پاسخ به:بانک مقالات دفاع مقدس
یک شنبه 10 اردیبهشت 1391 8:27 PM
عنوان : انقلاب اسلامي و تجديد حيات جنبشهاي اسلامي معاصر
موضوعات مقالات :انقلاب اسلامي
اقبال لاهوري در كتاب «فلسفه خودي» پيشبيني ميكند كه تهران در آينده قرارگاه مسلمانان خواهد شد. (۲) پس از انقلاب اسلامي نيز... ايران به صورت امالقراي دارالاسلام درآمد. (۳) حتي ايران ميتواند به علت موقعيت منحصر به فرد و منابع عظيم و بيپايان انرژي، ابزار فرهنگي و اعتقادي نيرومند (۴) به مركز ساماندهي تمدن نوين اسلامي درآيد; زيرا انقلاب اسلامي ايران، «در پيدايش، در كيفيت مبارزه و در انگيزه... از ساير انقلابها جداست. (۵) و ميتواند در پيامدها و دستاوردها نيز، متمايز و پيشروتر از ساير انقلابها باشد.
بسياري از صاحبنظران و پژوهشگران، معتقدند كه انقلاب اسلامي ايران يكي از عوامل مهم و تاثيرگذار در پيشبرد روند بيداري و آگاهي مسلمانان و افزايش فعاليتهاي مؤثر اسلامي در جوامع مسلمانان بوده است. از اين رو، در مقاله حاضر به برخي از اين آثار ميپردازيم. در آغاز مقاله به وجوه مشتركي كه زمينه تاثيرگذاري متقابل انقلاب اسلامي و جنبشهاي سياسي اسلامي معاصر را فراهم ميآورد، اشاره شده است. اين در حالي است كه وجوه افتراقي نيز كه بين آنها وجود دارد، آثار مثبت تاثيرگذاري متقابل را كاهش ميدهد. پس از آن، بازتاب انقلاب اسلامي در بعد سياسي و فرهنگي بر جنبشهاي سياسي اسلامي معاصر مورد بررسي قرار ميگيرد. در پايان يك نمونه، از هزاران نمونهاي كه در اين باره وجود دارد، يعني حزب الله لبنان مورد استناد قرار ميگيرد. (۱)
● مقدمه
اقبال لاهوري در كتاب «فلسفه خودي» پيشبيني ميكند كه تهران در آينده قرارگاه مسلمانان خواهد شد. (۲) پس از انقلاب اسلامي نيز... ايران به صورت امالقراي دارالاسلام درآمد. (۳) حتي ايران ميتواند به علت موقعيت منحصر به فرد و منابع عظيم و بيپايان انرژي، ابزار فرهنگي و اعتقادي نيرومند (۴) به مركز ساماندهي تمدن نوين اسلامي درآيد; زيرا انقلاب اسلامي ايران، «در پيدايش، در كيفيت مبارزه و در انگيزه... از ساير انقلابها جداست. (۵) و ميتواند در پيامدها و دستاوردها نيز، متمايز و پيشروتر از ساير انقلابها باشد. اين ويژگيها، ريشه در دين و باورهاي برخاسته از مذهب دارد. اين انقلاب برآمده از مذهب، به احياي دين و تجديد حيات اسلام در ايران و جهان مدد رساند كه يكي از ابعاد آن، تولد و تداوم جنبشهاي سياسي اسلامي معاصر در دو دهه اخير است. به اين دليل، چند پرسش در اين باره وجود دارد، از جمله:
۱) چرا انقلاب اسلامي ايران بر جنبشهاي سياسي اسلامي معاصر تاثير گذاشت؟
۲) انقلاب اسلامي ايران، چه تاثيراتي بر حركتهاي سياسي اسلامي معاصر گذاشت؟
۳) ميزان تاثيرگذاري انقلاب اسلامي بر نهضتهاي سياسي اسلامي چقدر است؟
اين مقاله درصدد است، به اين سؤالات سهگانه پاسخ گويد.
● زمينههاي تاثيرپذيري جنبشهاي اسلامي از انقلاب اسلامي ايران
در پاسخ به اين سؤال كه چرا انقلاب اسلامي ايران بر جنبشهاي سياسي اسلامي معاصر تاثير گذاشت، ميتوان به موارد مشترك فراوان موجود بين انقلاب اسلامي ايران و جنبشهاي سياسي اسلامي معاصر اشاره كرد. اين وجوه مشترك، تاثير متقابل انقلاب اسلامي معاصر را فراهم آورد. اين زمينهها كه از آنها به عنوان عامل همگرايي يا عناصر همسويي و همرنگي نيز ميتوان ياد كرد، عبارتند از:
۱) عقيده مشترك:
انقلاب اسلامي ايران، گرچه يك انقلاب شيعي است، ولي همانند هر مسلمان و هر جنبش اسلامي ديگري، به وحدانيتخدا و رسالت پيامبر اكرم (ص) معتقد است; كعبه را قبله آمال و آرزوهاي معنوي خود ميداند; قرآن را كلام خداوند سبحان و منجي بشر گمراه تلقي ميكند، و به دنياي پس از مرگ و قبل از آن، و به صلح و برادري و برابري ايمان دارد. (۶) همانگونه كه امام خميني (ره) فرمود: «در كلمه توحيد كه مشترك بين همه است، در مصالح اسلامي كه مشترك بين همه است، با هم توحيد كلمه كنيد.» (۷) البته ويژگي كاريزمايي امام خميني (ره) و مواضع ضداستعماري وي كه بيشتر مسلمانان جهان بر آن اتفاق نظر دارند، بر تاثير متقابل انقلاب اسلامي و جنبشهاي اسلامي افزود. (۸)
۲) دشمن مشترك:
انقلاب اسلامي و جنبشهاي اسلامي داراي دشمن مشتركند. اين دشمن مشترك كه همان استكبار جهاني به سركردگي امريكا (شيطان بزرگ) و اسرائيل (غده سرطاني) است، همانند كفار قريش، مغولان وحشي، صليبيون مسيحي، استعمارگران اروپايي و صربهاي نژادپرست و... كيان اسلام را تهديد ميكند; در حالي كه انقلاب اسلامي با طرح شعار «نه شرقي و نه غربي» علم مبارزه عليه دشمن مشترك جهان اسلام رابه دوش گرفته است. (۹) امام خميني (ره) در اين باره فرمود: «دشمن مشترك ما كه امروز اسرائيل و امريكا و امثال اينهاست كه ميخواهند حيثيت ما را از بين ببرند، و ما را تحتستم دوباره قرار بدهند، اين دشمن مشترك را دفع كنيد.» (۱۰)
۳) هدف مشترك:
انقلاب اسلامي ايران و جنبشهاي اسلامي معاصر، خواهان برچيده شدن ظلم و فساد و اجراي قوانين اسلام و استقرار حكومت اسلامي در جامعه مسلمانان و به اهتزاز درآوردن پرچم لااله الا الله در سراسر جهان از طريق نفي قدرتها و تكيه بر قدرت لايزال الهي و تودههاي مردماند. به سخن امام خميني (ره)، در اين مورد توجه كنيد: «همه در ميدان باشند، با هم باشند، ما ميخواهيم اسلام را حفظ كنيم، با كنارهگيري نميشود حفظ كرد، خيال نكنيد كه با كنارهگيري تكليف از شما سلب ميشود.» (۱۱) البته برخي از جنبشهاي سياسي اسلامي، تنها خواستار عمل به احكام اسلام در كشورهاي خود و برخي نيز در پي تشكيل يك حكومت مستقل، بدون تاكيد بر شكل اسلامي حكومت هستند. (۱۲) از اين رو، ميتوان گفت، جنبشهاي اسلامي معاصر حيات خود را مديون انقلاب اسلامياند; زيرا انقلاب اسلامي به اسلام و مسلمانان حياتي تازه بخشيد; آنان را از عزلت و حقارت نجات داد; بر ناتواني ماركسيسم، ليبراليسم و ناسيوناليسم در اداره و هدايت مسلمانان مهر تاييد زد، و اسلام را به عنوان تنها راهحل براي زندگي سياسي مسلمين مطرح ساخت. شيخ عبدالعزيز عوده، روحاني برجسته فلسطين گفته است: «انقلاب خميني (ره)، مهمترين و جديترين تلاش در بيدارسازي اسلامي ملتهاي مسلمان بود.» بنابراين، موجوديت و هستي سياسي جنبشهاي سياسي اسلامي به انقلاب اسلامي وابسته است. اين امر زمينههاي لازم براي تاثيرپذيري جنبشهاي اسلامي از انقلاب اسلامي را فراهم آورده است. (۱۳)
۴) وحدتطلبي:
تكيه و تاكيد انقلاب اسلامي و رهبري آن بر لزوم وحدت همه قشرها و همه مذهبهاي اسلامي در نيل به پيروزي در صحنه داخلي و خارجي، زمينه ديگر گرايش جنبشهاي سياسي اسلامي معاصر به سوي انقلاب اسلامي است. چون، انقلاب اسلامي به تاسي از اسلام ناب محمدي (ص) هيچ تفاوتي بين مسلمانان سياه و سفيد، اروپايي و غيراروپايي قائل نيست، بر جنبههاي اختلافبرانگيز در بين مسلمين پاي نميفشارد، بلكه با ايجاد دارالتقريب فرق اسلامي، برپايي روز قدس، صدور فتواي امام خميني (ره) عليه سلمان رشدي و برگزاري هفته وحدت و... در جهت اتحاد مسلمانان گام برداشته است. به همين دليل، طيف گستردهاي از گروههاي غيرشيعي و حتي جنبشهاي آزاديبخش غيراسلامي، انقلاب اسلامي ايران را الگو و اسوه خود قرار دادهاند. (۱۴) بنابراين، جاي شگفتي نيست كه مسلمانان سني فلسطيني به نام و ياد امام خميني (ره) به عمليات شهادتطلبانه دست ميزنند. مجيبالرحمان شامي، روزنامهنگار پاكستاني در اينباره ميگويد: «تاثير بزرگ ديگر امام اين است كه گرچه ايشان يك رهبر شيعه بودند... با اين وجود مبلغ جدايي نبودند، فرياد او براي اسلام بود.» (۱۵)
۵) مردمگرايي:
مردمگرايي انقلاب اسلامي، عاملي در گسترش انقلاب و پذيرش آن از سوي ملتهاي مسلمان بوده است. انقلاب ۵۷ و رهبري آن، بر اين باور بودند كه بايد به ملتها بها داد، نه به دولتها. به عنوان مثال، حج و اهميت و ارزشي كه ايران اسلامي به آن ميداد، يكي از مقولاتي است كه نشاندهنده مردمگرايي انقلاب ايران است; زيرا امام خميني (ره)، حج را از يك مراسم عبادي صرف خارج كرد، آن هم از طريق زنده كردن برائت از مشركين كه آن نشاني از برائت از مشركين توسط پيامبر (ص) در صدر اسلام است. اگرچه تاوان مردمي كردن حج، كشتار حدود ۴۰۰ زائر ايراني در حج ۱۳۶۶ بود، ولي سه سال بعد كه بار ديگر، پاي ايرانيان به مكه باز گرديد، فرياد برائت از مشركين حجاج همچنان باقي ماند; البته در مقياسي محدودتر. (۱۶)
همه آنچه را كه بين ايران انقلابي و جهان اسلام وجود دارد، وجوه مشترك نيست. بلكه اختلافها و دشواريهايي نيز در اينباره به چشم ميخورد. ازجمله:
الف. مسئله تشيع: نسبتشيعيان به كل مسلمانان جهان، ده درصد است. آنها بهجز ايران و سوريه، حاكم بر قدرت سياسي نيستند، با اين كه در كشورهايي چون عراق و بحرين و احتمالا در لبنان، اكثريتبا شيعيان است. نوعي معارضه تاريخي بين شيعه و سني وجود داشته و دارد. البته تضاد تسنن وهابي و نزديكي تسنن سوري با انقلاب اسلامي بيشتر است، و حتي تسنن متاثر از تصوف نيز، تضاد كمتري با شيعه دارد. سپاه صحابه در پاكستان، طالبان در افغانستان از مصاديق بارز مخالفين تشيع در جهان اسلاماند. به هر روي عليرغم وحدتخواهي و وحدتطلبي انقلاب ايران، تضاد اهل سنتبا شيعه، بهكلي از بين نرفته است. (۱۷)
ب) عرب و عجم:
تعارض بين عرب و عجم، از آغاز ورود اسلام به ايران پديد آمد. جريان شعوبيه، نمونهاي از اين تعارض قومي است. عباسيان و امويان و نيز عثمانيان و صفويان، به نوعي ديگر اين معارضه را دامن زدند، و جنگ عراق عليه ايران به عنوان جنگ قادسيه يا مهمترين جنگ بين مسلمانان و ساسانيان و درواقع بين ايرانيان و عربها توجيه ميشد. بههرروي، آنان ايرانيان را مجوس ميدانستند، و بر اين اساس، اعراب را برابر با اسلام و ايرانيان را مخالف با آن ميديدند. (۱۸)
ج) صدور انقلاب اسلامي:
برخي از شعارها و پيامهاي انقلاب اسلامي، مثل اين سخن امام (ره) «نهضت ما دارد توسعه پيدا ميكند و ميرود توي ملتها...» (۱۹) از سوي برخي به منزله قصد ايران براي مداخله در ساير كشورها و براندازي نظامهاي سياسي آنها تلقي شد. در حالي كه، يك سال بعد از سخن فوق، امام فرمود: «صدور با سرنيزه، صدور نيست. صدور آن وقتي است كه اسلام، حقايق اسلام، اخلاق اسلامي، اخلاق انساني، اينها رشد پيدا كند.» (۲۰) معظمله در جاي ديگر فرمود: «معناي صدور انقلاب ما، اين است كه همه ملتها بيدار شوند، و همه دولتها بيدار بشوند، و خودشان را از اين گرفتاريهايي كه دارند... نجات بدهند.» (۲۱)
در مجموع عليرغم همه دشواريهايي كه براي برقراري روابط ايران انقلابي و جهان اسلام و تاثيرپذيري متقابل آندو وجود دارد، ولي وجوه مشترك آندو بسيار بيشتر است.
● تاثيرات انقلاب اسلامي ايران بر جنبشهاي سياسي اسلامي معاصر
در پاسخ به اين سؤال كه انقلاب اسلامي ايران، چه تاثيراتي بر حركتهاي سياسي اسلامي معاصر گذاشت، به آثار متعدد و متنوع ميتوان اشاره كرد. پرداختن به همه اين آثار، از حوصله اين مقاله خارج است. بنابراين، تنها به بخشي از اين بازتاب، در دو سمتسياسي و فرهنگي اشاره ميكنيم:
الف) بازتاب سياسي
در اين قسمتبه پارهاي از بازتابهاي سياسي سه مقوله «انتخاب اسلام به عنوان ايدئولوژي مبارزه» ، «تلاش براي دستيابي به حكومت اسلامي» و «نقش انقلاب اسلامي بر حيات سياسي جنبشهاي اسلامي» ميپردازيم:
يكي از مهمترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران، تجديد حيات اسلام در جهان است. آيتالله خامنهاي در اين باره فرمود: «عليرغم گذشتبيش از يكصدوپنجاه سال از برنامهريزي مدرن و همهجانبه عليه اسلام، امروز در سراسر دنيا يك حركت عظيم اسلامي بهوجود آمده است كه به موجب آن اسلام در افريقا، آسيا و حتي در قلب اروپا، حيات جديدي را بازيافته و مسلمانان به شخصيت و هويت واقعي خود پي بردهاند.» (۲۲) به بيان ديگر، عمر دورهاي كه اعتماد به نفس در ميان مسلمانان، بهويژه در قشر تحصيلكرده آن از بين رفته و شمار فراواني از آنان، خواهان هضم شدن در هويت جهاني بوده و گذشته خود را به فراموشي سپرده و اگر توجهي به گذشته ميكردند از باب تفنن و سرگرمي بود، به پايان رسيد، و انقلاب اسلامي آن اعتماد به نفسي كه روزگاري پشتوانه تمدن بزرگ اسلامي بود، احيا و بارور كرد. (۲۳)
اين تجديد حيات اسلام، آثار مختلفي را براي جنبشهاي اسلامي به ارمغان آورد. يكي از اين آثار، انتخاب اسلام به عنوان بهترين و كاملترين شيوه مبارزه است. سخنگوي جهاد اسلامي فلسطين در ملاقات با امام خميني (ره) در اينباره گفت: «انتفاضه بارقهاي از نور و بازتابي از پيروزيهاي بزرگ انقلاب شماست; انقلابي كه بزرگترين تحول را در عصر ما بهوجود آورد.» (۲۴) در حالي كه قبل از آن، اسلام در صحنه مبارزه عليه اسرائيل نقش چنداني نداشت. (۲۵) چنين رويكردي به معناي كنار گذاشتن انديشههاي غيرمذهبي بهويژه ناسيوناليسم، ليبراليسم و كمونيسم و دور ريختن انديشه جبري بودن سرنوشت انسان بود كه همگي در نجات ملل اسلامي از چنگال استبداد داخلي و خارجي ناتوان بودند. به عقيده شيخ عبدالله شامي، يكي از رهبران مبارز فلسطيني «پس از انقلاب اسلامي ايران، مردم فلسطين دريافتند كه براي آزادي، به قرآن و تفنگ نياز دارند.» اين در حالي است كه براي چند دهه حركتهاي انقلابي، اغلب در اختيار گروههاي ماركسيستي بود. بههرروي، انقلاب اسلامي، تاكيدي بر بعد سياسي اسلام بود، و از آن پس، در برخي از كشورها، سازمانهاي مخفي شكل گرفت و مبارزه مسلحانه بر پايه اسلام، ساماندهي شد. (۲۶)
روي آوردن به مبارزه بر اساس اسلام، تنها نتيجه تجديد حيات اسلام كه آن را برخي اصولگرايي يا بنيادگرايي اسلامي مينامند، نيست. بلكه در گرايش جديد برداشت نوين و تازهاي از اسلام صورت گرفت كه در آن مسلمين به ايستادگي، مقاومت پافشاري براي نيل به حقوق خويش تشويق شدهاند. روزگاري اين كار، از سوي حسن البناء و سيدقطب در جنبش اخوانالمسلمين انجام ميشد، ولي انقلاب اسلامي، اسلام انقلابي را به صورت جديتر درآورد و مطرح ساخت. البته اين ستيزهجويي انقلابي، تنها به معناي روي آوردن به اسلحه نخواهد بود; چون در آن شيوههاي مسالمتآميز، مشابه آنچه حزب اسلامگراي رفاه در تركيه برگزيد، نيز ديده ميشود. (۲۷)
نظام اسلامي كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران شكل گرفت، به صورت بهترين الگو و مهمترين خواسته سياسي مبارزان مسلمان درآمد. يكي از رهبران مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق در اينباره گفت: «ما در آن موقع ميگفتيم، اسلام در ايران پيروز شده است، و بهزودي به دنبال آن در عراق نيز پيروز خواهد شد. بنابراين، بايد از آن درس بگيريم و آن را سرمشق خود قرار دهيم.» (۲۸) به بيان ديگر، انقلاب اسلامي، حدود ۵/۱ ميليارد مسلمان را برانگيخته و آنان را براي تشكيل حكومت الله در كره زمين به حركت درآورد. (۲۹) اين رويكرد، در اساسنامه، گفتار و عمل سياسي جنبشهاي اسلامي سياسي معاصر به شكلهاي مختلفي بروز و ظهور يافته است.
