0

بانک مقالات دفاع مقدس

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات دفاع مقدس
یک شنبه 10 اردیبهشت 1391  8:28 PM

عنوان : انقلاب اسلامي و پايه هاي تفكر سياسي جديد
موضوعات مقالات :انقلاب اسلامي
تاكنون انقلاب اسلامي از منظرهاي گوناگون مورد توجه قرار گرفته است. برخي افراد بر نسبت اين انقلاب با انقلابهاي ديگر دست گذاشته و نقاط اشتراك و افتراق ميان آنها را پررنگ كرده اند.
عده اي ديگر نقش آرمانهايي چون: عدالت، آزادي و استقلال را در اين انقلاب گسترش داده و گروهي ديگر بر نسبتهاي مختلفي كه اين انقلاب با جامعه، تاريخ، دين و اقتصاد دارد دست گذاشته اند.
در اين ميان يكي از مهمترين مؤلفه هايي كه در باب اين انقلاب بايد در نظر گرفته شود، نسبت انقلاب اسلامي و نظريه حكومت ديني است. در اين باره؛ به ذكر چند نكته مي پردازيم:
۱) شكي نيست، نسبت دين و سياست از همان اوان تشكيل اديان و بخصوص اديان ابراهيمي مورد توجه بوده است. در اين ميان، دين اسلام به دليل آنكه پيامبر آن حكومتي ديني را نيز تأسيس كرده، از جهت نسبت دين و حكومت ديني هميشه و همه جا زبانزد عام و خاص بوده است.
با تكيه بر اين نكته است كه همه افرادي كه در باب اديان تطبيقي به پژوهش مشغولند، مهمترين نقطه افتراق دين اسلام را با مسيحيت در اين مي دانند كه اسلام با جديت به مسايل اجتماعي، اقتصادي و سياسي پرداخته و ادبيات دين اسلام مشحون از آموزه هايي در اين باب است. اما در طول تاريخ اسلام بسياري از اين آموزه ها مورد غفلت واقع شده اند و يا اينكه دستاويز برخي از قدرتمندان بر ايجاد سيطره بر جوامع اسلامي قرار گرفته اند.
انقلاب اسلامي اما بنا داشت بار ديگر آموزه هاي اصيل اسلامي در باب مسايل و مضامين سياسي و اجتماعي و اقتصادي را پررنگ نمايد. اگر نگاهي به نظريه «ولايت فقيه» كه از سوي بنيانگذار انقلاب اسلامي ابراز شد بيندازيم، اين دغدغه به خوبي در آن هويدا و پيداست.
۲) انقلاب اسلامي در زمانه بخصوصي نضج گرفت. اين انقلاب در دوره اي سامان يافت كه اعتقاد به برخي از مؤلفه هاي مدرنيته چون جدايي دين و سياست به دليل رواج مكتبهاي مختلف پست مدرن سست شده بود. به همين جهت و به دليل نياز به ارائه نمونه و الگويي در باب نسبت اسلام و سياست، انقلاب اسلامي مجال بروز و نمود يافت.
شايد يكي از دلايلي كه انديشمندان پست مدرن معروفي چون «ميشل فوكو» به اين انقلاب توجه نشان دادند، اين بود كه انقلاب ما بنا داشت پايه هاي تفكر سياسي جديد را احيا كند.
همان طور كه برخي از پژوهشگران تصريح كرده اند، اين انقلاب البته با همه بنيادهاي تفكر غربي سر ستيز نداشت و تعدادي از مؤلفه هاي آن را مي پذيرفت.
به طورمثال، خود مفهوم انقلاب مفهومي است كه كمتر معادلي از آن در جهان قديم وجود دارد و همه نمادهاي آن در دل تمدن جديد و مدرنيته بروز يافته اند.
با اين همه، انقلاب اسلامي به تركيب و سنتزي مي انديشيد تا بتواند مؤلفه هاي اصيل اسلامي را با تعدادي از مشخصه هاي مثبت تمدن جديد در يك منظومه منسجم و واحد گرد هم آورد.
در عرصه سياست هم اين انقلاب همين هدف را پي جويي مي كرد و در نظريه حكومت ديني آن هم توسل و توجه به آموزه ها و اصول اسلامي وجود داشت و هم تعدادي از ابزارها و راهكارهاي جهان جديد براي تقسيم قدرت چون مفهوم حزب و تقسيم قوا در آن مشاهده مي شوند.
اساساً انقلاب اهداف سياسي خود را از متون و مضامين اسلامي گرفته و در مقام روش از انديشه هاي جديد استفاده كرده است. به همين دليل است كه مي گويند اين انقلاب، دل به سنت اسلامي و سر به تفكر جديد دارد. اين نكته دقيقاً در مورد شاخصهاي سياسي آن نيز صادق است.
۳) نمي توان به نظريه حكومت ديني انديشيد و از موانعي كه به صورت بالقوه و ممكن فراروي آن مطرحند به سادگي گذشت. شكي نيست، برهه و دوره ۲۹ ساله پس از انقلاب، زمانه خوبي است تا ما با تأمل ژرف بر آن، فراز و فرودهاي راهمان را در تحقق حكومت اصيل ديني پي جويي نماييم.
از نقاط فراز اين انقلاب مي توان به اصالت و ابتكار آن ، توجه به استقلال فكري و سياسي، تأمل بر مؤلفه هاي غني ديني و معنوي و همچنين ارائه تصوير جديد از اسلام به غربيان اشاره كرد. با اين همه، در اين مقطع بايد به يكي از مهمترين اين نقاط كه توجه به زيرساختهاي نظري حكومت ديني است بيشتر توجه كنيم؛ ما در اين زمينه با نقاط ضعفي هم روبه رو هستيم.
هرچند نمي توان تلاش و جد و جهد تعدادي از متفكران را براي پروبال دادن به نظريه هاي غني و ژرف در خصوص حكومت ديني ناديده گرفت، اما كمتر كسي است كه ترديد داشته باشد ما در اين عرصه يعني عرصه نظر، كمبودهاي بسياري داريم. كافي است نگاهي به نظريه مسلط سياسي جهان غرب يعني ليبراليسم بيندازيم تا دريابيم آنها تا چه اندازه در گسترش اين نظريه كوشيده اند و حتي مكتبهاي سياسي گوناگوني در ذيل اين نظريه مطرحند، ولي ما كمتر شاهد نظريه هاي متنوع و متكثردر اين عرصه يعني در باب حكومت ديني هستيم.
از سوي ديگر، براي تحقق اهداف مختلف حكومت ديني به افرادي توانمند و صاحب نظر نياز است كه نه تنها با مبادي ديني و مباني اسلامي آشنايي كاملي داشته باشند كه به ابزارهاي جديد نيز مسلط باشند و جهان جديد و لوازم آن را به خوبي بشناسند. از سوي ديگر، حكومت ديني به ساختارها و نهادهايي نياز دارد كه اين ساختارها مجزا و مستقل از توانمنديهاي فردي اشخاص كاركرد ويژه خود را به انجام برسانند. ما براي ايجاد اين نهادها هم با مشكلاتي روبه رو بوده ايم به عنوان مثال در تحقق گونه اي جامعه مدني ديني كه بتواند در نقش واسط ميان حاكميت و ملت ايفاي نقش كند، موفق نبوده ايم. راه انقلاب اسلامي و آينده نظريه حكومت ديني در توجه به اين آسيبها و نقاط فرود بستگي دارد و به همين دليل دردمندان و متفكران دلسوز بايد حساب جداگانه اي را براي آنها باز نمايند.

سپهر نيك گوهر
روزنامه قدس

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها