ميهماني مرسوم بود و در محافل ديپلماتيك تهران، هميشه زنان زيبا بلوند در راس ليست مدعوين سفارتخانهها و ميهمانيهاي سفرا جا داشت.» [۳] بنابراين با وقوع انقلاب اسلامي، ايجاد روحيه شجاعت، فداكاري، شهيد پروري و ... در بين زنان اين مرز و بوم گسترده شد. و آنان را از موجود ضعيف و ترسو و گرفتار ظاهر و لباس و آرايش، به انسانهايي شجاع و فداكار و فعال تبديل كرد، كه امروز ما شاهد افزايش حضور دختران و زنان در مراكز علمي و پژوهشي هستيم. بعنوان مثال تعداد حضور زنان در مقاطع دكتر نسبت به رژيم پهلوي ۵/۶ برابر شده است و در مقطع فوق ليسانس اين تعداد به ۵/۸ برابر ميرسد. از طرفي جمهوري اسلامي با حمايت ويژه از زنان در امور مختلف فردي، خانوادگي و اجتماعي همانند؛ تساوي با مرد در برابر قانون و تامين حقوق همه جانبه، تساوي با مرد از نظر حمايت قانوني، تضمين حقوق كلي و همه جانبه زن در قانون اساسي، جرم بودن عدم پرداخت نفقه، الزام مردان به ثبت ازدواج و طلاق خود در دفاتر رسمي، استفاده بانوان از معذوريت خدمتي در دوران بارداري، حمايت از زنان و دختران بيسرپرست، اصلاح مقررات مربوط به طلاق، محاسبه مهريه به نرخ روز و خدمت نيمه وقت بانوان، [۴] توانسته زن را به جايگاه اصلي خود برگرداند.
۴) صدور فرهنگ انقلاب اسلامي به ساير كشورها:
صدور انقلاب و جهاني شدن آن نيز به عنوان يكي ديگر از دستاوردهاي انقلاب اسلامي محسوب ميشود. اگر چه از ابتداي انقلاب اسلامي، صدور آن به عنوان يكي از اصول سياست خارجي جمهوري اسلامي از سوي رهبر كبير انقلاب و ساير مسئوولين بلند پايه نظام عنوان گرديد. «ما انقلاب را به تمام جهان صادر ميكنيم. چرا كه انقلاب ما اسلامي است و تا بانگ لااله الاالله و محمد رسول الله بر تمام جهان طنين نيفكنده، مبارزه هست و تا مبارزه در هر كجاي جهان عليه مستكبران هست، ما هستيم»[۵] همچنين رهبر معظم انقلاب اسلامي در تبيين مفهوم و لزوم صدور انقلاب ميفرمايند: «صدور انقلاب يعني صدور فرهنگ انسان ساز اسلام و صدور صفا و خلوص و تزكيه و اصرار بر ارزشهاي انساني.» [۶] بنابراين آنچه ميتوان در صدور انقلاب گفت؛
۱) صدور انقلاب ريشه در ماهيت انقلاب اسلامي دارد.
۲) آمادگي پذيرش داوطلبانه از سوي مسلمانان و نهضتهاي اسلامي جهان. «انقلاب ايران تنها متعلق به ملت ايران نيست. همچنان كه رهبر انقلاب ايران، تنها رهبر مسلمانان ايران نيست.» [۷]
۳) رفتار همچون ايستادگي در برابر زور گوييهاي استكبار شرق و غرب و مخصوصاً استكبار غرب به سركردگي آمريكا موجب تاثيرات شگرفي در كل جهان گرديد.
از ديگر دستاوردهاي فرهنگي ميتوان به نمونه ذيل اشاره كرد. احداث دانشكدههاي علوم قرآني و دارالقرآنها، تأسيس راديو قرآن و راديو معارف، توسعه و رشد برنامههاي معنوي مانند برگزاري هر ساله مراسم اعتكاف با حضور انبوه جوانان، برگزاري نماز جمعه در شهرهاي بزرگ و كوچك كشور، تحول همه جانبه در كتب درسي، انتشار دهها عنوام مجله در عرصههاي مختلف علمي و فرهنگي، انتشار روزنامههاي متعدد با گرايشهاي گوناگون چاپ و انتشار كتب بسيار ارزشمند ديني و علمي، توسعه و رشد كمّي و كيفي كتابخانهها و مراكز فرهنگي، رشد و تقويت باورها و گرايشهاي ديني و معنوي اقشار گوناگون جامعه به ويژه زندانها. مثلاً به گفته معاون فرهنگي و تربيتي سازمان زندانها در پاييز ۱۳۸۲ «هم اكنون حدود ۳ هزار نفر از زندانيان كشور حافظ يك تا سي جزء قرآن هستند و تا كنون ۱۶۸ هزار نفر از آنان در كلاسهاي قرآن شركت كردهاند.» [۸]در باب جوانان نيز بايد گفت؛ براساس نظر سنجي به عمل آمده در تابستان ۱۳۸۲ از سوي مركز ملي مطالعات و سنجش افكار عمومي درباره باورهاي ديني جوانان دانشجو، ۹۱ درصد افراد مورد نظرسنجي گفتهاند كه در مشكلات خود، همواره به ياد خدا هستند، ۸۹ درصد از آنان، تأكيد كردهاند در حوادث و مصيبتها، در ابتدا به درگاه الهي روي ميآورند، ۹۹ درصد از پاسخگويان، نماز را موجب آرامش دانسته و تنها يك درصد از آنان نظري مخالف داشتهاند و ۴۲ درصد گفتهاند سعي ميكنند نماز خود را اول وقت به جا آورند. ۴۳ درصد ديگر چنين تصميمي داشتهاند، ۶۷ درصد گفتهاند ترجيح ميدهند نماز خود را به صورت جماعت و در مسجد بخوانند، ۸۹ درصد، دينداري را يكي از ملاكهاي انتخاب دوست يا همسر ذكر كردهاند و ۹۴ درصد گفتهاند كسب مال حلال يكي از مهمترين دغدغه هاي آنان است
[۹] همينطور تعداد مطبوعات منتشر شده در تهران طي سالهاي ۱۳۶۵ از ۹۹ عدد، در سال ۱۳۸۱ به ۱۳۵۰ رسيده است و تعداد كتابخانههاي عمومي در سال ۱۳۶۵ از ۴۸۱ عدد، در سال ۱۳۸۱ به ۱۵۷۴ رسيده است و اين نشانه رشد و افزايش گرايش به علم است. بنابراين به نظر ميرسد انقلاب اسلامي توانسته باشد در حوزه فرهنگ به دستاوردهاي عظيمي دست يافته باشد و عليرغم شبهات و مخالفت راجع به عدم پويايي انقلاب اسلامي در حوزه فرهنگ ميتوان بر بطلان بودن اين اعتقادات خط قرمز كشيد.
آسيبهاي فرهنگي:
از مهمترين موانع و آفاتي كه در عرصه فرهنگ همچون سدي در مقابل اجراي اهداف فرهنگي انقلاب اسلامي گرديده و از رسيدن كامل به اهداف فرهنگي كه همان اهداف اصلي انقلاب اسلامي بوده است، جلوگيري بعمل آمده است را ميتوان اينگونه بيان داشت.
۱) آفت ارتجاع و بازگشت به گذشته: انقلاب اسلامي براساس محوريت فرهنگ اسلام پديد آمده كه با دميدن معنويت به پيكر جامعه حركتي رو به جلو و كمال جو پديد آورد. بنابراين هرگونه خدشه بر ارزشهاي فرهنگي و بازگشت به ارزشهاي گذشته آفتي بزرگ از درون بر پيكر انقلاب اسلامي خواهد بود. ميكرب رجعت كه با غفلت از ارزشهاي و اصول فرهنگي انقلاب و قرار گرفتن در حيطه فرهنگ طاغوتي بروز مينمايد و از انقلاب پوستهاي بدون محتوا و هويت اسلامي باقي خواهد گذاشت.
۲) نفوذ انديشههاي بيگانه توسط نيروهاي ناآگاه يا وابسته: طي نمودن مسير تكامل در جوامع انقلابي دارا بودن افراد آگاه، بصير، هوشيار و آيندهنگر ميباشد كه هدايت فرهنگي را برعهده ميگيرند، اگر در رأس هرم فكري و فرهنگي انقلاب افرادي واقع گردند كه نسبت به فرهنگ خودي بيتفاوت و در مقابل فرهنگ بيگانه منفعل هستند، زمينههاي انحراف و آسيب انقلاب فراهم ميآيد.
۳) تحجر و عدم پويايي در احكام اسلامي: انقلاب اسلامي براساس مكتب اسلام به پيروزي رسيد و اسلام ناب محمدي (ص) را جايگزين اسلام آمريكايي و ابوسفياني نمود. بنابراين با توجه به تمامي ابعاد، نيازها، كشش احكام اسلامي، توجه به زمان و مكان و اقتضائات ديگر بايد احكام و قوانين اسلام را تبيين نمود و مراكز علمي نيز ميبايست پاسخ لازم را براي نيازهاي اجتماعي و حكومتي ارائه دهند، در غير اينصورت برداشتهاي محدونگر، متحجرانه و ... آفتي جدي بر انقلاب و ناكار آمدي آن خواهد بود.