علاقه جنبشگران مسلمان به ايجاد حكومت اسلامي به سه صورت زير ابراز شده است:
▪ اول:
برخي از گروههاي اسلامي در جهان تسنن به صورت آشكار هراسي از مخالفتبا دولتهاي نامشروع ندارند، و به احاديثي كه اطاعت از حاكم اسلامي را در هر شرايط لازم دانسته، چندان توجهي نميكنند، بلكه خواهان استقرار حكومت اسلامي و يا نظام محمدي (ص) در كشورشان شدهاند، و آن را برخي از گروهها در اساسنامه (مانند مجلس اعلاي انقلاب عراق) و يا در اعلاميههاي خود (مانند جزبالدعوه) و... مطرح كردهاند. البته برخي از جنبشهاي اسلامي (مانند كشمير و افغانستان) دستيابي به استقلال سياسي را اولين هدف سياسي خود، قبل از تاسيس حكومت اسلامي قرار دادهاند. (۳۰)
▪ دوم:
بعضي از گروههاي اسلامي ديگر با طرح لزوم اجراي شريعت اسلامي (مانند نهضت جمعيت ارشاد اسلامي مصر) و يا با ترجمه كتاب حكومت اسلامي امام خميني (ره) (مانند اليسار الاسلامي مصر) و يا با تاكيد بر جمهوري اسلامي ايران به عنوان تنها راهحل (مانند جبهه نجات اسلامي الجزاير) (۳۱) و... علاقهمندي خود را براي برپا كردن يك حكومت اسلامي ابراز كردهاند. آيتالله محمدباقر صدر هم قبل از شروع جنگ تحميلي در تلاش بود، رژيم عراق را سرنگون و يك حكومت اسلامي به شيوه حكومت ايران يعني جمهوري اسلامي برپايه ولايت فقيه بهوجود آورد. در قيام ۱۳۷۰ ش. /۱۹۹۱ م. شيعيان عراق، ميل به تاسيس حكومت اسلامي، در راديو صداي انقلاب عراق به گوش ميرسيد. (۳۲)
▪ سوم:
برخي از حركتهاي ديگر اسلامي، خويش را از دايره تنگ ناسيوناليسم خارج كرده و خواهان برپايي يك نظام اسلامي بر پايه امت واحد مسلمان از خليج فارس تا اقيانوس اطلس شدهاند (مانند رابط الدعوه الاسلاميه در الجزاير) و يا اين كه بر اساس اصل ولايت فقيه و قبول آن، از رهبري انقلاب اسلامي ايران پيروي ميكنند. اين دسته از گروهها، دو گونهاند: دستهاي كه از لحاظ عقيدتي و مذهبي خود را مقلد رهبري انقلاب اسلامي ايران ميدانند (مانند جنبش امل در لبنان)، و دستهاي كه هم از لحاظ سياسي و هم مذهبي از رهبري انقلاب اسلامي ايران تبعيت ميكنند (مانند جنبش حزبالله لبنان). (۳۳)
گروهها و سازمانهاي اسلامي مذكور، براي نيل به يك نظام مبتني بر اسلام، شيوه و روشهاي مختلفي را در پيش گرفتهاند. برخي تنها از طريق اقدام قهرآميز و مسلحانه (مانند حزبالله حجاز) و كودتا (مانند جنبش آزاديبخش بحرين) درصدد نابود كردن رژيم حاكم هستند. در نقطه مقابل، گروههايي قرار دارند كه شرايط فعلي را براي دست زدن به اقدامات مسلحانه مساعد نميدانند، و با توسل به شيوههاي مسالمتآميز از قبيل شركت در انتخابات پارلماني در پي تغيير نظام موجود هستند (مانند حزب اسلامگراي رفاه). اما گروههاي ديگري هم وجود دارند كه به هردو روش پايبندند; جنبش حزبالله نمونهاي از اين گروه است كه در مصاف با اسرائيل و حكومت ماروني لبنان و به منظور استقرار حكومت اسلامي به دو روش متمايز و در عين حال مكمل هم، يعني جنگ با اسرائيل و شركت در انتخابات مجلس، روي آورده است. (۳۴)
انقلاب اسلامي ايران در تولد و تحرك سياسي بسياري از جنبشهاي اسلامي سياسي نيز نقش داشته است. چنين تاثيري با مروري بر پرونده سياسي جنبشهاي اسلامي دهههاي اخير بهروشني ديده ميشود.
برخي از گروههاي اسلامي سياسي، تولد و موجوديتخود را مديون انقلاب اسلامياند. اين گروهها دو دستهاند:
۱) دستهاي كه از يك جنبش اسلامي غيرفعال پيشين منشعب شدهاند; مانند امل اسلامي از جنبش امل و جنبش جهاد اسلامي از اخوانالمسلمين فلسطين، كه بلافاصله پس از پيروزي انقلاب اسلامي، نخستين مركز جهاد اسلامي فلسطين در نوار غزه فعال شد. (۳۵)
۲) دسته ديگر كه وابسته به جنبشي و گروهي نبودهاند، بلكه موجود و پديدهاي جديدند; مانند نهضت اجراي فقه جعفري پاكستان. اگرچه دسته اخير بيش از دسته نخست، مدافع و متاثر از انقلاب اسلامي است، اما همه اين گروهها در دفاع از انقلاب اسلامي ايران، پيروي از رهبري آن و نيز الگو قرار دادن آن، اتفاق نظر دارند.
بعضي ديگر از گروهها و جنبشهاي سياسي اسلامي به تاثير از تجديد حيات اسلام كه از ثمرات انقلاب اسلامي ايران در قرن اخير است، از حالت ركود، رخوت و انفعال خارج شدهاند، و با نيرو و سازماندهي جديدي به مبارزه نظامي و سياسي خود عليه حكومت و دولتهاي حاكم پرداختهاند. مثلا حركت اسلامي در دانشگاههاي النجاعع، بيرزيت، غزه، بيتالمقدس و الخليل، به نحو چشمگيري پس از انقلاب اسلامي، گسترش يافت (۳۶) و يا فعاليت گروه جامعهٔالمسلمين كه حضوري محدود در نوار غزه داشت، اما در پي انقلاب اسلامي ايران و نيز به دنبال احكام صادره از سوي دادگاه نظامي رامله عليه اعضاي آن، افزايش پيدا كردند. (۳۷) بخشي از اين گروهها، تنها به افزايش حجم فعاليتهاي خود اقدام كردهاند و در روند مبارزه به شيوههاي مسالمتآميز توجه دارند. بخشي ديگر بر شدت و حجم تلاشهاي ضددولتي خود افزودهاند، و با تكيه بر روشهاي مسلحانه درصدد نابودي رژيمهاي حاكم هستند. سازمان انقلاب اسلامي جزيرهٔالعرب از گروه نخست و از جبهه اسلامي سوريه از گروه دوم محسوب ميشوند.
انقلاب اسلامي ايران در تحرك سياسي آن دسته از جنبشهاي بهظاهر اسلامي كه هيچگونه و يا كمترين علقهاي به انقلاب اسلامي ندارند، هم به شكل ديگري مؤثر بوده است.
اين گروهها كه با تولد انقلاب اسلامي و به منظور مقابله با آن متولد و يا گسترش يافتهاند، با كمك دولتها و اشخاص مخالف انقلاب اسلامي و بهويژه با پشتيباني و حمايت مالي دولتهايي چون دولت پادشاهي عربستان سعودي شكل گرفتهاند. وهابيت در پاكستان، ساف در فلسطين اشغالي و سازمان پيكار اسلامي در عراق، نمونههايي از اين گروهها بهشمار ميروند. به همين جهت، بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، صف اسلام سازشكار (اسلام امريكايي) از صف اسلام ناب محمدي (ص) كاملا جدا شده است. از اين رو، كشورهاي عربي مسلمان براي جلوگيري از ظهور قيام مردمي متاثر از انقلاب اسلامي، تلاش فراواني را براي بهبود بخشيدن به وضع اقتصادي و تظاهر به اسلام آغاز كردهاند. (۳۸)
ب) بازتاب فرهنگي
امور فرهنگي از آن حيث مهم هستند كه پايه و اساس امور سياسي، حركتهاي سياسي را فراهم ميآورند. به ديگر سخن، امور فرهنگي زمينهساز امور سياسياند. به اين دليل، رنگ و بوي سياسي به خود ميگيرند، و در مقوله سياسي، شايستگي مطرح شدن را مييابند. از اين رو، در اين بخش، صرفا چند مقوله فرهنگي بازگشتبه ارزشهاي مبارزه اسلامي، پيروي شعائر و شعارهاي انقلابي ايران و... مطرح ميشود. البته ذكر اين چند مورد، به معناي آن نيست كه ساير امور فرهنگي بياهميتاند.
انقلاب اسلامي ايران ارزشهاي فرهنگي نويي را در مبارزه سياسي جنبشهاي اسلامي مطرح كرد. يكي از اين ارزشها، گرايش به جهاد است. جنبشهاي اسلامي پس از انقلاب اسلامي ايران، جهاد، شهادت و ايثار جان را به عنوان اصول اساسي پذيرفتهاند. به بيان ديگر، اصولي چون جهاد، شهادت و فداكاري كه سمبل حركتهاي انقلابي شيعيان و شعار انقلاب اسلامي بود، به عنوان اصول اساسي مبارزه پذيرفته شد، و اكنون به آن، به ديده تكليف و فريضه ديني مينگرند. سخنگوي جنبش جهاد اسلامي فلسطين در ديدار با امام (ره) و در خطاب به ايشان گفت: «با ظهور انقلاب شما، ملت مسلمان و بزرگ ما فهميد كه راهش، راه جهاد و مبارزه است.» شيخ اسعد تميمي يكي از رهبران فلسطيني در اينباره گفت: «تا زمان انقلاب ايران، اسلام از عرصه نبرد غايب بود، حتي در عرصه واژگان، مثلا به جاي جهاد از كلماتي چون نضال و كفاح استفاده ميشد.» (۳۹) البته جنبشهاي سياسي اسلامي معاصر، اين كلمات را به شكلهاي مختلفي چون عمليات شهادتطلبانه (مثل فلسطين) و يا مبارزه مسلحانه و جنگ (مانند افغانستان) بهكار گرفتهاند. (۴۰)
مردمي بودن كه يكي از ويژگيهاي انقلاب اسلامي ايران است، در جنبشهاي سياسي اسلامي راه يافته است. به عبارت ديگر، اين جنبشها دريافتهاند كه اسلام، توانايي بسيج تودههاي مردم را دارد. بر اين اساس، آنها از اتكا به قشر روشنفكر به سوي اتكا به مردم گرايش يافتهاند، و در نتيجه پايگاه مردمي خود را گسترش دادهاند. مثلا هسته اصلي مبارزه در فلسطين را روحانيون، دانشجويان، جوانان و نوجوانان تشكيل ميدهند.