۴) عدم دانش و بينش نسل جوان: يكي از اركان اصلي انقلاب اسلامي كه در پيروزي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس و همچنين در تداوم انقلاب اسلامي نقش دارد نسل جوان ميباشد كه مظهر صفا، پاكي، طهارت و ... ميباشد. از اين رو سستي در اين امر آسيب جدي را بر انقلاب وارد خواهد نمود. از ديگر آسيبها ميتوان به؛ جدايي بين مراكز علمي، دانشگاهي و حاكم نشدن ارزشهاي اسلامي در تمامي عرصهها، گسترش فرهنگ تملق و چاپلوسي، غفلت از تهاجم فرهنگي و ... اشاره كرد.
نكته قابل توجه اينكه از مهمترين عناصري كه ميتواند جلوي آسيبشناسي فرهنگي انقلاب اسلامي را بگيرد و مهار كند «ايجاد حس مسئوليتپذيري همه احاد جامعه جهت نقشپذيري افراد در پيشگيري از آسيبهاي جدي است كه انقلاب اسلامي و نظام اسلامي را تهديد ميكند
(1) اختر شهر، آرمانها، دستاوردهاي و آسيبشناسي سياسي. حلقه فرهنگ و مطالعات اجتماعي.
آرمانها:
هر انقلابي داراي اهداف و آرمانهايي است. هدف، آن مقصد نهايي است؛ ولي آرمان، آرزوهاي مقدس و متعالي را گويند كه دست يافتني است. بدين ترتيب، اهداف ممكن است مرحلهاي و يا نهايي باشند، امّا آرمانها مرحلهاي نيستند، بلكه نهايياند. براي نمونه، آرمانهاي انقلاب اسلامي ايران همان اهداف سلبي و ايجابي است كه مردم به همراه رهبران خود براي دستيابي به آنها، بر ضد نظام سلطنتي پهلوي دست به اعتراض گسترده و همه جانبه زده و تا سقوط كامل آن رژيم از پاي ننشستند.
دستآوردها:
پس از هر انقلابي، با نگاه به عملكرد آن در مييابيم كه اين انقلاب تا چه حد در رسيدن به اهداف و آرمانهاي خود موفق بوده است. دست آورد بمعني پيدا كردن و بدست آمدن را گويند. وقتي ميگوييم دستاورد مراد به مجموعه هدفهايي كه انقلاب به آن دست يافته است. اكنون با نگاهي به عملكرد و دستآوردهاي انقلاب اسلامي ايران ميتوان دريافت كه با همه موانع و مشكلات داخلي و خارجي كه انقلاب اسلامي با آن روبهرو بوده، تا چه حد زيادي توانسته به اهداف و آرمانهاي خود دست يابد. گرچه يادآوري اين نكته نيز لازم است كه واقعيت اين است كه هيچ انقلابي نميتواند در مدت كوتاهي به همه اهداف و آرمانهاي خود دست يابد. از اين رو، نبايد انتظار داشت كه انقلاب اسلامي با توجه به امكانات موجود كشور به ويژه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، بتواند به همه خواستههاي خود برسد.
آسيبها؛
به مجموعه آفات و موانعي كه سدي براي روند انقلاب اسلامي در حوزه سياسي ايجاد شود، را ميگويند.
(2) . گزارش ربع قرن عملكرد نظام جمهوري اسلامي ايران (۱۳۵۶ – ۱۳۸۱) تهران، سازمان مديريت و برنامهريزي كشور، ۱۳۸۳.
(3) . حسين فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، جلد ۱، صفحه ۲۳۷.
(4) . مجموعه قوانين سال ۱۳۶۲، صفحه ۴۳۳ مصوب 10/9/1362 مجلس شوراي اسلامي.
(5) . جستجوي راه از كلام امام، دفتر پانزدهم، صفحه ۳۱۲.
(6) . حديث ولايت (مجموعه رهنمودهاي مقام معظم رهبري) جلد ۱، ص ۲۵۹.
(7) . معاونت فرهنگي سازمان تبليغات اسلامي، انقلاب اسلامي ايران در چشمانداز ديگران، ص ۸۷.
(8) . مسيح مهاجري، جمهوري اسلامي، 30/7/1382.
(9) . سازمان صدا و سيما، جام جم، 2/9/1382.
جمع آوري شده ازمنابع گون