بههرروي، پس از انقلاب اسلامي ايران، جنبشها مبارزات خود را به صورت مردمي پي ميگيرند. به عقيده دكتر حسن الترابي رهبر جبهه اسلامي سودان، انقلاب اسلامي انديشه كار مردمي و استفاده از تودههاي مردم را به عنوان هديهاي گرانبها به تجارب دعوت اسلامي در جهان اسلام عطا كرد. گرايش به انديشه كار مردمي، جنبشهاي اسلامي را به سوي وحدتطلبي مذهبي و قومي سوق داد. به عنوان مثال، يكي از مواد بيانيه ششمادهاي مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق، بر وحدت اسلامي تكيه دارد. در مجموع، اين امر، جنبشهاي اسلامي سياسي را از اختلاف و تفرقه دور ساخته، آنها را از تشكيلات قويتر، امكانات وسيعتر، حمايت گستردهتر و پايداري بيشتر برخوردار ساخت. (۴۱)
شكل ديگر تاثيرات انقلاب اسلامي ايران بر جنبشهاي سياسي اسلامي معاصر، به تقليد شعارهاي انقلاب اسلامي از سوي جنبشگران مسلمان برميگردد. مثلا، شعار مردم مسلمان معترض تركيه، قبل از كودتاي ۱۳۵۹ آن كشور، استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي بود. شهروندان كابل بر فراز بام منازل خود فرياد اللهاكبر سرميدادند، در پلاكاردهاي مسلمانان مصر شعار لاشرقيه و لاغربيه ديده شده است. مردم كشمير در راهپيمايي دويستهزار نفري ۱۳۶۹ شعار «اللهاكبر» و «خميني رهبر» را مطرح كردند. جهاد اسلامي فلسطين بر آن است كه فلسطينيها همان شعارهايي را سرميدهند كه انقلاب اسلامي منادي آن بود. آنان با صداي بلند فرياد ميزنند: لااله الا الله، اللهاكبر، پيروزي از آن اسلام است. درواقع، آنها شعارهاي قومگرايي و الحادي را به يكسو انداختند، و شعارهاي انقلاب اسلامي را برگزيدند. در سالهاي ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۹ در خيابانهاي كيپتاون افريقاي جنوبي شعار و نداي اللهاكبر، بسيار شنيده شد. اين يادآور و مؤيد اين كلام رهبري انقلاب است كه فرياد اللهاكبر مردم الجزاير بر شتبامها درس گرفته از ملت انقلابي ايران است. (۴۲)
جنبش سياسي اسلامي معاصر به تاثير از انقلاب اسلامي ايران از مسجد سرچشمه ميگيرد و به مسجد و اماكن مقدسه ختم ميشود. حتي دانشجويان انقلابي، حركتهاي ضددولتي خود را در مسجد دانشگاهها سامان ميدهند. بدينسان مساجد رونق تازهاي يافتهاند، و مرتب بر ساخت مساجد تازه افزوده ميگردد. به عنوان مثال، تعداد مساجد ساختهشده در فلسطين، طي سالهاي ۱۳۷۸ و ۱۳۷۹ سهبرابر سالهاي قبل از آن بود. برنامههاي مساجد نيز افزايش يافته; گفتوگوهاي سياسي در مساجد زياد شده; گرايش به مسجد و نمازهاي جمعه و جماعت فزوني گرفته و مساجد بيش از گذشته به مركز مخالفتهاي ضددولتي تبديل گرديده است. هستههاي اصلي مبارزه از درون مساجد و با فكر و انديشه اسلامي شروع و گسترش مييابد و مبارزات به شكلي مردمي و همهجانبه درآمده است. به همين دليل، دومين مرحله انتفاضه كه در ماههاي پاياني ۱۳۷۹ شكل گرفت، به انتفاضهٔالاقصي معروف است. قبل از آن نيز، به انتفاضه، انقلاب مساجد ميگفتند.
شايد به اين علت، امام جماعت مسجدالاقصي ميگويد: مسجد به صورت منبع الهام، ثبات و پيوستگي مبارزان فلسطيني عليه اشغالگران درآمده است. (۴۳)
از ديگر مظاهر انقلاب اسلامي ايران كه در پيروان جنبشهاي سياسي اسلامي معاصر ديده ميشود، حجاب است. با پيروزي انقلاب اسلامي، گرايش به حجاب اسلامي در اقصينقاط جهان اسلام، فزوني گرفت. حتي در برخي از كشورهاي اسلامي چون لبنان و الجزاير، چادر كه سمبل حجاب ايراني است، مورد استفاده قرار گرفت. در تركيه، عليرغم مخالفتهاي دولتي، عايتحجاب رو به گسترش است. زنان فلسطيني گرايش بيشتري به حجاب پيدا كردهاند. در كنار آن، گرايش به نماز بيشتر شده; انتشار مجلات و نشريات اسلامي افزايش يافته و مشروبفروشيها و مراكز فساد و فحشا فراوان مورد حمله قرار ميگيرند. حجاب اسلامي، حتي تا دل اروپا هم نفوذ كرده است; به گونهاي كه گرايش به حجاب در مدارس فرانسه و مخالفت مكرر دولت اين كشور با حجاب، پديدهاي به نام جنگ روسري را پديد آورده است. (۴۴)
يكي ديگر از آثار فرهنگي انقلاب اسلامي ايران بر حركتهاي اسلامي و سياسي معاصر، تظاهرات به سبك ايران است كه در برخي از كشورهاي اسلامي اتفاق افتاد. مثلا مردم شهرهاي عراق، چون نجف و كربلا در تاييد انقلاب اسلامي ايران و به تاسي از آن، در روز ۲۳ بهمن ۱۳۵۷، تظاهراتي شبيه به ايران برپا نمودند. در پي آن، تظاهراتي به شكل ايران در شهرهاي كاظمين، الثوره، بغداد و دياله به رهبري آيتالله سيدمحمدباقر صدر برقرار شد. حتي در آغاز انتفاضه جديد مردم عراق، يعني در ۱۳۷۰، آنان همانند تظاهراتكنندگان ايراني مخالف شاه در سالهاي ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷، شهر حلبچه را خمينيشهر نامگذاري كردند، و كنترل شهرها را به دست گرفتند. شيعيان عربستان سعودي اندكي پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، در شهرهاي قطيف، صفرا، اباقيق، خنجي و شيهات دستبه تظاهرات زدند. تظاهرات مشابهي در سال ۱۳۵۷ در شهرهاي قونيه، يوزكات و كوجائيلي تركيه صورت گرفت. اين روند، كم و بيش در سالهاي بعد نيز ادامه يافت. (۴۵)
شعارنويسي به شيوه مبارزان انقلابي ايران مورد توجه جنبشگران مسلمان است. به عنوان مثال، مردم مصر در مخالفتبا رژيم مبارك، شعارهاي لااله الا الله، محمد رسولالله (ص) و آيات قرآن را بر روي شيشه اتومبيل مينويسند. در نجف، شعارهايي از قبيل «بله به اسلام و نه به عفلق» بر روي ديوارها نوشته ميشد. در انتفاضه ۱۵ شعبان ۱۳۷۰ عراق، شعار «النجدي يا ايران» به چشم ميخورد. علاوه بر آن، اعلاميهها، سخنرانيها و پوسترها به شكل مشابه آنچه در ايران اتفاق افتاد، در كشورهاي اسلامي چاپ و انتشار مييابد. هنوز در منطقه شيعهنشين بيروت يعني ضاحيه، شعارهاي انقلاب اسلامي و تصاوير رهبري آن وجود دارد. (۴۶)
● بررسي يك نمونه
بهترين پاسخ به اين پرسش كه انقلاب اسلامي به چه ميزان بر جنبشهاي اسلامي معاصر تاثير گذاشته است، معرفي و توصيف مصاديق آن است. البته مصاديق متعددند، اما برخي از آنها داراي برجستگي بيشتري هستند. در اين مورد، لبنان و حزبالله برجستهترين نمونه است.
بين ايرانيان و لبنانيها، علقههاي فراواني چون پيوندهاي تاريخي علما و مردم جبلعامل با ايران دوران صفويه، فعاليتهاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي روحاني بلندآوازه ايراني، امام موسي صدر به عنوان رهبر شيعيان لبنان، تشكيلات برجايمانده از او يعني جنبش امل، حضور شيعيان بسيار در لبنان، وجود دشمن مشترك (اسرائيل)، حمله اسرائيل به جنوب لبنان، كمكهاي انساندوستانه جمهوري اسلامي ايران به محرومان لبناني، مهاجرت و سكونت دائم تعدادي از اتباع لبنان در ايران و... وجود دارد. اين پيوندها باعثشده است كه انقلاب اسلامي ايران بيش از هرجا در لبنان مؤثر باشد. اين تاثير در زمينههاي متعددي مشاهده ميشود. در زمينه فرهنگي، تعداد زيادي از تصاوير بزرگ امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري در نقاط مختلف لبنان به چشم ميخورد. بر روي ديوارهاي آن عكس شهدايي ديده ميشود كه جان خود را در راه مبارزه عليه امريكا و رژيم صهيونيستي (دشمن شماره يك ايران) از دست دادهاند. مردان با ظواهر اسلامي در خيابانها رفتوآمد ميكنند. زنان ملبس به حجاب اسلامياند و در اجتماعات عمومي، جايگاه زنان از مردان جداست. مردم لبنان از دولت ايران به عنوان يك دولت انقلابي و اسلامي حمايت ميكنند. (۴۷)
در لبنان، حزبالله بيش از هر گروه سياسي اسلامي ديگر، تحت تاثير انقلاب اسلامي ايران قرار دارد. علاوه بر زمينههاي مشترك موجود بين ايران و لبنان، انگيزههاي ديگري موجب چنين تاثير شگرف شده است. اين انگيزهها را ميتوان در پذيرش رهبري انقلاب اسلامي به عنوان رهبر ديني و سياسي از سوي حزبالله و كمكهاي تسليحاتي، مالي و... ايران به حزبالله خلاصه كرد. همچنين حزبالله از لحاظ اقتصادي و اجتماعي با اعطاي كمكهاي تحصيلي به مستضعفان، توزيع داروي رايگان بين بيماران، تقسيم آب بين نيازمندان، ارائه خدمات درماني به محرومان، البته در پرتو حمايت ايران بهشدت فعال است. در عين حال از لحاظ نظامي از اسلحه و جنگ جدا نيست. بلكه بر پايه اصل جهاد همواره آماده پاسخگويي به حمله احتمالي دشمن صهيونيستي است، و در اينباره، اعضاي حزبالله لبنان بر اساس شعار اسلامي امام خميني (ره) يعني اسرائيل بايد از بين برود، قسم ياد كردهاند كه جنگ با اسرائيل را تا آخرين لحظه ادامه دهند. در بعد فرهنگي، حزبالله شعارهايي را از انقلاب اسلامي به عاريت گرفته و سمبلهاي انقلاب اسلامي را نماد خود نيز ميداند. پيروزي حزبالله در دو دهه از فعاليتش عليه اسرائيل در مقايسه با فعاليت ۴۰ و ۵۰ساله ساف، نشان از سودمندي استفاده از شعارهاي اسلامي و جهاد مقدس عليه اشغالگران و عدم اتكا به كشورهاي ديگر در مبارزه ضداسرائيلي دارد. (۴۸)
حزبالله لبنان در بعد سياسي هم بهشدت از انقلاب اسلامي ايران تاثير پذيرفته است، و برخلاف جنبش امل، رهبري انقلاب ايران را در دو بعد سياسي و مذهبي و بر پايه اصل ولايت مطلقه فقيه پذيرفته است. به همين جهت از مواضع منطقهاي و جهاني جمهوري اسلامي ايران حمايت ميكند، و در پي تاسيس حكومت اسلامي، مشابه جمهوري اسلامي در لبنان است. حسين موسوي رهبر جنبش امل اسلامي در اينباره ميگويد: «ما به جهان اعلام ميكنيم كه جمهوري اسلامي مادر ماست. دين ما، ملكه ما، خون ما و شريان حيات ماست.» (۴۹) در مجموع ميتوان گفت كه علت توفيق حزبالله دو چيز است:
اولا، به مبارزه رنگ اسلامي زد، شعارهاي اسلامي برگزيد، عليه اشغالگران، اعلام جهاد كرد.
ثانيا، بدون اتكا به كشورهاي ديگر، مبارزه خود را اداره كرد و آن را به انجام رسانيد. هريك از اين دو علت، برگرفته از انقلاب اسلامي ايران است.
● فرجام سخن
انقلاب اسلامي تلاشي براي زنده كردن خدا در محور حيات انسان (۵۰) و نيز، روشي براي زندگي فراتر از همه اختلافات ملي، قومي و مذهبي بود. (۵۱) به بيان ديگر، انقلاب اسلامي از انقلابهايي است كه حركت و آثارش در چهارچوب مرزهاي يك كشور خلاصه نميشود، بلكه ديدگاه فراملي دارد. از اين رو، بر روي ملتها حساس است و تمايل به فراگير شدن دارد. بنابراين، بر جنبشهاي اسلامي سياسي معاصر تاثير گذاشته، و به آنان جرات و جسارت مبارزه داده است، و به آنان ميگويد اسلام به ملتي خاص تعلق ندارد و هدف آن، نجات محرومان و مستضعفان است. نتيجه آن كه، انقلاب اسلامي چراغ رستگاري و نجات را برافراشته است، البته اين كه مسلمانان، بهويژه جنبشهاي اسلامي بتوانند از نور اين چراغ به هدايت و سعادت نايل آيند، به عوامل متعددي بستگي دارد كه مهمترين آن، اراده و تلاش آنها در چهارچوب اسلام و با الگوگيري از انقلاب اسلامي است
نويسنده: مرتضي - شيرودي
پينوشتها:
۱. انورابوطه، «تاثير امام خميني (ره) و انقلاب اسلامي در انديشه و عملكرد جنبش جهاد اسلامي فلسطين» ، ترجمه مهدي سرحدي، فصل نامه حضور، شماره ۳۳ (پائيز ۱۳۷۹) ص ۹۸ - ۸۰.
۲. فصلنامه راهبرد، شماره ۱۲ (زمستان ۱۳۷۵) ص ۸.
۳. محمد جواد لاريجاني، مقولاتي در استراتژي ملي (تهران: ترجمه و نشر كتاب، ۱۳۶۹)، ص ۶.
۴. فصلنامه راهبرد، شماره ۱۲ (زمستان ۱۳۷۵) ص ۱۰.
۵. امام خميني (ره)، وصيت نامه سياسي - الهي (تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ۱۳۶۸) ص ۷.
۶. انور جندي، اسلام و جهان معاصر، ترجمه حميد رضا آژير (مشهد: آستان قدس، ۱۳۷۱) ص ۲۶۰ - ۲۵۷.
۷. امام خميني (ره)، صحيفه نور، ۲۲ ج، ج ۲ (تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ۱۳۶۱) ص ۳۳.
۸. رسول جعفريان، مقالات تاريخي، ۷ ج، ج ۵ (قم: الهادي، ۱۳۷۸) ص ۲۳۸.
۹. جندي، همان.
۱۰. امام خميني (ره)، صحيفه نور، ج ۱۶، ص ۲۸۹.
۱۱. همان، ج ۲۰، ص ۶.
۱۲. جميله كديور، رويارويي انقلاب اسلامي و آمريكا (تهران: اطلاعات، ۱۳۷۲) ص ۹۹.
۱۳. همان، ص ۱۱۴ و ۱۰۰.
۱۴. امام خميني (ره)، صحيفه نور، ج ۶، ص ۷۶۸.
۱۵. فصلنامه حضور، شماره ۳۴ (زمستان ۱۳۷۹) ص ۱۴.
۱۶. جعفريان، همان، ص ۲۴۱.
۱۷. همان، ص ۲۴۳.
۱۸. همان، ص ۲۴۵.
۱۹. امام خميني (ره)، صحيفه نور، ج ۱۱، ص ۴۵.
۲۰. همان، ج ۱۳، ص ۲۶۳.
۲۱. همان، ص ۱۲۳.
۲۲. كيهان (۲۲ آذر ۱۳۶۹) ص ۱۲.
۲۳. جعفريان، همان، ص ۲۳۶.
۲۴. حسين كرهرودي، «انتفاضه فلسطين مولود اصولگرايي اسلامي معاصر» ، فصلنامه علوم سياسي، سال چهارم، شماره ۱۴ (تابستان ۱۳۸۰) ص ۱۹۹.
۲۵. كديور، همان، ص ۱۰۸.
۲۶. جعفريان، همان، ص ۲۴۷ و ۲۳۷.
۲۷. همان.
۲۸. محمد حسين جمشيدي، «ارتباط متقابل انقلاب اسلامي ايران و جنبش شيعيان عراق» ، مجموعه مقالات انقلاب اسلامي و ريشههاي آن، ۲ ج، ج ۲ (قم: نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاهها، ۱۳۷۴) ۳۹۴ - ۳۹۱.
۲۹. جمهوري اسلامي (۴ بهمن ۱۳۷۱)، ص ۸.
۳۰. دستاوردهاي عظيم انقلاب شكوهمند اسلامي ايران در گستره جهان، ۲ ج، ج۲ (تهران: سازمان ارتباطات فرهنگي، بيتا) ص ۴۸ - ۳.
۳۱. جمعي از نويسندگان، انقلاب اسلامي چرايي و چگونگي رخداد آن (قم: نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاهها، ۱۳۷۸) ص ۲۱۳.
۳۲. جمشيدي، همان.
۳۳. حميد احمدي، «انقلاب اسلامي ايران و جنبشهاي اسلامي در خاورميانه عربي» ، مجموعه مقالات پيرامون جهان سوم (تهران: سفير، ۱۳۶۹) ص ۱۵۷ - ۱۱۷.
۳۴. دستاوردهاي عظيم انقلاب شكوهمند اسلامي ايران در گستره جهان، همان.
۳۵. كديور، همان.
۳۶. همان، ص ۱۱۴.
۳۷. هادي خسروشاهي، حركتهاي اسلامي در فلسطين (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، ۱۳۷۰) ص ۱۴۳.
۳۸. كديور، همان، ص ۱۰۸. جعفريان، همان، ص ۲۴۷.
۳۹. كرهرودي، همان.
۴۰. جعفريان، همان.
۴۱. كرهرودي، همان، ص ۳۰۵.
۴۲. جمشيدي، همان. كرهرودي، همان، ص ۲۹۹. جمهوري اسلامي (۱۳/۷۶۳) ص ۸.
۴۳. كرهرودي، همان. مهدي حسني، فلسطين و صهيونيسم (قم: مركز تحقيقات اسلامي سپاه، ۱۳۷۶) ص ۸۱.
۴۴. دستاوردهاي عظيم انقلاب شكوهمند اسلامي ايران در گستره جهان، همان.
۴۵. همان.
۴۶. جمشيدي، همان; جعفريان، همان.
۴۷. دستاوردهاي عظيم انقلاب شكوهمند اسلامي ايران در گستره جهان، همان.
۴۸. همان.
۴۹. كديور، همان، ص ۱۱۶.
۵۰. فصلنامه حضور، شماره ۲۷ (بهار ۱۳۷۸) ص ۷۰.
۵۱. فصلنامه حضور، شماره ۳۴ (زمستان ۱۳۷۹) ص ۱۴.
باشگاه انديشه